همون طور که عرض کردم
آقای
خامنهای
در حقیقت چهارمین فرزند
سید جواد هست
بانو خدیجه دو نوزادشو پیشتر از دست داده
بود بعد هم محمد بود و بعد
پس محمد علی
بدری بدرسادات
هادی و محمد حسن این پنج خواهر و برادر
تنی و د تا خواهر ناتنی
حالا از بدری خانم بگم گفتم که رابطه بین
علی و بدری بسیار نزدیک بود بدری با آقای
علی تهرانی
روحانی سرشناس
مشهدی ازدواج میکنه. علی تهرانی هم خب یک
ماجرای خیلی عجیب و غریب داره بین علی
تهرانی. علی تهرانی از این آخوندای خیلی
جاهطلب و خیلی خود بزرگ بود و خب از این
طلبه یعنی یه چیز معمولی البته این در
میان طلبهها و روحانیها و اون دوران خب
یه مقداری گرایشهای روشنفکری داشت آشغلی
تهرانی
یکی از شاگردای آقای خمینی بود یعنی برعکس
آقای خامنهای که اگرم مثلاً درس آقای
آقای خمینی رفته باشه خیلی خیلی خیلی کم
رفته و اصلاً در اون حد نبوده که درس آقای
خمینی برسیم و ولی
آشغلی تهرانی مدت زیادی رو شاگرد آقای
خمینی بود و آقای مظاهری یک بار برای پدرم
تعریف میکردیم آقای مظاهری که در
اصفهان هست و رئیس حوزه علمی اصفهان هست و
خودشم از شاگردای آقای خمینی بوده میگفت
که آقای خمینی به شدت به شیخ علی تهرانی
علاقه داشت به حدی که بسیاری از کتابهایی
که به اصطلاح نسخه خطی بودن ایشون داشت
اینها رو از روی محبتش به آشغلی تهرانی به
او بخشید.
شیخ علی تهرانی گرایش خب تحت تاثیر فضای
مارکسیستی اون دوران خب مشهد خودش یک
تبدیل شده بود حالا جدا از جریان مذهبی که
پدر آقای شریعتی دکتر شریعتی آقای محمد
تقی شریعتی کانون حقایق دینیو داشت و دیگر
جریانهای مذهبی و انجمن حجتیه تأسیس شد و
شیخ محمود حلبی مشهدی بود و اینها یکی از
کانونهای اصلی سیاسی در ایران هم به شمار
میرفت و بنابراین از مجاهدین خلق و
نمیدونم فدایان اسلام و اینا که ببخشید
فدایین خلق که اینا در حقیقت فرزندان حزب
توده بودن خ درجا خیلی چیز داشتن پایگاه
مهمی داشتن فضای مخصوصا وقتی نزدیک به
سالهای پیش از انقلاب میشیم
فضای ایدئولوژی اسلامی
که در حقیقت ایدئولوژی اسلامی یه مارکسیسم
به زبان
اسلامیست در حقیقت محتوای مارکسیستی و
زبان اسلامی این خیلی در حوزهها و مخصوصا
در بین جوونها خیلی مسلط بود و خیلی از
طلباهای جوون بودن که تحت تاثیر مخصوصاً
دکتر شریعتی بودن خب حالا اونا که در
خراسان بودن طبیعتاً همون عرق خراسانی که
من جلسه پیش راجع راجع بهش صحبت کردم
قویتر بود. یکی از کسانی که تحت تأثیر
دکتر شریعتی بود همین آقای علی تهرانی بود
که فکر کنم اگه اشتباه نکنم مکاتباتی هم
مکاتبات مختصری هم بینشون رد و بدل شده و
منتشر شده. خب آقای خامنهای هم به شریعتی
خیلی گرایش داشت ازش خیلی تاثیر پذیرفته
بود. میدونید که خبر درگذشت دکتر شریعتی
رو آقای خامنهای به پدرش میده. یعنی کسی
