دقیقاً همین طور هست چون کهه شما اصلاً ما
با جمهوری اسلامی که پدرکشتگی که نداریم
که به خاطر اینکه در جمهوری اسلام جمهوری
اسلامی با ارعاب و با در حقیقت فریب و با
خشونت داره حکومت میکنه ما با این ما این
مشکل داریم دیگه اشکال جمهوری اسلامی چیه؟
اشکالش اینه که با ارعاب یعنی ترور و
پروپاگاندا د تا رکن اصلی نظام توتالیتر
هستن خب این ارعاب و پروپاگاندا یعنی دروغ
در یعنی شما رو به انواع و از نظام آموزشی
گرفته تا تبلیغات و رسانهها و فلان یعنی
ذهن شما رو دارن دستکاری میکنن خب اگر
این کارا رو منم بکنم خب چه فرقی میکنه
با جمهوری اسلامی اگر و نمیتونم من بگم
من مخالف توتالیتاریسم هستم میتونم م بگم
منم یک نظام توتالیترم منم یک ایدئولوژی
توتالیترم یا من یک جریان فاشیستی هستم
منتها جریانات فاشیستی با هم میجنگن دیگه
صلح فقط بین دموکراسیها ممکنه بین به
اصطلاح غیر دموکراسیها ممکن نیست صلح فقط
و فقط با بین دموکراسی تحقق پیدا میکنه و
در نتیجه من اگر شما میتونید ۱۰۰ تا
ایدئولوژی داشته باشید ضد همدیگه حالا
همشون یه کار میکنن مثلاً کمونیستا با
فاشیستا
دشمن بودن حالا هر دوشون یه کار میکردن
یه یه شی حکومت میکردن بنابراین که
جمهوری ایران اینترنشنال مخالف بودنش با
جمهوری اسلامی
موجب تمایزش نمیشه از اون نه اینام یه
جریان فاشیستی دیگهست یه رسانه فاشیستی
دیگهست داره با اون ر صداسیمای فاشیستی
داره مبارزه بکنه و فقط باید بدونیم
بدونیم که برای که رسانهای که برای آزادی
و در خدمت آزادی هست از روشهای از هر روش
نمیتونه استفاده کنه شما از هر راهی
نمیتونید به رم برید بلکه از هر راهی
برید به یه مقصد متفاوتی خواهید رسید و
همون طور که بارها گفتم
هدف وسیله رو توجیه نمیکنه بلکه هدف
وسیله رو تعیین میکنه. یعنی اگر شما
هدفتون آزادیست باید از روشهایی که به
آزادی منجر میشه استفاده بکنید. در وحله
اول تعهد به حقیقت یعنی دروغ نگید. منافع
عمومی که اون آقا گفته منافع عمومی ایجاب
میکنه که شما حقیقتو بگی برای من
نمیتونی بگی من میرم تو کیهان چیز میکنم
من میرم نمیدونم هر خونه لولهش ترکید زنگ
بزنید به من من میم لولهشو میترکم اصلاًم
برای من مهم نیست خونه کیه نه دوست عزیز
روزنامه نگاری با به اصطلاح لوله کشی
تفاوت میکنه در وحله اول مسئولیته
و تعهد به حقیقت و تعهد به حقیقت ایجاب
میکنه که شما تعهد داشته باشید به مصلحت
عمومی جامعه مصلحت عمومی جامعه هم شما
باید با جامعه گفتگو کنید نه اینکه جامعه
رو بترسونید همش اونچه که راجع به امنیت
روانی گفتم بسیار حیاتیه ببینید جامعه
ایران این خیلی دردناکه ما یک ملتی هستیم
که تجربه جنگو داریم و الانم جمهوری
اسلامی ۴۵ ساله داره اسرائیل و نمیدونم
آمریکا و کیو تهدید میکنه ولی به این
مردم بیچاره نگفتن که آیا وقتی که حمله
کرد یه موقع اسرائیل شما چیکار بکنید؟
یعنی به مردم نگفتن که وقتی که موشک داره
رو سرتون میباره چ به اصطلاح تدابیری
باید بیاندیشید برای اینکه کمتر آسیب
ببینید نه پناهگاهی هست نه آموزشی هست خب
