و این جلسه هفتمی هست که ما صحبت میکنیم
راجع به آقای خامنهای، ذهنیت، شخصیت و
کارنامه سیاسیش. در این جلسه من تصمیم
گرفتم که راجع به رابطه ایشون با
شعر صحبت بکنیم و با ادبیات و ببینیم که
چه رابطهای بین سیاستمدار و ادبیات میتونه
به وجود داشته باشه. میدونید که آقای
خامنهای
هم شعر میگن هم شعر خیلی دوست دارن
و هم در تمام این دوران
رهبریشون و بعد قبلش ریاست جمهوریشون
مجالس شعر و محافل شعر داشتن قبل از
انقلابم همین طور و اخیراً هم د تا غزل از
ایشون منتشر شده که
خیلی بار سیاسی داشته یکی غضلیست که
ایشون در آستانه
وعده صادق که
در حقیقت حمله موشکی ایران به اسرائیل بود
سرودند من این غزلو براتون میخونم ظاهراً
غزل سروده چند سال پیشه ولی انتشارش در
این زمان بوده حالا چند تا بیتشو از این
میخونم که حالا با حال هوای شعر ایشون
آشنا بشیم دلا ز معرکه محنت و بلا مگریز
چو گرد به هم پیچ چون سبا مگریز تو راست
معجزه در کف ز ساحران مهراس عصا بیفکن و
از بیم اژدها مگریز
تو موج غیرت و عزمی ز
بیم مدار هزر ز قرش طوفان مکن ز جا مگریز
چو ذوالفقار
چو ذوالفقار و چو حیدر بزن سلام مگزی تو
از توار دلیران خیبر و بدری چو ذوالفقار و
چو حیدر بزن سلا مگریز به نوشخند منافق
زره کناره مگیر به زهرخند معاند به انزوا
مگریز
امین خلق و امانتگذار
یزدان باش به صدق کو و خطر کن ز مدعا
مگاری خب این غزل میبینید که ی یک سری به
اصطلاح کلمات داره که بار سیاسی کاملاً
مشخصی داره مثل پرچم و مثل داستان
موسی و ساحران و خود کلماتی مثل معاند که
کلمه کاملاً سیاسیه یا کلمه منافق که کلمه
کاملاً سیاسی هست و کل جزء ادبیات جمهوری
اسلامی هست کلمات در حقیقت بسیار سخیف هست
از وس بیمعنا و کاملاً
[موسیقی]
حکومتی استفاده شده و با این کلمات هزاران
انسان کشته شدن و هزاران انسان
زندگی امنیت جان و سرنوشتشون رو از دست
دادن و خیلی تیکه یه شعره که ازش خون
میباره در حقیقت شعر شعر خیلی خونار خیلی
شعر از نظر انسانی خیلی شعر سیاهیه ولی خب
این شعر گفته شده برای اینکه در حقیقت
آقای خامنهای بگه که ما
در موضع حقیم و دشمنانم در موضع باطل و در
نهایتم ما پیروز میشیم
Yeah.