چرا آقای خامنه ای در سال 1368 در مراسم تدفین مادرش در مشهد شرکت نکرد؟

من در جلسه پیش عرض کردم که آقای خامنه‌ای در حقیقت بچه خب د تا خواهر ناتنی که داره از همسر [موسیقی] اول پدرشون و بعد ایشون بچه اول محمده محمد الان رئیس بنیاد صدراست و یه دوره هم یکی دو دوره هم نمایند مجلس بوده بعد آقای خامنه‌ای هست علی هست بعد بدری خانم هست خواهرشون که همسر آقای علی تهرانی بود و بعد آقای هادی خامنه‌ای و بعد آقای محمد حسن خامنه‌ای محمد حسن تنها برادریست که روحانی نیست در این در میان این چهار برادر آقای خامنه‌ای با خواهرش بچه‌های پشت سر هم هستن و ارتباط عاطفی خیلی خیلی عمیقی داشتن ولی سرگذشتشون خیلی جالب شد به دلیل اینکه حالا برمی‌گردم به این میگم بگذارید راجع به داستان آقای آس جواد رو و مادر آقای خامنه‌ای رو من تمامش بکنم تا برسیم به خواهر برادر همون طور که گفتم آقای آس جواد خامنه‌ای اصلاً سیاسی نبود نه تنها سیاسی نبود که اصلا حرام می‌دونست مثل علمای دیگه مثل آقای سیستانی که در حقیقت یه آقای سیستانی علی سید علی سیستانی هست که عموی این آقای سیستانیه در نجف اون آستلی آقای سیستانی و آقای تیپ این تیپ علما این‌ها اساساً مخالف مشروطه بودن و این‌ها طرفدار سلطنت بودن و براندازی سلطنت رو به هیچ وجه مجاز نمی‌دونستن. اما در تبلیغات جمهوری اسلامی اولاً خب خیلی کرامات برای آس جواد درست شده که خیلی مثلاً فلان بود افسار بود اینا در حالی که هیچ نوشته‌ای از ایشون چندان منتشر نشده درسم نداده بنابراین یک آخوند محترمی بوده یعنی حالا خیلی معلوم نیست از نظر سواد و اینا در چه حد بوده ولی این چیزایی که براش میگن اینا هیچ دلیلی جز خودشون نداره آره و راجع به اینکه گفتن که در من از شرح اسم میخونم نوشته که آیتالله سج اصلا لقب آیتالله برا س جواد خب بعد از انقلابه دیگه اینا بعد از انقلاب هر کی میره تو سیستم میشه آیتالله اتوماتیک آیتالله س جواد خامنه‌ای هرگز از دستگاه دولتی پول نگرفت من راجع به این آقای خامنه‌ای خودش گفته که گاهی پول برای علما در خانه می‌فرستادن ه۰۰ تومن ۵۰۰ تومن می‌فرستادن در مشهد اینطور بود این پول رو از آس می‌فرستادن یعنی آستان قدس یک مبلغی رو به همه روحانیون می‌داد اون موقع مخصوصاً زمان محمدرضا شاه پهلوی جزء معدود کسانی که نگرفت پدر من بود معتقد بود که اینها طاغوتند ظالمن بدن و از این به اینها نباید نزدیک شد من حالا خیلی مطمئن نیستم که این روایت آقای خامنه‌ای روایت دقیقی باشه به دلیل اینکه اگر زند به اصطلاح خاطرات برادرش سید محمد خامنه‌ای رو بخونید سید محمد میگه که گاهی پدرم من رو به عنوان نماینده خودش در مجالسی که در آستان قدس و این‌ها علما رو دعوت می‌کرد می‌فرستادن. یعنی سجوات اصولاً آدم به اصطلاح اجتماعی نبود یعنی آدمی نبود که به اصطلاح در جامعه خیلی حضور داشته باشه آدمی بود از نظر خلق و خو بسیار انزواطلب حا یک بخش مهمشم مربوط به زبانش بود که خب خیلی براش دشوار بود فارسی صحبت کردن بنابراین ارتباط براش دشوار بود حالا اینکه پول می‌گرفته پول نمیگرفته از به اصطلاح میان سطور خاطرات محمد برمیاد که به هر حال یه گاه‌هایی ممکنه که کمک‌هایی می‌گرفته. یه نکته مهم توضیح دادم که خدیجه خانم میردامادی مادر