بود که به مخصوصاً به آقای محمد تقی
شریعتی نزدیک بود و
یک رقابتی همیشه وجود داشت دیگه یعنی چشم
و همچشمی بین مخصوصاً کسایی که اهل خطابه
بودن خطیبها خب خیلی درشون
به اصطلاح رقابت و حسادت هست مثل مراجع
تقلید دیگه مراجع تقلیدم به شدت با هم
رقابتهای وحشتناک دارن و داشتن حتی به به
اصطلاح قهوه قجری و اینها هم میکشیده
گاهی ولی خب این علی تهرانی و آقای
خامنهای گرچه با هم از نظر خانوادگی
نزدیک بودن ولی یه همچین چشم و همچشمی
بینشون وجود داشت آقای علی تهرانی خب
تعادل شخصیتی چندانی هم نداشت بعد از
انقلاب ایشون خب طبیعتاً دوست داشته که یک
مناصب و به اصطلاح مسندهای خیلی بلند
پایهای رو اشغال بکنه ولی به خاطرش
احتمالاً به خاطر
شخصی که داشته خیلی به درد مدیریت
نمیخورده و زیاد تحمل نشده به نوعی ترد شد
از دستگاه
برآمده از انقلاب و این رو هم بیشتر از
چشم آقای خامنهای میدید یعنی من نمیدونم
که اینها در پس پرده چه حساب کتابی با هم
داشتن ولی یا شاید انتظار ارش این بود که
آقای خامنهای دست او رو بگیره و مثلاً
همونطور که می حسین موسوی رو که از
بستگانشون هست برد در حزب جمهوری و به هر
حال به پیشرفت سیاسیش کمک کرد او رو با او
همچنین بکنه اما این اتفاق نمیفته و بین
اینها یه خصومتی شکل میگیره خصومت از جانب
علی تهرانی برملا میشه آقای خامنهای
خیلی در علنی کردن این خصومت
به اصطلاح خیلی تلاش نمیکنه ولی شیخ علی
تهرانی خیلی سعی میکنه که جار و جنجال در
حقیقت به راه بندازه مخصوصاً زمانی که
آقای
خامنهای از طرف آقای خمینی به عنوان امام
جمعه تهران منسوب میشه بعد از اینکه یعنی
آقای منتظری
اولاً امام جمعه تهران آقای طالقانیه بعد
ایشون که فوت میکنه آقای منتظری هست آقای
منتظری هم چون میخواسته بیاد قم دنبال
درس و بحثش آقای خامنهای رو معرفی میکنه
به آقای خمینی به عنوان
جایگزین خودش به عنوان خطیب جمعه تهران و
اون موقع در روزنامهها این آقای علی
تهرانی قوقا به راه انداخت که
این سید علی خامنهای به هیچ وجه شایستگی
امامت جمعه تهران رو نداره. حالا البته
میدونید که برای امامت جمعه
لزوماً سواد بالا و اینهایی اصلاً لازم
نیست. حتی نماز جمعه رو خیلی از مواقع
حاکمان اسلامی میخونن. بنابراین
ولی راجع به این به اصطلاح جار جنجال راه
میندازه و
یه مقدار خیلی به اصطلاح دعوای خیلی با یه
زبان که خب خیلی زبان نازلی هست زبانی هست
که در شأن
یک آدم با شخصیت نیست و این خصومت به بدری
هم سرایت میکنه آقای بنیسر به من میگفت
که
بدری یک نامهای نوشته به آقای منیسد و در
اون نامه یک
به اصطلاح چیزهایی رو نسبت داده به آقای
خامنهای به برادرش اونم برادر به این
نزدیکیش که خب من الان نمیتونم بگم چه
چیزهایی ولی چیزای خیلی بد بود
و وقتی که جنگ صدام حمله میکنه به ایران
و جنگ آغاز میشه
