ایده چیز ایده اخوانالمسلمین این بود که
فداییان اسلام تبدیل بشه به شعبه ایرانی
اخوانالمسلمین
در نتیجه یه پشتوانه تبلیغاتی براش فراهم
کردن شروع کردن به وارد کردن کتابهای به
اصطلاح نوشتههای که مربوط به
چیز بود اخوانالمسلمین بود مخصوصاً
نوشتههای سید قطب سید قطب
در حقیقت کسیست که تروریسم اسلامی به پدر
تروریسم اسلامیه و کسیست که کتاب
معالمطریقش
گروههای تکفیری و گروههای
انتحاری رو ساخت و یعنی در نهایت
طیف تندروی اسلامگرایان هست و میراث شومش
همچنان داره به جهان انسانی خسارت میزنه.
آقای خامنهای این خیلی جذب سید قطر شد.
دلیلشم این بود که سید قدسب یک نصری داره
بسیار نصرش خب اولاً ادیب بود اولش خیلی
مذهبی نبود اصلاً اومد آمریکا
و ادیب بود نویسنده بود بعد مذهبی شد
منتها چه مذهبی و این نصر بسیار زیبای
عربیش رو در خدمت
تفسیر قرآن قرار داده بود در در خدمت به
اصطلاح تبلیغ دینی اونم با به اصطلاح
مسخ کردن اون محتوای قدیمی به یک محتوای
کاملاً جدید زبانی که مون میزنه با زبان
مثلاً مارکسیستا و نمیدونم
آنارشیستا و این حرفا زبانیست که یعنی یک
آنارشیسم مدرن آوانگارد
حلاله
آقای خامنهای افتاد به جون کتابای این خب
اینا تو من براشونم خیلی استفاده میکردن
حالا نوشتههای
قطبم بخونید همینه دیگه رفته عصبانیه و
اصلاً وقتی که شما در یه فضای انقلابی
قرار دارید و کاملاً در به اصطلاح دورانی
هستید که روح انقلاب براش حاکم هست عقل
تعطیله اصلاً شما نمیتونی با همدیگه حرف
بزنی همواره یا شما با کسایی که با موافقن
داری فریاد از خوشی میکشی یا با کسی که
مخالفن فریاد از دشمنی ارتباطا اینجوریه
پرسرصدا پر تصادم پرهیجان
کسی به حرفی گوش نمیده براش ناآشنا باشه.
آقای خامنهای میشینه شروع میکنه ترجمه
کردن. مخصوصاً یکی دو جلد از تفسیر سید
قطو ترجمه میکنه فی ضلال القرآن. سید قط
خب سلفیه. سلفیها گرایش یعنی وهابی دارن.
ضد شیعه هستن و شیعه رو بسیاری از کاراش
رو کاملاً شرک میدونن و مثلاً اگه اشتباه
نکنم تو یکی از
زیر آیه ولا تقرب الصلاة وم سکارا یک
حدیثی رو نقل میکنه سید قطب که این آیه که
وقتی که مستید نماز نخونید در مورد حضرت
علی هست یعنی این شکلیه
و آقای خامنهای در محیط
[موسیقی]
مشهد
به دلیل اینکه
یکی دو تا ترجمه چاپ میکنه از سید قد یا
به هر حال دیده میشه که میخونه مشخصه که
میخونه
بسیار بسیار تحت فشار قرار میگن ترد میشه
از
روحانیت و فضای مذهبی به دلیل اینکه
اخوانالمسلمین
یک جریان
خطرناک مذهبی به شمار میرفت که اون موقع
تازه وهابیت و عربستان گل کرده بود و
تبدیل میشد به یک قدرت فراگیر و یه تهدیدی
بود برای شیعه و بنابراین یه برچسبی بود
که سریع میزدن به کسی که یه ذره متفاوته
با خودشون به شریعتی میگفتن وهابی به
نمیدونم
به آقای بهشتی دیگران هر کس که متفاوت بود
میگفتن این عامل وهابیست بنابراین این به
اصطلاح تهمت وهابی بودن هم به آقای آقای
خامنهای زدن که اگه توجه کنید توی بعضی
از کتابایی که چاپ کرده یک جزوه کوچیکی
هست از سید قط چاپ کرده به نام آینده اذان
اسلام
اسم عنوان اصلیش مال سید قطب اینه که
المستقبلدین یعنی در آینده دین یعنی اسلام
همه جهان رو میگیره و اون تو مقدمهش
بخونید اولاً آقای خامنهای واقعی رو
میبینید آقای خامنهای که میگه باید همه
به اصطلاح نه تنها اینها کافران رو
مسلمانانی که انقلابی نیستن از کافرا
بدترن چون سید قطر معتقد بود که جوامع
اسلامی به دلیل اینکه حکومت اسلامی ندارن
و شریعت درش اجرا نمیشه از جوامع
کفر اینها فاسدترن به همین دلم
با استناد به این حرف بود که مبارزه با
حکومتها و براندازی حکومتها رو توجیه
میکرد
از اون طرفم آقای آقای خامنهای با
خانواده شریعتی در ارتباط بود و شریعتی هم
یه آدم جذاب. شریعتی کسی بود که
ب یک به اصطلاح مبلغ یا نویسنده مذهبی بود
که بینظیر بود. ب تا حالا نظیرش نیومده.