طبیعیه دیگه وقتی که جنگ اتفاق میفته مردم
وحشت میکنن و این وحشت حتی بعد از جنگ هم
میمونه یعنی آدمهایی هستن که بخش زیادی
از آدمهایی هستن که این صدای
به اصطلاح بمبارونها این این به اصطلاح
شوک حولناکی که بر اثر این موشکبارانا
تجربه کردن تا یه مدت زیادی در روحشون در
ضمیرشون در گوششون تنین انداز هست خب در
چنین شرایطی
اولین کاری که من و شما به عنوان یه
شهروند عادی میکنیم نه ما از اسرائیل
میتونیم توقع چیزی داشته باشیم نه از
جمهوری اسلامی یعنی جفت اینا به چیزی به
نام مردم ایران فکر نمیکنن بنابراین نه
از اسرائیل توقع داشته باشید که بتونه
منافع من و شما رو تأمین بکنه نه از
جمهوری اسلامی در وحله اول ما خودمون
جامعه باید خودش خودش رو حفظ بکنه اولین
کاری هم که باید بکنه که اولویت هست همین
حفظ امنیت روانیشه یعنی کهه
من زمان جنگ خب نوجوون بودم شما در زمان
جنگ اگر وقتی آژیر قرمز میزدن یه عده
بودن که خب به شدت به هم میریختن و
دستپاچه میشدن و داد میزدن و فر و این
واکنش به اصطلاح غیررادی
اینها رو بیشتر بهشون آسیب میزد. در عوض
شما نگاه کنید که آدمایی که در اون شرایطن
آرامن. میتونن بچهها رو به اصطلاح حفظ
کنن. میتونن کسانی که نزدیکشون هستن به
یه جای امنی منتقل بکنن. در ایران تا حق
تقی میخوره مردم میرن بنزین میزنن.
اینچارا خب نمیدونن چیکار بکنن. یعنی غیر
از بنزین زدن کار دیگه بلد نیستن. یعنی
واقعاً حق داره یه کسی که چیزه یعنی آدمی
که پنیک میکنه یعنی وحشت میکنه ممکنه از
پشتون بیفته پایین نفهمی ممکنه سوار
ماشینش بشه به حالت عصبی رانندگی کنه و
تصادف کنه هزاران اتفاق بد میفته یعنی
آدمهایی که در جنگ کشته نمیشن اگر پنیک
کنن و امنیت روان نداشته باشن خودشون به
اصطلاح
به به اصطلاح آسیب خودشون دامن میزنن پس
امنیت روانی مسئله اصلیست. یکی از
بزرگترین جنایتهایی که ایران اینترنشنال
میکنه ترور
روانی جامعه است. یعنی این ترور روانی رو
هر چقدر که جمهوری اسلامی انجام نمیتونه
بده ایران اینترنشنال براش جبران میکنه.
ترور روانی جامعه
بسیار خطرناک از جنگ بدتره چون جنگ در یک
لحظه دیدین که جنگ ایران اسرائیل ۱۲ روز
اتفاق افتاد تموم شد اما ترور روانی جامعه
که
در ایران اینترنشنال انجام میشه نه یک ماه
پیش آغاز شده و نه بعد از چنگی پایان
رسیده بنابراین ما باید سعی کنیم با
همدیگه بگیم که اولاً چه رسانهای رو گوش
میدیم برای چی گوش میدیم و در برابر رسانه
کنم باید یک مخاطب فعال باشیم یعنی که
هرچی که دیدیم و هرچی که شنیدیم اولاً
بلافاصله واکنش نشون ندیم ثانیاً بلا باور
نکنیم همه چیز رو بتونیم بفهمیم و بسنجیم
و شما اگر قرار باشه هرچی که میشنوید
بلافاصله عمل بکنید در حقیقت خودکشی کردید
انت دست به انتهار زدید پس یکی از وظایف
ما برای تأمین امنیت جامعه سواد رسانهای
به همدیگه کمک کنیم
بگیم که تلویزیونها واقعیت نیستن. تصویر
غیر از واقعیته. هرچی که میشنویم باور
نکنیم بتونیم بفهمیم خبر چیه، تحلیل چیه.