آقای علی تهرانی و خانمش یعنی خواهر آقای
خامنهای اینها به اصطلاح به عراق سفر
میکنن و در حقیقت پناهنده میشن به صدام و
هر شب به اصطلاح به اینها در رادیوی فارسی
عراق به اینها تریبون میدن که علیه نه
تنها آقای خامنهای که کل جمهوری اسلامی و
مخصوصاً آقای خمینی صحبت بکنه کنه و بعد
اگر کسانی اون زمان رو یادشون هست و گوش
کرده باشن یا اگر حتماً اینش نوارهاییو
پیدا کرد هم بدری خانم هم آقای شیخ علی
تهرانی در
به اصطلاح درشتگویی و بدزبانی و نمیدونم
دشنام دادن به آقای خمینی و آقای خامنهای
و سر تا بالای جمهوری اسلامی دیگه واقعاً
گوی سبقت رو از همگنان
میربایند و در حقیقت میشن یک آلت دست
تبلیغاتی برای صدام اون هم در زمان جنگ خب
اگر
به اصطلاح همچین چیزی برای یک شهروند عادی
اتفاق افتاده بود یعنی مثلاً فرض کنید من
برا خواهرم و شوهر خواهرم رفته بودن در
عراق و در به خدمت صدام درآمده بودن در
زمان جنگ و تبلیغ میکردن علیه جمهوری
اسلامی
نه تنها اون اونها مجازاتشون مرگ بود و
نمیتونستن به ایران برگردن که من و هر کی
که به اونها متصل هست نمیتونستیم دانشگاه
تحصیل کنیم نمیتونستیم
به اصطلاح شغلی دولتی پیدا بکنیم و به
خاطر این وابستگی
کاملاً از حقوق شهروندیمون محروم میشدیم
اما در مورد آقای خامنهای این اتفاق
نیفتاد و با وجود اینکه به اصطلاح بعد از
اینکه اینکه آقای خامنهای به قدرت رسید
چند بار البته زمان ریاست جمهوریش و بعدش
پیام فرستاده بودن براشون که شما برگردید
و کارتون ندارن و اونا ترسیده بودن و
خلاصه بعد که جنگ تموم میشه و اینا آقای
خامنهای سعی میکنه که خواهرش و شوهر
خواهرش رو به ایران برگردونه و برمیگردن
برمیگردن در با سلام و صلوات و بدون هیچ
مشکل چندانی یه دوره کوتاهی شاید مثلاً
شیخ خلیل تهرانی در حالت تبعید و به
اصطلاح حبس حصر بوده ولی بعد آزاد بوده و
جاهای مختلف دیده میشد این هم یکی از
مزایای خواهر مقام معظم رهبری بودن که شما
میتونید
به اصطلاح در زمان جنگ یکی از ابزارهای
مهم تبلیغاتی علیه کشورتون باشید ولی چون
برادرتون رهبر هست به شما هیچ شکزندی نرسه
البته هم بدری خانم و هم آقای تهرانی
وقتی هم که برگشتند
درسته که صحبت نمیکردن اینا ولی در مجالس
خصوصی اونچه که از اینا نقل میکردن این
بود که اونها همچنان موضع منفی داشتن نسبت
به جمهوری اسلامی و نسبت به آقای خامنهای
من فکر میکنم که بدری خانم شاید چند جلسه
مختصری
با آقای خامنهای دیدار کرده باشه در این
ملاقاتهای خانوادگی ولی آنچه که من شنیدم
این بوده که در یکی از واپسین دیدارها بین
ایشون و آقای خامنهای جر و بحث خیلی تندی
میشه و
شاید دیگه یا دیگه ایشون راه نمیدن اونجا
یا اینکه خودشون تصمیم میگیرن که دیگه
نرن و یکی از بچههاشون در پاریس هست
دخترشون در ایران هست من دیگه حالا اطلاع
دیگه بیشتر از این ندارم