آقای خامنه‌ای رابطه خب خیلی عاطفی نزدیکی با بچه‌ها داشته و خب مادر اهل به اصطلاح شعر و شاعری و آدم بازوقی بوده و بسیار مهربان بوده و در حقیقت پناه بچه‌هاش بوده در اون فضای به اصطلاح هم فقر و هم تلخی و تندی پدر و اینها نکته جالب اینه که من یادم هست وقتی که آقای آس جواد خامنه‌ای سال ۶۵ فوت کرد یعنی پدر آقای خامنه‌ای سال ۶۵ فوت کرد و خب من یادم نیست که آقای خامنه‌ای مشهد رفت یا نه ولی فکر می‌کنم رفته باشه مشهد ولی در تهران و اینا هم خب مراسم خیلی مفصلی مسئله گرفتن آقای خامنه رئیس جمهور بود و خب خیلی به اصطلاح با مجالس مفصلی برای پدر ایش گرفته شد چون پدر رئیس جمهور بود اما اونچه که جالب هست مادر آقای خامنه‌ای هست که اگه اشتباه نکنم پانزدهم مرداد ۱۳۶۸ از دنیا میره آقای خامنه‌ای پونزدهم خرداد یعنی درست د ماه پیشش به رهبری برگزیده شده اونچه که خیلی عجیب هست و خیلی شاید برای یک روانشناسی از نظر روانشناسی شخصیت قابل مطالعه باشه اینه که آقای خامنه‌ای برای مراسم تدفین و به اصطلاح سوگواری مادر به مشهد نمیره یعنی رهبر کسیست که ۲ ماه رهبر جمهوری اسلامی شده مادرش فوت کرده ولی و مادرشم خب همون طور که گفتم خیلی رابطه خیلی قوی داشته با بچه‌هاش و مخصوصاً با علی و به رغم این ارتباط عاطفی عمیق او نمیره خب این موجب دلخوری خانواده میردامادی میشه و موجب تعجب خیلی از دوستان بعد بعضی از به اصطلاح اعضای خانواده ایشون گفتن که سر مسئله نمیدونم ارث و اینجور چیزها م اختلافات خانوادگی خیلی خلاصه بین رابطهشون شکراب شده بوده و اینا ولی من فکر میکنم مسئله خیلی مهم‌تر از مسائل خانوادگی هست یعنی حدس من این هست که آقای خامنه‌ای وقتی که تازه رهبر شده بود خب خب حالا وقتی رسیدیم به بحث رهبریش میگم که چه در چه فضایی وجود داشت خب فضایی که وجود داشت اولاً بهت بود در حوزه‌های علمی حالت شکر وجود داشت که چطور یه کسی مثل آقای خامنه‌ای میشه رهبر در حالی که اون موقع حتی طبق قانون اساسی چون هنوز بازنگری نشده بود طبق قانون اساسی رهبر باید مرجع می‌کرد یعنی خلاف قانون اساسی اولاً ایشون تعیین شده به عنوان رهبر که نه مرجع هست و نه مجتهد و در طی یه صبح تا ظهر لقب آیتالله هم از رادیو تلویزیون شروع کردن به عنوان لقب رسمی ایشون به ایشون دادن و حوزه‌ها اصلاً حالت کاملاً بهد و ناباوری داشتن و مخصوصاً علما و یک پسر آقای شاه آبادی که پدرش یعنی اون آقای شاهبادی پدرش استاد آقای خ خمینی بود پسرش یکی از علمای قم بود بهش طلبا گفتن که آقا آقای خامنه‌ای مجتهده گفت والا من یه بار توی رادیو نماز خوندنش دیدم حمد و سوره رو خوب می‌خوند یعنی منظورش این بود که یک نه امام جماعته نه یک مجتهد خب تو این فضا حوزه‌ها کاملاً با آقای خامنه‌ای حالت بیگانگی داشتن و من فکر می‌کنم دلیل عمده‌ای که آقای خامنه‌ای نرفت مشهد برای مراسم تدفین و سوگواری مادرش این بود که ترس از عدم پذیرش علما داشت در مشهد و میترسید که بره اونجا و از او اون استقبلی که لازم هست نکنم احتمالا نمی می‌کردن این به اصطلاح او اگر چنین گمانی برده به نظر من گمان درستی برده و مصلحت دیده که این سفررو انجام نده ولی خب این به بیمهری به مادر حداقل در میان خانواده تلقی شد و باعث تعجب و دلخوری بستگانه