اینطور نیست که من مهدی خلجی بتونم اراده کنم کانت بشم

ما رشد پیدا کردیم می‌فهمیم خب ولی برای پیدا کردن یک راه حل اینکه از مردم انتظار داشته باشیم که هر کدومشون راه حل پیدا کنن برای خروج از این وقتی هنوز جامعه مدنی اجازه شکلی نداره و تجمع مدنی تجمع اجتماعی وجود نداره سخته برای مردم که بخوان این کارو کنن هرچند که مردم ما سال ۸ ۸۸ اجازه بدید به نظر شما چی کسی بسیار خب مردم که نمی‌تون از مردم توقع نداریم نه من نه از کسی دیگه از کی باید توقع داشته باشه مض عوض کنه؟ از کسایی مثل شما از کسایی مثل شما که الان وظیفتونو دارید به عنوان تو همین کلاب‌هاست هر هفته دارید د تا اتاق می‌ذارید و از تمام جنبه‌های روشنفکری ایران یه کسایی که فکر دست عزیز من که من که دارم آ یعنی شما شما می‌زنید شمای نوعی رو میگم نه باشه من نوعی رو میگین منظورتون حتماً حالا من که اینطور نیستم ولی منظورتون حتماً کسیه که مثلاً درباره سیاست و این چیزا مطالعه کرده و می‌تونه نتیجه فکرشو تحملاتشو بگه من به عنوان کسی که به هر حال در حد خودم درس خوندم و در دارم می‌خونم دارم خدمت شما عرض می‌کنم از شما سؤال می‌کنم که ما دوست داریم ایران وقتی که میگیم ایران وضعیت بده یعنی دوست داریم ایران مثلاً مثل اروپا باشه دیگه مثلاً اروپای غربی باشه مثل آمریکا باشه مثل کانادا باشه حالا به نظر شما این مثلاً سوئیسیا ما سوئیس چهجوری اینجوری شده آمریکا چهجوری به مثلاً مثلاً دموکراسی دست پیدا کرده یا مثلاً اروپاییا چهجوری به آزادی دست پیدا کردن به نظر شما؟ یعنی این آزادی و این دموکراسی و این نمی‌دونم همون تمدنی که میگین اینا از کجا اومده به نظر شما؟ یعنی یکی بذارین یه جور دیگه بگم بذارین اجازه بد اجازه بدین یه جور دیگه بگم لطفاً دیستورد میشه اجازه بدین که یه جور دیگه بگم ببینید وقتی که من میخوام یه چیزی بسازم مثلاً میخوام یه میزی بسازم بلد می‌دونم که به میز نیاز دارم ولی بلد نیستم میز بسازم خب عقل آدم میگه چی عقل آدم میگه که برو نگاه کن ببین یه نجار که میز می‌سازه چهجوری میسازه ها حالا ما می‌خوایم در ایران دموکراسی داشته باشیم بسیار خوب ما می‌خوایم آزادی داشته باشیم. بسیار خوب. خب عقل آدم به آدم میگه که بریم ببینیم اونایی که آزادی دارن، دموکراسی دارن، اونایی که ما حسرت زندگیشونو می‌خوریم، اونا چه‌جوری دست پیدا کردن به این ها؟ دیگه یعنی منطقی‌تر از این میشه؟ اونوقت شما باید به من بگین که آیا در آمریکا در اروپا در نمی‌دونم ژاپن در استرالیا این دموکراسی که اینا داشتن چهجوری به وجود آوردن و نقش مردم در به وجود آوردن این دموکراسی‌ها و این نمی‌دونم نظام حقوقی این نمی‌دونم اقتصاد پیشرفته این به اصطلاح سطح از زندگی و رفاه این فرهنگ نقش مردم چی بوده اگر معتقدید که نه مردم اونجا نقشی نداشتن خب به من میگن چی بوده چهجوری شده ما هم در ایران همون کارو بکنیم یعنی یه باید به حال ما که ما که دموکراسی رو درست خلق نکردیم که دموکراسی رو دیگران خلق کردن ببینیم چهجوری خلق کردن چهجوری بهش رسیدن ببین من الان د تا کشورو میگم که خیلی نزدیک به همم بودن یکیشون امریکا بود یکیشم فرانسه بود دیگه بله دیگه خودتون بهتر میدونید دیگه تاریخ فرانسه چه شکلی انقلاب فرانسه شکل گرفت تاثیر د تا فیلسوف و حالا تحت تاثیر اون د تا فیلسوف شروع شد ولی تحت تاثیر اونا شروع شد. ما نمیتونیم جامعه خودمونو بگیم که ما هنوز اون صحبت‌ها را به عامه مردم نیومدیم بگیم به نظر من مردم ما از اون دوره گذشتن. ما خیلی وقت پیش می‌دونستیم که حق یعنی چی دیگه به اون رسیدیم که الان تبدیل به شهروند بشیم. ما الان توی ایران حالا توی ایران به اون مرحله‌ای