یعنی ویژگیهایی داشت که او رو منحصر به
فرد میکرد و کسی بود که شاید در اون اواخر
دهه ۴۰ و دهه اوایل دهه ۵۰
مطلقا رقیب نداشت اگر نگاه بکنید به
تظاهراتهای دوران انقلاب خیلی جاها
خواهید دید که عکس آقای خمینی نیست مثلاً
عکس آقای طالقانیه عکس نمیدونم مصدقه و
عکس شری حال یه عکس شریعتی هست
و آقای خ و شریعتی کسی بود که تمام
روحانیت تمام روحانیت یعنی به اصطلاح
قدرتهای بزرگ و مشایخ و مراجع و اینا
اینوریا تمام نیروشون رو بسیج کرده بودن
برای مبارزه با شریعتی به شکل بیرحمانی
یعنی یک نفر گذاشته بودن کنج دیوار و از
هر هیچ کاری پرهیز نداشتن یک داستانی بود
و این به جذابیت شریعتی اضافه میکرد به
خاطر اینکه هر چقدر که روحانیت به اصطلاح
اصطلاح از نظر جامعه جوان
بیسواد به اصطلاح سنتی مرتجعه عقب مونده
هر چقدر به این حمله میکردن این موجب میشد
که این نوتر جذابتر و به اصطلاح
[موسیقی]
حقیقیتر به نظر بیاد برای جامعه مذهبی
شریعتی پیامبر مدرنیته بود برخلاف اونچه
که فکر میکنن
خیلیا امروزه و به مدرن کردن جامعه جوان ح
محیطهای مذهبی خیلی کمک کرد. یعنی پسر و
دختری که نمیتونستن در محیط عمومی چندان
ظاهر بشن به خاطر اینکه فضاهای عمومی
بیشتر فضاهای غیرمذهبی بود شریعتی یک فضای
بسیار بزرگ در سطح ایران ساخت که در این
فضای عمومی هم بتونن متفاوت از
خانوادههای سنتی زندگی کنن و فکر کنن و و
در عین حال مسلمان بمونن حالا کاری ندارم
آقای خامنه به خاطر ارتباطش با شریعتی
ارتباط که میگم نه اینکه اینا خیلی همگری
نمیدن بلکه خیلی ابراز
دیگران ابراز علاقهشو به او میدن یعنی
میدونستن که این آدم طرفدار شریعتیه چون
شریعتی هم خیلی زیاد مشهد نبود نمیدونم
رفت درس خوند میرفت تهران ولی آقای
خامنهای همیشه مشهد بود
از این به خاطر ارتباطش با شریعتی هم از
جانب خانواده بخش سنتی
جامعه حوزه ایشون اون
درها بسته بودش. فراموش نکنید که وقتی
میگم روحانیت سنتی نمیپذیره شما کسی رو.
