چه باید بکنن اون یک مسئله دیگریست ولی
مردم نقشی ندارن نه متأسفانه اگه منظورتون
مثلاً شورشهای کور هست آره این اتفاق
میفته یعنی ما مثل حوادثی که داشتیم در
سالهای گذشته بازم خواهیم داشت منتها همه
مثل همون سورشها هم قابل سرکوب ما از یک
جنبش مدنی وجود نداره که اون اون چیزی که
میتونه تأثیرگذار باشه یه جنبش مدنیه
یعنی جنبشی که
به اصطلاح حاصل تصادف و اتفاق و مردم
کاسه صبرشون لبریز میشه یهو میریزن تو
خیابون اینطوری نباشه بلکه با برنامه ریزی
باشه و با مدیریت درست چون چیزی وجود
نداره بنابراین ما از نقش اجتماعی مردم
نمیتونیم حرف بزنیم مردم فعلاً دارن هزینه
این وضعیتو میدن و من نشانههایی نمیبینم
از اینکه
ارادهای برای شکل دادن به یک جنبش اجتماعی
وسیع باشه دولتهای خارجی هم قدرت دارن
ولی قدرتشون محدوده یعنی اینطور نیست که
بتونن
بزنن تو دهن دولت دولت تعیین کنن مثل
خمینی بلکه در یه شرایط خاصی میتونن
تأثیرگذار باشن منتها همیشه اونها تابع
شرایط هستن اونا شرایطی به وجود نمیارن
یعنی
مثلاً فرض بکنید وقتی که داره در کشور یه
جنبش انقلابی در جریان هست اونها میتونن
رو این جنبش تأثیر بذارن در موفقیتش نقش
بازی کنن نقششونم خیلی محدود
ما الان میدونیم که هیچ کشوری نمیتونه
نقش سرنوشتساز داشته باشه در کشور دیگه
مگر از طریق اشغال نظامی یعنی حتی جنگ هم
نه نوع حکومتو عوض میکنه نه به اصطلاح
رابطه مردم و حکومت رو میتونه به طور جدی
تاثیر قرار بده دیدید که در این از این ما
مدرنترین و پیشرفتهترین جنگ رو در طول
تاریخ بشریت داشتیم دیگه. این جنگ اسرائیل
واقعاً آخرین نمونه پیشرفته جنگ بود دیگه.
میبینید که از نظر سیاسی هیچ تأثیری
نمیگذاره و مگر اینکه اشغال نظام میکنن.
یعنی مثل عراق یا مثل افغانستان بیان و
فیزیکلی حکومتو به دست بگیرن. یعنی قدرت
قدرت سیاسی مکان داره در مکان هست. قت
سیاسی بدون مکان نیست. بنابراین یا باید
مردم بیان انقلاب کنن حکومتو به دست بگیرن
یا باید یک قدرت نظامی از بیرون بیاد و
تسخیر بکنه هر دوی اینها فعلاً منتفی هست
و ایجاد حرج و مرج هم همون طور که ترامپ
گفت اون ترامپ حرفای بیبنیاد زیاد میزنه
ولی این حرفش درست بود یعنی صادقانه اینو
میگفت که ما فکر کردیم که
به اصطلاح نباید به سمت حرج و مرج پیش
بریم به خاطر اینکه من فکر نمیکنم که
قطعاً در اسرائیل هم همه با نتانیاهو
موافق نیستن حتی همه سیاستمداران یعنی با
نوع خطر ایران رو یک جور تعریف نمیکنن
مقابله با خطر ایرانو یک جور تعریف نمیکنن
و من فکر نمیکنم که در اسرائیل همه مثل
نتانیاهو فکر کنن که حرج و مرج در ایران
به نفع اسرائیل هست حرج و مرج در ایران
یعنی شما ایرانو تبدیل بکنید به بزرگترین
پناهگاه تروریسم در جهان و این در وحله
اول اسرائیل رو مخاطره میدازه یعنی خ چ
امنیت اسرائیل رو تهدید میکنه و شما
ایرانو اگه بخواید بکنید مثل سوریه یعنی
میشه بهشت تروریسم ایران دیگه هیچکس هیچکس
نخواهد شناخت هر نوع چیز میگه از چین و ما
چین پامشن میگن در ایران برای فعالیتهای
تروریستی همونطور که در لیبی این اتفاق
افتاد در خود سوریه این اتفاق افتاد
و دیدید که در سوریه هم آخر سر مجبور شدن
که این تروریستو بزنن اون بالا که نظمو
برقرار بکنه حرج و مرج مطلقا به نفع امنیت
ملی اسرائیل نیست به نفع کشورهای منطقه
