بله یه نکته رو در نظر داشته باشید و اونه
که ما در کل دنیا با بحران اقتدار مواجه
هستیم یعنی
این بحث کیش شخصیت
کمبیش یک مسئلهیست که
در
به اصطلاح شرایط کنونی دچار بحران هست و
مخصوصاً این نسل
دهه ۸دیا که میگن یا نسل زی یک نسلیست که
چندان اقتدارپذیر نیست ما اینو در مثلاً
حوزه آموزش ببخشید
ما این رو در حوزه آموزش و پرورشم داریم
یعنی بچههایی که درس میخونن
اون رابطهایی که بین معلم و شاگرد قبلاً
وجود داشته این رابطه دیگه با این نسل
به هم خورده
و اساساً هیچگونه اقتداری رو نمیپذیرن.
ما وارد ما به اصطلاح یه
نسل جدیدی از نظامهای توتالیتر رو داریم
که چه بسا به به اصطلاح به اون شکلی که
یعنی شاید مثلا
سبک حکومت پوتین و
تو کره شمالی بعد از مرگ این رهبرانشون
قابل ادامه نباشه میدونیم یعنی سیستم
توتالیتر میمونه همونطور طور که به اصطلاح
در برخی کشورهای اروپای شرقی اتفاق افتاده
دیگه یعنی بعد از به اصطلاح به اینا میگن
پست توتالترین رژیمز رژیمهای پسا
توتالیتر تمام ویژگیهای نظام توتالیتر با
خودشون
به همراه دارن منتها به شیوه کاملاً
متفاوتی یکی از مهمترین
مهمترین مسئله در نظامهای توتالیتی رهبر
نیست اتفاقاً مردمن
یعنی این وضعیت اجتماعیه که توتالیتر
میمونه
و به
تداوم نظام توتالیتر منجر میشه ولی
حالا برای اینکه یک اولاً مردم حالا در
مورد مردم ایران اگر صحبت میکنیم
بقیه که جوامع توتالیتر
همون طور که یه شب برای کسی میمیرن فردا
بعد صبحشم چیز میکنم فارغ میشه نمیدونم
شما یادتون هست یا نه تو همین جریان
انقلاب چقدر ما از این زمونا داشتیم دیگه
یکی آقای منتظری بود یه بار بردنش تا آسون
عرش اعلی فردا صبح عکساشو پاره میکردن
بنابراین این بالا پایین یعنی به همین شدت
که ما افراط داریم در پرستش شخصیت
به همین راحتی هم میگذریم ازش الان برای
خیلیا یا رضا پهلوی شده خداوند دیگه این
که ملت ما خیلی شریفن
در نتیجه خیلی این جای نگرانی نیست علاوه
بر اینکه میتونن یه شخصیت
مثلا یه کسی مثل آقای جوادی مولیو بذارنش
مثلاً به عنوان رهبر ولی فقیه به عنوان به
اصطلاح مقام تشریفاتی حالا اگه کسی که
میخواد بپرسته اونو بپرسته ولی واقعیتش
اینه که جامعه خیلی تغییر کرده
مسئله اقتدار
در جهان و به ایران چیز نداره و روابطی هم
من نمیدونم واقعا اینی که ما میگیم اینا
مثلاً طرفدار نظام هستن اینا اگر اون
زد وون وها پیوندهای اقتصادیشون
نباشه ما ببینید د تا مسئلهست یه مق شما
میگید که اینها طرفداران نظام هستن یه
موقع هست که میگید بنفیشریا هستن یعنی این
صاحبان منافعن
مثلاً روحانیت بنفیشری نظامه. یعنی چی؟
یعنی اگر روحانیت میدونه یکی از یه کسی
رفته بود پیش آقای سیستانی زمانی که
جریانات ۸۸ بود و جنبش سبز و اینا و در
عاشورا تظاهرات شد و مردم رو سرکوب کرد.
پلیس. آقای آقای سیستانی گفته بود که چرا
شما
از حکومت انتقاد نکردید؟ چرا این خیلی از
این مردمی که تظاهرات میکنن اینا مردم
مسلمونم متدینن از شما تقلید میکنن حتی
چرا شما از مردم در برابر حکومت دفاع
نکردید چرا به حکومت نگفتید که مردمو
سرکوب کنیم حالا آقای سیستانی گفته بود که
ما مثلاً پیغام میفرستیم و به ما گوش
نمیکنن و محرمانه پیغام میفرستیم اینا
ولی نکته جالبی که گفته بود این بوده که
آیا آقای موسوی
مطمئن هست که اگر مثلاً این حکومت بره
زمان کار به دست خودش خواهد بود یا اینکه
این حکومت سکولار خواهد شد یعنی
روحانیت شیعه حتی خارج از مرزهای ایرانم
بنفیش این این سیستم هستن یا مثلاً وقتی
ما از سپاه صحبت میکنیم میگیم که مثلاً
سپاه یک سوم اقتصاد ایرانو در دست داره خب
استف سپاه یعنی کسایی که عضو سپاه هستن
زیر نیم میلیون هستن یعنی شاید یه چیزی
حدود ۴۵۰ هزار نفر باشن که عضو رسمی سپاهن
اینا که یک سوم اقتصادو ندارن که بلکه
هزاران کارخونه و شرکت و نمیدونم
بیمارستان و
نهادهای بنگاههای تجاری هستن که به اینها
تعلق دارن بنا اونایی که کار میکنن اونجا
مهندس و دکتر و پرستار و نمیدونم
مدیر و اینجور چیزان و اینا همه بنفیشری
سیستمان یعنی شما وقتی حساب میکنید یعنی
اینکه میلیونها نفر از یا روحانیت وقتی
میگیم روحانیت یعنی چی؟ روحانیت که فقط
خودشون نیستن که از زن و بچهشون کهه
بگیرید تا شبکههای عظیم مالی و نمیدونم
اوقاف و نمیدونم
کمیته امداد و
آستان قدس رضوی تمام اینا اینا بنفیشری
نظام هستن خب فرض کنید که اینا از بین بره
آیا واقعاً اینا حاضرن برای آقای خامنهای
جانپشانی بکنن یا برای جمهوری اسلامی
نمیدونم من مطمئن نیستم مطمئن نیستم
بهخاطر اینکه من گفتم هم داستان جنگ خیلی
به قول معروف آی اپنینگ بود خیلی چشما رو
باز کرد به اینکه اون ایدئولوژی دیگه وجود
نداره یعنی الانم که ایران میکنن باز
ایران رو حسابشو از جمهوری اسلامی جدا
میدونن یعنی اینطور نیست که جمهوری
اسلامی هرچی بگه اینا به خاطر بگن که تو
پس درست میگی یعنی حتی میرن توی عزاداریا
به اصطلاح مداح ای ایران که میخونه اون
داره به ایران میچسبه. ایران به اون
نمیچسبه. یعنی در حقیقت عرق ملی هم خیلی
جدا شده از به اصطلاح باورهای ایدئولوژیک
به نظام.