یکی از فجایعی که در ایران اینترنشنال
اتفاق میفته نظرات شخصی تأکید میکنم
نظرات شخصیشون رو به عنوان خبر میگن.
نظرات شخصیشو بدون خبر میگن. اگر مخاطب
ندونه که این نظرات شخصیه اونوقت فکر
میکنه که اینا واقعیت. اینا دارن خبر
میدن از واقعیت. بنابراین این یک مسئلهست
و بعد دیگه از هر وسیلهای استفاده کنیم
برای حفظ امنیت روانی جامعه حتی اگر شده
که دست همدیگه رو بگیریم
نمیدونم
بستگانمون دوستانمونو در خونه در خونه
خودمون بپذیریم با همدیگه باشیم یعنی تنها
نباشیم
در جمع باشیم بعد فکر بکنیم به اینکه در
چنین شرایطی چیکار کنیم تا جای ممکن از
آسیبهای روحی که به آسیبهای های جسمی
میانجامه دور باشه. این مهمترین وظیفه
بود. یعنی ما الان در اون وقت شما اگر
امنیت روانی داشتید اونوقت میتونید
پولتونو درست خرج کنید. میتونید از
ماشینتون درست استفاده کنید. میتونید در
خونهتون بدونید که چهجوری
به اصطلاح
مانع دزدی بشید از خونهتون. این امنیت
روانی مسئله اوله. ولی اگر شما از دست
بدید آرامشتونو یه جامعه آرامشو از دست
بده من دیدم من دقیقاً در قم بار اولی که
صدام
حمله کرد به قم چون سالای اول حمله هوایی
به قم نمیشد ولی اگه اشتباه نکنم اولین
باری که حمله کرد سال ۶۴ بود حالا دقیقا
یادم نیست ولی من یادمه که در چه موقعی تو
من خیابون چهار مردم بودم رفته بودم دکتر
بعد از مطب به دکتر اومدم بیرون اومدم
اینور خیا خیابون وایسادم منتظر تاکسی
بودم و نگاه میکردم به مسیری که تاکسیها
میومدن قشنگ یادمه من اون موقع نوجوون
بودم د تا هواپیما اومدن خیلی پایین خیلی
به اصطلاح ارتفاعشونو کاهش دادن و بم
ریختن ته خیابون یعنی من قشنگ میدیدم و
بعد این بمبارانی که شد خب تا اون موقع
توقع نمیرفت که در قم بمبارون بشه باور
کنید این وضعیت من به چشم خودم دیدم که
مردم با یک وحشت شدیدی بدون اینکه
بدونن کجا میرن شروع کردن به دویدن و جیغ
کشیدن و زنها دسته بچهها رم رها کرده
بودن و این خیابون پر کفش شده بود یعنی
کفشها درراومده بودن و جیغ میکشیدن و
میرفتن به سمت مخالف خب میدونید چقدر
آدم تو اون دست و پا له میشه یعنی شما
وقتی آرامش روانی نداشته باشی آسیبی که به
شما میرسه اون آسیبو دو برابر میکنی چند
چند به اصطلاح ده چندان میکنی بنابراین
ما در وضعیت بحرانی هستیم در وضعیت جنگی
هستیم ولی هم مسئولیت داریم برای اینکه از
خودمون محافظت بکنیم و هم امکان داریم که
مقاومت بکنیم مقاومت ما مقاومت در برابر
هر چیزیست که همزیستی ما رو تهدید میکنه
در وحله اول مقاب مقاومت در برابر دروغ در
وحله دوم مقاومت در برابر دروغ در وحله
سوم مقاومت در برابر دروغ تنها چیزی که ما
رو نجا نجات خواهد داشت این هست که به هیچ
وجه نه چشم خودمون رو بر واقعیت ببندیم نه
تلاش بکنیم فریبکارانه چشم دیگران رو بر
واقعیت ببندیم