حالا مبنای من برای نقد ایران اینترنشنال
چی هست؟ من
هیچ گونه
توهم یا تصوری از بیطرفی رسانه ندارم.
یعنی من هیچ موقع راجع به موزم صحبت کردم
که من اصلاً معتقد نیستم که رسانهای باید
بیطرف باشه یا باید باطرف باشه. اصلاً مهم
نیست برای من اینکه یه رسانهای میتونه
رسانه حزب
ایکس باشه. میتونه یک رسانه هم رسانه حزب
باشه و همه احزاب هم رسانههای خودشونو
دارن و آزادی سیاسی ایجاد میکنه که هر
رسانهای آزاد باشه با هر تفکری. میخواد
گافپرستی رو تبلیغ کنه، میخواد نمیدونم
خرافات تحی میخواد بکنه. اما
این به این معنا نیست که شما از هر
مسئولیتی رها هستید. شما رسانه در وحله
اول همون بحث شفافیت که گفتم مسئولیت
خطیرش مهمترین مسئولیتش این هست که
[موسیقی]
فریب نده شما رو یعنی دروغ نگه یعنی تبدیل
به پروپاگاندا نشه پروپاگاندا اون
رسانهایست که به شما وانمود میکنه که
داره به شما واقعیتو میگه ولی در واقع در
حقیقت داره با خبر با بمباران اطلاعات
چشمش شما رو از واقعیت میبنده، شما رو
فریب میکنه. خب این مسئولیت رسانهست.
یعنی ما اگر دیدیم که یک من ایران
اینترنشنال رو نقد نمیکنم بهخاطر اینکه
فلان تفکر سیاسی رو دارن یا فلان جهتگیری
سیاسی دارن. مطلقا نقدی که من میکنم
نقدیست که در مورد هر رسانهای میشه کرد و
آنکه تا چه اندازه
این
دوستان که در اونجا کار میکنن به حقیقت و
واقعیت وفادارن. حالا میتونه این به
اصطلاح نقض
حقیقت و واقعیت خلاف کردن خطاکاری میتونه
هم سحری باشه از سر ندانمکاری باشه که خب
البته ما به خاطر که آموزش روزنامه
نگاریمون بسیار ضعیف هست این بسیار رایجه
یعنی ما از نظر سطح روزنامه نگاری بسیار
بسیار نازل بودیم در این سالها بیشتر
تنزلم کردیم و خب این سحبیه یعنی طرف
نمیدونه که این کاری که داره میکنه
فریبکاریه
ولی یه بخش دیگشم دیگه عمدیه یعنی شما یه
هدفی دارید برای اون هدفتون نوع خبرو
تنظیم میکنیدم مصاحبه میکنید نمیدونم
تحلیلگر میارید و هدفتون اینه که ذهن
خواننده رو مخاطب رو به یک سمتی سوق بدید
که او بهش آگاه نیست یعنی بدون که او
بدونه شما
ذهن او رو در حقیقت دستکاری بکنید،
مغزویی بپید بردارید. خب در ایران
اینترنشنال این اتفاق متأسفانه به صورت
سیستماتیک میفته. یعنی دروغ سیستماتیک شده
در حقیقت کار ایران اینترنشنال. یعنی
مسئله این نیست که فلان در فلان برنامه
فلان کس فلان کس یکی از این دوستانی که
اونجا کار میکنه گفته که من در چه زمینه
دروغ گفتم؟ مسئله دروغ یکی دو تا نیست که
خب بسیار زیاد میگن ولی دروغ سیستماتیکه.