نیست ایران هم یه کشور کوچکی نیست کشور
بسیار بزرگیه و موقعیت جغرافیایی که داره
یعنی د تا رشته کوه البرز و زاگروس
یک چیزی رو ایجاد میکنه کنه یه موقعیتی
ایجاد میکنه که قابل برای نیروی خارجی
قابل کنترل نیست اصلاً یعنی شما نمیتونید
اسرائیل بیاد یا آمریکا بیاد اونجا مثلاً
حکومت برقب بکنه همچین چیزی امکان نداره
بنابراین نگه داشتن حکومت بدون توانایی
تهدید منطقهای این اون چیزیست که حتی
تندروترین سیاستمداری
اسرائیلی و آمریکایی بهش فکر میکنن تغییر
رژیم هرگز در دستور کار اینها نیست و آره
دوست دارن که مردم مثل ما که دوست داریم
که مردم آره پاشن و فلان کنن و فیسار ولی
خب اینا همه فعلاً خواب و خیالی بیشتر
نیست
ببخشید منظور من از مردم نیروهای سیاسی و
اجتماعیه که حذف شدن الان نادیده گرفته
شدن مثل اصلاحطلبا
مثل حص اگه قدرت داشتن که حذف نش نه خب
دوباره ولی توی شرایطی که بعد از این
جریان آقای خامنه ممکنه اینها دوباره
توانایی داشت به نظر شما اصلاً توانایی
دارن یا
مگر اینکه خداوند متعال بهشون اعطا بکنه
نه معلومه که ندارن برای چی داشته باشن
شما وقتی شما قدرت از دست دادی اون قدرتی
که از دست دادی چرا باید اون طرف بیاد این
قدرتو به شما بده چرا باید این قدرتو به
شما پس بده اونا یه قدرتی داشتن این قدرت
از اونا گرفته شده نیاز نداره به اونا
ی سیستم به اونا نیاز نداره نه چه نیازی
داره
ببینید برای چیه الان پرچم ایران و
نمیدونم ایران رفته دوباره
چه ربطی به اصلاحطلبا داره
نه تمام حکومت در این
ایرانیت اینا نیاز نیستن دیگه ۱۰ سال
نمیکردن این
بله تمام سیستمهای توتالیته از استالین
گرفته تا جمهوری اسلامی اون دوره به
اصطلاح جذابیت ایدئولوژیک که تمام میشه
یعنی مثلاً در زبان استالین وقتی که
جذابیت کمونیسته کمونیسم به عنوان یک
ایدئولوژی جذابیت تودهایش رو از دست میده
به اصطلاح همه به ناسیونالیسم فنا میاره
این تیپیکال در همه اینا صادقه یعنی در
جمهوری اسلامی هم بعد از جنگ توضیح دادم
نمیدونم شما تشریف داشتین یا البته توضیح
دادم که در سالهای آخر جنگ جمعه
ایدئولوژی اسلامی دیگه جذابیت خودشو از
دست داده بود این اصطلاح ایران اسلامی
درست از وعد از جنگ راه افتاد دیگه
و شاهنامه و زبان فارسی و نمیدونم موسیقی
شجریان و موسیقی سنتی اینا همه بعد از جنگ
بود تا زمان جنگ شما نمیتونستید اسم
شاهنامه رو تو تلویزیون ببرید اسم
فردوسیرو نمیتونستید تو تلویزیون ببرید
در نتیجه ناسیونالیسم تیپیکلی
یک به اصطلاح ایدئولوژی
آخرین دستاویز نظامهای توتالیتر هست از
نظر ایدئولوژیک که خودشون رو دیدین که در
مورد فعالیت ایران در منطقه منطقههم
میگفتن که اگر ما با داعش در سوریه
نجنگیم امنیت ایران به اصطلاح آسیب
میبینه و سلیمانی در حقیقت داشت امنیت
ایرانو تأمین میکرد و آقای اردشیر زاهدی
به سردار سلیمانی میگفت فرزند ایرانو
یعنی ایرانگرایی ویژگی نظامهای توتالیتره
یعنی یک نوع به اصطلاح ایران گرایی در
نتیجه اونا چون میدونن که هر ایرانی به
هر
کشورشو دوست داره، زادگاهشو دوست داره،
زادبومشو دوست داره، طبیعتاً آخرین چیزیست
که بهش پناه میبرن و یک ورژن خاصی از
ناسیونالیسمو ایجاد میکنن که در خدمت
منافع اونا باشه. میبینی که یارو مداحی
میکنه و شعر ایرانم میخونه همون که هفته
کش توی خیابونی