ببینید آقای خامنهای در
از ابتدای انقلاب وارد یعنی وقتی انقلاب
شد آخوندا هر کدوم یه جایی رو میگرفتن یه
جایی میرفتن آقای خامنهای رفت ارتش و
رکن شهارم ارتش و اونجا اصلاً حسن روحانی
هم توی خاطراتش میگه که وقتی که حسن
روحانی از وقتی انقلاب میشه حسن روحانی
لندنه و بعد وقتی که میاد اولین جایی که
میره یکی از جاهای که میره میره ببینه که
کجا میشه
یه بخشی از قدرتو به به عهده گرفت میره
ارتش و میبینه آقای خامنهای اونجاست و
آقای خامنهای اونجا بهش پیشنهاد میکنه
که بیاد تو ارتش و میره تو ارتش و در بیست
و سوم بیست و چهارم بهمن ماه ۵۷ که سپاه
پاسداران حالا تشکیل میشه شکل میگیره
آقای خامنهای
در حقیقت اولین قا قائم مقام یعنی قائم
مقام فرمانده سپاه هست خود آقای خامنه
قائم مقام فرمانده کل سپاه هست و بعدشم
نماینده امامه در وزارت دفاع و
در از ابتدای از یعنی از همون بهمن ماه با
سپاهیا در میفته یعنی آقای خامنهای
با سپاه ساز نمیشه و خب سپاه هم اون موقع
خیلی یه غیر از این چیزی که الان حرف
میزن بوده دیگه و بیشتر تو ارتش جای پاش
محکم میشه در طول جنگ هم یکی از دلایل
مهمی که آقای خامنهای آقای خمینی آقای
خامنهای رو
چیز نکرد نمایندگی کل فرمانده کل قوا بهش
نداد و به رفسنجانی داد همین مسئله بود که
آقای خامنهای با سپاه به شدت مشکل داشت
جایگاه جا به اصطلاح آقای خامنهای در
حقیقت در ارتش بود که پایگاه گاه اجتماعی
قوی داشت ولی در سپاه نه حالا داستانش
مفصل هست ولی وقتی که جنگ تمام میشه بحث
ادغام سپاه و ارتش یک بحث مجلسه یعنی مجلس
در مجلس بحث میشه و
خود آقای خامنهای
اتفاقاً به عکس آقای خامنهای از سپاه
خیلی دل خوشی نداشت دیگه ولی ولی وقتی که
ولی این چیز نمیشه در حقیقت این طرح تصویب
نمیشه و سپاه ارتش
از همدیگه جدا میمونن بعد از آقای
خامنهای خواسته میشه آقای رفسنجانی اینا
رو نوشته توی خاطراتش که اجازه فعالیت
اقتصادی به سپاه داده بشه و میدونین که
این مسئله فعالیت اقتصادی نظامیا بعد از
جنگ همه جای دنیا مرسومه یعنی چیز عجیبی
نیست در در در
چیز شارل دوگل در فرانسه و در آمریکا هم
همینطور بعد از جنگ وقتی که نظامیان میان
وارد اقتصاد میشن حالا هر کدوم کشور به
سبک خودش و آقای خامنهای ۷ ماه بعد از
اینکه رهبر میشه شورای عالی امنیت ملی رو
تأسیس میکنه و همین شیخ حسن روحانی رو
یعنی باز از ارتش یک نفرو میاره آقای شیخ
حسن روحانی تا سه ۴ سال قبل از اگه اشتباه
نکنم قبل از ریاست جمهوریش نماینده آقای
خامنهای در شورای امنیت ملی و منتها بعد
داستان آقای منتظری که پیش میاد در حقیقت
داستان آقای منتظری به آقای خامنهای این
اجازه رو میده که یک دست به یک تصفیه بزرگ
در سپاه بزنه یعنی حدود ۷۰
مثلاً رنک ان فایل یعنی نیروهای پایین
سپاه این چیز میشن در حقیقت تصفیه میشن به
نوع و خب خیلی خیلی از فرموندهها کنار
زده میشن خیلی از فرموندهها بازداشت میشن
اصلاً زندانی میشن خیلی از فرماندهها
بازنشسته میشن خیلی از فرماندهها هستن که
از به اصطلاح کانون تصمیمگیریها کنار
گذاشته میشن و بعد آقای خامنهای برعکس
آقای خمینی که حکم وقتی میداد حکمهای به
اصطلاح بدون تاریخ میداد بدون مدت زمان
آقای خامنهای مدت زمان تعیین کرد برای
مثلاً فرمانده کل فرمانده سپاه
فرماندههای ردی اول فرماندههای ردی
میانی و انقدر و فرمانده ردههای میانی
اینها به صورت منظم روتیت میشن. یعنی از
زمانی که آقای خامنهای اومده و
فرماندهها مرتب جاهاشون تغییر میکنه عوض
میشن و این با آقای خامنهای این اجازه رو
میده که سیستم رو کنترل کنه دیگه.
بنابراین سپاه دچار یک انقلاب
در حقیقت پنهانی شد. یه تصفیه بزرگ درش
صورت گرفت و
حالا خیلی شبیه نیست ولی میشه آدم رو یاد
گریت پرج یه تصفیه بزرگ دوران استالین
میندازه دیگه استالینم سال ۱۹۳۷ بود که در
حزب کمونیست این تصفیه رو انجام داد و یه
بخش زیادی از سپاه اینها مقلد آقای منتظری
بودن و
بچههای فرموندههای ارشد سپاه
مقلد آقای منتظری بودن و بعد از قضیه آقای
منتظری این بهانهای شد برای اینکه
در حقیقت سپاه ریفشن بشه یا دوباره
بازسازی بشه به شکلی که آقای خامنهای
میخواد بیا و نوع مداخلات اقتصادیشون به
نحوی شد که
تحکیم کنه
تحکیم بخش قدرت آقای خامنه باشه هم سپاه و
هم وزارت اطلاعات خب وزارت اطلاعاتم قبل
از آقای خامنهای حق کار اقتصادی نداشت
دیگه. آقای خامنهای بود که به اینها
اجازه کار اقتصادی داد و تبدیلشون میکرد
به یک حیولایی که از دلش حیولههای بسیار
بیرون اومده و هنوز بر مملکت حاکم. من
نمیدونم صحبتم معنیار بود یا نه. Yeah.