اینی که من نمیدونم واقعاً وقتی میگیم
پایگاه اجتماعی آره میان و این
تظاهراتهایی که میبینید نماز جمهایی که
میبینید اینا واقعاً هم مردمن ولی من
نمیدونم اگر اینا وضعیت اقتصادیشون عوض
بشه نسبتشون با حاکمیت تغییر بکنه از نظر
اقتصادی چقدر میمونن چقدر حاضرن به چقدر
حاضرن پای نظام باشن من فکر نمیکنم که
درصد زیاد همین آخوندا همین آخوندا
میدونید تا آخوندا هیچ دین و ایمانی
ندارن مطلقا یعنی آخوندا دین و ایمون
ندارن. یک شبه اینها در عثمانیها وقتی
عثمانیها آمدن قرن چیز قرن شونزدهم
گفتن که ما حکومت بر اساس فقه اگه اشتباه
نکنم بر اساس فقه حنفی چیز میکنه عمل
میکنه و فقهایی که اونجا بودن فقهای
مالکی بودن یه شبه همه از فقه مالکی رفتن
فقه حنفی یه شبه در دوران صفویه یه شبه از
شیعه به سنی تغییر تغییر مذهب دادن از سنی
به شیعه تغییر مذهب دادن آخوندایی که من
خودم شخصاً میشناسم آخوندایی که مطلقا
اعتقادی با آقای خمینی نداشتن مطلقا
اعتقادی به جمهوری اسلامی نداشتن چه سینه
چاکان عجیب غریبی درراومدن از توی این
حکومت یکیشو همین آذری قومی بود که آقای
خمینی رو قبول نداشت بعد شد چیز شد اون
جمله مزخرفو گفت که ولی فقیه میتواند
توحید رو هم تعطیل کنه زمان آقای خامنه
بنابراین اصلاً شما رو سر انتخاب آقای
خامنهای هم آقای خامنهای گفت همین ایشون
حرف از من قبول نمیکنن تو اون جلسه ب
دقیقاً دقیقاً بنابراین روی آخوندا و روی
این مداها و اینجور چیز اصلاً حساب نکنید
که اینا مثلاً در فقدان آقای خامنهای
واقعاً خیلی مثلاً
عواطفشون جریحه دار بشه یک اربابشونو عوض
میکنن حالا به سمت قدرت می گرایش پیدا
میکنن دیگه قدرت
جواد طباطبایی گفت که من تو تبریز دیده
بودم کسایی رو که وقتی شاه میومد برای شاه
میکشیدن میگفت یه سال بعدشم چقدر بعدش
که انقلاب شد همش تو تظاهرات انقلاب
میکردن میگفتن مرگ بر شاه آره این چیزا
خواست دیگه
البته من معتقدم که اغلب هر دوی اینها
هست هم منتفعین یعنی در بسیاری از موارد
آدم به ذهن خودش انگار دروغ میگه یعنی هم
شما مدافعی هم منتفعی یا مدافعی چون
منتفعی اکثر اکثراً اینجوریه و بهگراف پیش
میاد که مدافعی چون منتقدی یا هم درسته
درسته ولی من نمیدونم چقدر اگر همین
نباشه چقدر حاضرن شما هزینه بدید میدونید
مثلاً فرض کن ما در زمان شاه خب یه عده
بودن که واقعاً شاهو دوست داشتن مخصوصاً
روستاها یعنی ما ۷۰ جمعیت ایران روستانشین
بود و واقعاً شاه در روستاها خیلی محبوب
بود ولی خب این محبوبیت در عمل به چی
ترجمه میشه میدونین یعنی میگن اون نیرویی
که در انقلاب ایران نقش فعال داشت حدود ۱۵
جامعه بوده ما و بخش عمده جامعه اگه بگیم
روانشین بودن اینا اصلاً شاهو دوست داشتن
ولی بحث اینکه ارادت قلبی و دوست داشتن خب
میدونید که روستایی طبیعتاً خیلی
تصور خیلی اسطورهای از شاه و پادشاه دارن
دیگه
در عمل به چی ترجمه میشه؟ من فکر نمیکنم
که یک
چالش خیلی بزرگی رو مدافعان آقای خامنهای
یعنی اینا که ذوب در ولایتن فکر نمیکنم که
اینا یه چالش بزرگی رو در جهت حالا هرگونه
انتقال قدرت یا گذار رهبری جدید بتونن
ایجاد بکنن