یک مسلمان واقعی باید مخالف با اسراییل باشد

این تضاد در حقیقت اونچه که اینها مبارزه میکردن براش برای اون این بود که دولت‌های اسلامی از جمله دولت شاه رو یک دولتی میدونستن که غیر اسلامیه و دولت غیر اسلامی جامعه رو غیراسلامی می‌کنه. خب و معتقد میم که یکی از مهم‌ترین دلایلی که حکومت شاه غیراسلامی هست این هست که نه تنها با آمریکا و با غرب رابطه حسنه داره بلکه با اسرائیل هم رابطه دشمنانه نداره و حتی رابطه کمابیش حسنه‌ای داره و این باعث شد که اسرائیل ستیزی در کنار آمریکا ستیزی یک به تدریج تبدیل تیل بشه به مهمترین ویژگی نظام‌هایی که از نظر این بنیادگرایان اسلامی نیستن و مهم‌ترین عنصری که به اصطلاح اسلامگرایی یا اسلام واقعی رو تعریف می‌کنه. یعنی اگر شما به اخوانالمسلمین یا بنیادگرایان بگین که مسلمون واقعی کیه میگن اصلاً مهم نیست شیعهست یا سنیه اگر چون این هویت‌های فرقه‌ای همش ضد اتحاد هست همش تفرقه و اختلاف ایجاد می‌کنه مهم‌ترین عنصری که یک مسلمان واقعی رو تعریف می‌کنه این که مخالف با اسرائیل باشه چون اسرائیل از نظر اون‌ها قلب تپنده و در حقیقت میوه کامل ملدرنیته و غرب هست. اسرائیل اگر شما باهاش مخالف نباشید یعنی که شما در نهایت با غرب مشکلی نداره که همین آقای خامنه میگه اهل مذاکره‌ای اهل مماشاتی اهل سازش هستی اونجایی معلوم میشه تو اهل سازش نیستی که با اسرائیل سازش نخوری و سازش با اسرائیل آخرین چیزیست که یک تفکر بنیادگرایی اسلامی می‌تونه بهش به اصطلاح فکر بکنه. خب و در سخنرانی‌های آقای خامنه‌ای و در بازجروهای آقای خامنه‌ای و دیگران آقای رفسنجانی و دیگران آقای خود آقای خامنه‌ای مسئله اسرائیل خیلی برجسته است. شما توجه داشته باشین که در این سخنرانی‌ها همه ارجاع میشه به یهود. اینو این نکته رو من باید بگم. یعنی قبل از انقلاب علیه اسرائیل صحبت کردن با علیه یهود صحبت کردن یکی بود. انقدر تمایزی بین اسرائیلی و یهودی گذاشته نمیشد. یعنی به عبارت دیگه کاملاً ادبیات ضد یهود به کار می‌رفت. اون کتاب چی اسمش؟ کتاب چیه؟ علمای صهیون که یادم رفت که در حقیقت یه کتاب جعلیست که درست کرده بودن برای تبلیغ علیه یهودیت به فارسی منتشر شد و بسیار دست به دست میشد. سید محمد شیرازی یه کتاب نوشت به نام دنیا بازیچه یهود و و عربی و به فارسی و یهودیت بود که در حقیقت دشمن اسلام به شمار میرد. در سخنرانی آقای خامنه‌ای اینو قشنگ می‌بینیم در فعالیت در بازجویی‌هاش میگن که شما مثلاً چرا سخن میکردی علیه یهود بخش دیگر بخش سنتی جامعه اصلاً به مسئله اسرائیل کاری نداشت آقای خمینی در خاطرات طباطبایی که برادر برادرزن احمد خمینی بود در خاطراتش میگه که من اینطور رفتم نجف و دیدم آقای خمینی خیلی ناراحته گفتم شما چرا ناراحت تین گفت که این آخوندا من از دست این آخوندا گفت چرا گفت به خاطر اینکه اینها در مورد اسرائیل هیچ واکنشی نشون نمیدن وقتی بهشون میگم که چرا در مورد اسرائیل شما حرف نمی‌زنین میگن که مگه اسرائیل قراره حمله کنه به نجف میگم نه میگه خب ما چیکارش داریم چرا میخوایم علیه اسرائیل حرف بزنیم به عبارت دیگه اون بخش سنتی جامعه یا روحانیت اون‌ها کمکم داشتن در چار چهارچوب یک دولت ملی خودشونو تعریف می‌کردن مثل آقای بروجردی بعد مثل آقای شریعتمداری و مثل آقای حالا در عراق آقای حکیم اینا داشتن قبول میکردن که خب ما در یک چهارچوب هویت ملی و در حقیقت یک دولت ملت ما خودمون رو نهاد روحانیتو باز تعریف کنیم اما بخش دیگر روحانیت نمیتونست اینو قبول کنه یعنی میخواست همچنان ان مرزها رو نادیده بگیره و در حقیقت یک خودشو یک هویت واحد در مقابل کفر تعیین کنه یعنی همون در تقسیم‌بندی دارالاسلام و دارالکفر که جهان یا سرزمین کافرانه یا سرزمین مسلمانانه و این به اصطلاح مهم‌ترین عنصریست که یک اسلام‌گرای شیعه سنتی فارسی زبان ایرانی رو می‌تونه با یک عرب سنی مذهب مثلاً آفریقایی متحد بکنه. بنابراین اسرائیل ستیزی یه چیزی نیست که فقط یک فایدهش این باشه که یا هدفش این باشه که اسرائیلو نابود کنه. بلکه اسرائیل ستیزی تنها عنصری هست که می‌تونه وجه مشترک همه مسلمون‌ها قرار بگیره. ب بالقوه فارغ از اینکه کدوم کشور زندگی می‌کنن و فارغ از اینکه چه مذهبی دارن. در نتیجه جمهوری اسلامی در سیاست خارجیش کاملاً سیاست اتحاد اسلام رو پی می‌گیره. یعنی در همکاری با گروه‌های بنیادگرا یا سازمان‌های تروریستی اودا براش عنصر شیعه مهم نیست. یعنی همون قدر به حماس اعتبار میده، همکاری می‌کنه، کمک نظامی می‌کنه و کمک کم انواع و اقسام کمک‌های دیگه می‌کنه که به حزبالله. چون این عرصه خار از ایران، عرصه بین‌المللی عرصه تقابل اسلام ناب محمدی و کفر هست و هدف از بین بردن کفر و برقراری حکومت اسلامی هست. اما در داخل کشور چون که مشروعیت رهبر به ولایت فقیه هست و ولایت فقیه یعنی فقیه شیعه در داخل کشور همچنان اون سیاست سنتی یعنی برتری شیعه بر سنی و حرمت حکومت سنی‌ها بر شیعه یعنی شیعه نباید بره زیر فرمانروایی یک سنی قرار بگیره همون طور که حرام کافران رو به فرمان‌روایی خودش برگزینه. همون طورم نباید سنیها بهخاطر اینکه شیعیان برترند از سنی‌ها ولی در خارج اینطوری نیست. در ایران سنی‌ها سرکوب میشن. در خارج سنی‌ها اگر با آمریکا و اسرائیل بستیزن میشن در حقیقت متحد جمهوری اسلامی. ‏Yeah.