این به این معناست که اون بازاریههایی که
اونها خمس و زکاتشونو میدن به روحانیت و
در حقیقت پشتوانه مالی روحانیت هستن اونا
مثل ی سیستم عمل میکنن. اگه روحانیت ترد
کنید شما رو اونم ترد میکنه. یعنی اونا
هم حتی اگر شما آخوند باشید حت هیچگاه به
شما خمس و زکات نمیدن. به به شما اجازه و
امکان بهرهگیری از اون شبکه مالی رو
نمیدن در حقیقت مجازات میکنن شما و آقای
خامنهای به همین دلیل در شرایط سختی قرار
داشت به خاطر اینکه نه مثل مطهری و بهشتی
و اینها دانشگاه رفته بود که بتونه حداقل
در دبیرستان جایی تدریس بکنه نه کسی بود
که نویسنده باشه نویسنده نبود اصلاً کسی
که بدون چیزی بنویسه برای روزنامهها جذاب
باشه نه کسی بود که میتونست در اون فضای
ی مذهبی از به اصطلاح
نقشهای مذهبی استفاده بکنه و نمیدونم
عقدی بخونه منبری بره نمیدونم از اون پولا
استفاده کنه و این موقعیتشو دشوار کرد
ولی
اونچه که در ذهن این آقای خامنهای وجود
داشت این بود که
به اصطلاح به مارکسیسم
گرایششون بسیار تند بود مثل شبیه آقای این
ویژگی مشهد یاستی شبیه آقای م محمدرضا
محمدرضا حکیمی اون بخشی از طلبههایی که
مخصوصاً مشهد یا جذب مارکسیسم شدن حالا
اینکه میگن مارکسیسم از طریق همین
جزوههای حزب توده و بعد جریانهای جدیدتر
مثل فداییان و مجاهدین و اینا اینا خیلی
تند بودن یعنی مثلاً آقای مطهری خودش
بسیار بسیار گرایش چپ داشت یه کتابی نوشته
بود مبانی اقتصاد اسلامی که بعد از مرگش
منتشر شد و آقای خمینی که گفته بود در
سخنرانیش که آثار مرحوم مطهری همه بلا
استثنا قابل استفاده یعنی گفته بود همه
بخونن وقتی که کتاب چاپ شد چون در اون
کتابش کاملاً رویکرد بازار چیز بازار
آزادو
رد کرده بود کاملاً اقتصاد
کمونیستی آقای مهدوی کنی که روحانی تهرانی
و به اصطلاح از این ملاکان تهران بود و
آدم خیلی به اصطلاح ضد چپ رفت پیش آقای
خمینی گفت اینو جمع کنی و جمع کردن
بنابراین شما در حوزه هم که بودید چپ بودن
شما رو از دسترسی به منابع قدرت و ثروت که
در دست اون طبقه نسل قدیم هست بیبهره
میکنه طبیعتاً شما میری به سمت سمت اون
نیروی جدیدی که داره شکل میگیره و اون
نیروی به اصطلاح اسلامگرایی رادیکال و اون
شبکهست که اون موقع خب رهبر سردسته اصلیش
آقای خمینی بود و نمایندههایی که ایشون
در همه جا داشت و این نمایندهها
کسانی بودن که دقیقاً مثل یک
به اصطلاح چی میگن گروه زیرزمینی یک حزب
سیاسی
هوای هواداراشونو داشتن و مثلاً خود آقای
منتظری کسی بود که خیلی پل دریافت میکرد
در ایران و کسانی رو که در انقلابی بودن
یا به انقلاب کمک میکردن مدام اینها رو
به اصطلاح حمایت میکردن. بنابراین از نظر
مالی هم کشیده میشید شما به جریانهای
انقلابی به خاطر اینکه انقلاب بر خلاف
کسانی که امروزه از انقلاب حرف میزنن
انقلاب اقتصاد خودش رو داره و باید اقتصاد
خیلی قوی داشته باشه و خیلی هم گرونه
اقتصادش و آقای خام آقای خمینی بر حسب یک
بدبیاری که ملت ایران آوردن در یک مقطعی
قرار داشت که تونست از یک فرصت طلایی
استفاده بکنه و پول پول بسیار کلانی رو به
دست بیاره و انقلاب بکنه. بنابراین او
بیشتر از که آقای خامنهای به اقتصاد
روحانیت مذهب وابسته باشه به اقتصاد به
اقتصاد به اصطلاح بنیادگرایی و
اسلامگرایی
وابسته بشه. خب مثلاً اینا رو وقتی زندان
میافتادن وقتی
تبعید میشدن کی اینا رو اداره میکرد؟
همین شبکه عرض کردم شبکه مالی