دروغ سیستماتیک یعنی کهه شما تبدیل میشخت
میشین رسانه جنگ یعنیک که شما لحظه به
لحظه حالا در اون داستان اعتراضها به قتل
خانم محسا امینی که
تبدیل شده بودن به رسانه براندازی بعد
رسانه براندازی هم اشکال این نیست که شما
میخواین بر بیاندازین اشکال این باشه که
به هر قیمتی بخواین برندازیم هیچ اشکالی
نداره که شما بخواین جمهوری اسلامی رو
نابود کنید ولی اشکال داره که شما به هر
قیمتی بخواید میخواید این کارو بکنید
نابود کردن یک نظام سیاسی با هر قیمتی
یعنی نوع نظام سیاسی اینکه جمهوری اسلامی
یک نظام توتالیتر هست به شمام این حقو
نمیده که هرگونه مبارزه رو علیهش انجام
بده اینکه جمهوری اسلامی جنایتکاره به شما
حق نمیده که هرگونه مبارزه رو باشه انجام
بده چونکه حق فقط در به اصطلاح جایی معنی
پیدا میکنه که شما از روشهای نامشروع
استفاده نکنید یعنی برای مبارزه با جمهوری
اسلامی دروغ نگید. برای مبارزه با
پروپاگاندای جمهوری اسلامی پروپاگان راه
نندازید. برای تضعیف حکومت جامعه رو دچار
تنش و ناآرامی نکنید. برای به اصطلاح
بیعتبار کردن حکومت از
به اصطلاح شیوههای غیراخلاقی استفاده
نکنید. جامعه رو
به جای اینکه آگاهش بکنید سرگردان و
پریشان و از هم گسیخته نکنید.
یکی از همین آقایون که در این رسانه کار
میکنه در جایی گفته که من یک روزنامه
نگارم و
کار من به اصطلاح حفظ منافع ملی نیست. خب
ایشون که خیلی آدم خیلی خوشتیپی هم هست.
من فکر میکنم که فکر کرده که روزنامه
نگاری در مثل یه یه کار تکنیکیه یعنی
تصورش از ژورنالیست بودن اینه که تکنیسینه
مثلاً شما رو هر جا بذارن مثلاً چیز مثل
لوله کش دیگه لوله کش براش مهم نیست که
کدوم ساختمان لولهش ترکیده هر ساختمانی
ببرید بلد یه لوله ترکیده رو درست بکنه
ولی روزنامه نگاری چنین نیست اولاً من
یعنی واقعاً جای تأسف داره که یک کسی درکش
از روزنامه نگاری مثل لوله کشی باشه
و بدتر از او که کسی در روزنامه نگار باشه
و مفهوم منافع ملی رو نفهمه یعنی منافع
ملی تصورش از منافع ملی حتماً سیاستهای
حکومته لابا در حالی که منافع ملی ربطی به
سیاستهای حکومت نداره ما وقتی از منافع
ملی حرف میزنیم ما داریم از حق صحبت
میکنیم از آزادی صحبت میکنیم ما از
خواست عمومی هم حرف نمیزنیم ما یعنی
خواسته عمومیمون ممکنه یه موقع بر خلاف
منافع ملی باشه مثل مثلاً
همین
رفراندومهایی که در جمهوری اسلامی انجام
دادن خلاف منافع عمومی دیگه هم قانون
اساسی که درست کردن خلاف حاکمیت ملی و
خلاف منافع عمومی بود منافع ملی بود
بنابراین منافع ملی استوار هست بر مفهوم
مسئولیت حق و آزادی و شما به عنوان
روزنامهنگار نمیتونید بگید که من
مسئولیتی نمیپذیرم کار منم
حق رو هم نقض میکنم و آزادی هم هیچ
برای آزادی هم هیچ ارزش قائل نیستم. همه
اینها مصلحت عمومی و منافع ملی رو شکل
میدیم. یعنی شما نمیتونید مسئولیت پذیر
باشید اگر در برابر دیگرم مسئول نباشید.
شما نمیتونید حق رو به اصطلاح
مسون بدارید و نقض نکنید مگر اینکه حق
دیگرانو نقض نکنید. شما نمیتونید با
آزادی باور داشته باشید مگر اینکه آزادی
دیگرانو به رسمیت نشناسید. بنا این میشه
مصلحت عمومی یعنی من باید در کار
رسانهایم باید به نحوی کار بکنم که اون
کار من
به اصطلاح
هیچ چیزی از مسئولیت
شانه منو از هیچ مسئولیتی
خالی نکنه یک د کار من
حق افراد حق حقوق جامعه و آزادی جامعه رو
تهدید نکنه و بنابراین مصلحت عمومی جامعه
یک اصل هست، یک اولویت هست اصلاً شما
رسانه هستید برای اینکه به جامعه خدمت
کنید که در برابر نیروهایی که آزادی اون
رو و حقوق اون رو تهدید میکنن مقاومت
بکنید وگرنه رسانه هیچ ارزشی نداره که
رسانه اون وقت اگر چنین نباشه که میشه
پرنوگرافی F