رسیدیم که حق خودمونو از حق حالا اونجا خدای مسیحیت بود از کلیسا بود و یه حقی بودش که لوی گرفته بود ما الان اونجا رسیدیم که حق خودمونو از ولایت فقیه بگیریم و از بندگان اسلامی دربیاریم و تبدیل به یه جمهوری بشیم ما اینو سال‌ها تمرین کردیم اتفاقاً ببینید حتی در امریکا هم بگید نقش پدران امریکا رو در اون حالا قانونی که نوشتن خب برای قانون اساسی اگه درست باشه بگیم در اون قانون اساسی که اومدن نوشتن در اون بیانیه استقلال آمریکایی که نوشتن نمی‌تونیم اونو بیپایه بگیریم که مردم شروع کننده نبودن اونها نوشتن مردم هم دقیقاً فهمیدن که فردشون با بقیه حالا امپراتوری مثلاً انگلیس چیه یا مثلاً زیر نظر روی لوئیی اگه زندگی کردن چه شکلیه ما نمی‌تونیم که مثلاً بگیم که تحت تأثیر مثلاً روغالقین قرار نگرفته بودن یا اینکه ت مثلا تحت تأثیر اندیشه همه صحبتی که شما دارید می‌کنید حالا من نمیخوام اصلاً با فلسفی صحبت کنیم خب شما که خودتون بهتر میید تمام اخلاقی که شما دارید میگی زیباشناسی رابطه این دو تایی که دارید میگید مسائل کانتیو دارید مطرح می‌کنید یا آقای خلجی عزیز می‌فهمم کاملاً شما داری ولی منم اینو میگم میگم شروع کننده بوده مثلاً همین مؤسساتی که تو ایران فلسفه یه روزی داشتن شروع شده تو ایران همین که امروز ما داریم نقزن اتفاقا شروعشه ولی اگه امروز آقای خل برگردیم به مردم بگیم که شما بیاید برید بفهمید این سوء تفاهم ممکنه به وجود بیاد که ما مردمو داریم یه مقدار به عقب فهمیدیم که هنوز شما کافی نیست فهمیدنتون وقتی مردم اومدن در جنبش زن زندگیا آزادی به زنی که اسلام بهش میگه که توجه رسید متوجه شدم دوست عزیز متوجه شدم ببینید دوست عزیز تصوری که شما از غرب دارین در حقیقت غربو مثل ایران میبینید یعنی میگن که یعنی تصور که ازش غرب دارین ربطی به غرب نداره کانت و هگل و روسو وتر و اینا اینا پیامبر نبودن ما تصورمون از روشنفکر و فیلسوف پیامبره فکر می‌کنیم یه نفر از آسمون میاد و بعد در یک دورانی که تاریک تاریکه ناگهان روشنی بعد از جاهلیت به دوران جاهلیت پایان میده و دوران درخشان و دوران خوبی شروع میشه چون این نیست دوست عزیز کانت و هگل و نمی‌دونم روسه و همه اینا محصول یک نظام آموزشی و محصول یه فرهنگن محصول اینا یک استثناهای یک تاریخ نیستن اینها فرآورده‌های یک تاریخن و اینطور نیست که من مهدی خلجی بتونم اراده کنم کانت بشم نه همچین چیزی نیست. متأسفانه روشنفکرای ما همشون خودشونو پیغمبر می‌دونستن دیگه. حالا از شاملو بگیرید تا دیگران اینا فکر می‌کردن خودشون پیغمبرن و جامعه رو باید از نادانی و آگاهی برسونن اینا. خب اینا توهمه و این یه نکته. نکته بعد اینه که اگر فکر کنید که مردم ما در اثر ظلم‌های جمهوری اسلامی رشد کردن خب پس چرا نمی‌ذاریم بیشتر رشد کنن؟ پس اصلاً چرا دموکراسی می‌خوایم؟ اگه قراره که مردم اینقدر رشد کنن و همه چیزو بفهمن و بدونن و نه بدون آموزش تحت پروپاگاندا با ظلم با فریبکاری اگه مردم قادرن انقدر به صورت فطری و غریضی همه چیو بفهمن دیگه شما چه نگرانی دارین؟ نه نباید هیچ نگر بذارید از ما نیاز به آموزش نداریم چون بدون آموزش همه چیزو می‌فهمیم خب اینا که این حرفا که شما می‌زنید درست عوامل به وجود آورنده وضعیت موجود و عوامل تداوم دهندهش هستن به همین معنا من میگم شما مسئولین یعنی این طرز فکر ماست که این واقعیتو می‌سازه و در نتیجه طرز فکر ما عوض بشه واقعیت عوض خواهد شد این تفکر شما درست همون تفکریست که به تداوم نظام‌های استبدادی کمک کرده و می‌کنه در غرب مدرنیته با این تصور که ما رشد پیدا کردیم آغاز نشده با شک دکارت آغاز شده و تا امروزم با شک دکارتی سر پاست یعنی مدرن شدن یعنی که شما به دانسته‌هاتون به یافته‌هاتون به تصوراتتون تردید کنین نه اینکه از خودتون تعریف کنین اگر از خودتون تعریف کنین همون این عقبمونده می‌مونه جوامع عقبمونده هستن که از خودشون تعریف می‌کنن فکر می‌کنن خیلی خیلی رشد کردن فکر می‌کنن خیلی خوبن فکر می‌کنن خیلی شریفن فکر می‌کنن خیلی پیشرفتن فکر می‌کنن مستحق بهترین خوبیا هستن جوامع پیشرفته مدام در خودشون تردید می‌کنن مدام بدیاهای خودشونو می‌بینن مدام نقصهای خودشونو می‌بینن بهخاطر اینکه مشکلات انسان از نقص‌هاش و از بدی‌هاشه نه از خوبیاش مثل اینکه شما برین دکتر برای قلبتون دکتره بگه چه چشمای قشنگی داری خب من که برای چشمای قشنگم که نرفتم دکتر که من برای قلب بیمارم رفتم اون اون دکتر که از به جای درمان قلب شما از چشاتون تعریف بکنه داره شما رو می‌کشه و شما اگه دوست دارید که زنده بمونید باید به بیماریتون توجه کنید نه به اون جاهایی که بیمار نیستید جامعه ایران زمانی می‌تونه از این وضعیت بیرون بیاد که به نواقصش به کاستی‌ها و به کجی‌های خودش نگاه بکنه و بدونه که اینا رو باید تغییر داد اینا باید اصلاح بشن وگرنه و ایرانیا هم مثل بقیه ملت دنیا خیلی خوبی یا دارن ولی اون خوبیا نیست که ما رو به این وضع بد کشونده بدیای ماست که ما رو به وضع بد کشونده بنابراین ما باید نگاه مدرن داشتن یعنی نگاهی که مدام به خودش تردید می‌کنه از خودش نقد می‌کنه ما جامعه‌ای داریم که درست مثل خامنه‌ای جامعه ایرانم مثل خامنه‌ای می‌مونه اصلاً تحمل نقد خودشو نداره به محض اینکه نقدش بکنی مثل خامنه‌ای حال با خامنه‌ای حالا تفنگ داره و زندان داره جامعه زبان داره و افکار عمومی می‌تونه مثل آر رو سرت بباره. بنابراین جامعه‌ای که از خودش نقد نکنه در حقیقت به تباهی خودش دامن می‌زنه. جامعه غربی فرقش با جامعه ما اینه که جامعه غربی به هیچ‌ وجه گل و بلبل نیست. آرمانشهر نیست. ولی تو همین جامعه غربی مدام حساسن به اینکه ما واقعیتو نمی‌دونیم. ما دچار توهمیم. ما چیکار کنیم که بفهمیم خطا کردیم. علم غربی علمی نیست که مثل علم ما همه حقایق درش باشه. علم غربی علم خطاهاست. یعنی پیشرفت علم پیشرفت در فهم خطاها در کشف خطاهاست نه در کشف حقیقت. بنابراین تا زمانی که فکر می‌کنیم ما خیلی پیشرفتیم و خیلی خوبیم و خیلی رشد کردیم و خیلی می‌دونیم در همین وضع تا اطلاع ثانوی خواهیم بود. ممنون. آقای خل ما خیلی می‌دونیم شما خسته میشید زود. خب من گفتم ما به اون حدی رسیدیم که الان بفر نه از کجا میگید عزیز من نه عزیز من به خاطر یک به خاطر اینکه تو سال ۹ ۱۴۱ زنان ما این خیلی آقای خلجی شما فوکو خوندید دیگه اجازه بدید وقتی که فوکو شروع می‌کنه مجازات و تنبیرا شروع می‌کنه نوشتن با صحنه اعدامی شروع می‌کنه شروع کردن و در اونجا داره راجع به گیوتین صحبت می‌کنه فلسفی نمی‌خوام با همدیگه صحبت کنیم وقتی که اونجا میاد مفهوم مفهوم حق رو تعریف می‌کنه در جامعه اون روز فرانسه و راجع به ارتباط بدن داره صحبت می‌کنه و مفهوم حق در بنیان فلسفی مسیحیت و اونجا میاد که میگه که حق انتضاعی چه شکلی به وجود اومد و شهروند چه شکلی به اومد که ما تنبیهش کنیم و حقوق شهروندیشو ازش بگیریم و بفرستیمش در زندان اون آدمی که اون روز بغل گیوتین وایساده بود دست می‌زد نمی‌فهمید که حالا عرض امروز فهمیدی زشتی کار خودشو بفهمه که آقا داره دست می‌زنه که دست یارو رو قطع کنن یا گردنشو بذارن وزیر کیوتین اون شما با اون آدم الان طرف نیستید توی ایران که الان دارید دست بله شما می‌تونید بگید در ایران دارن اعدام می‌کنن میرن دست می‌زنن مردم ایران هنوز به اون آگاهی نرسیدن ولی چیزی که دارن دوستان به شما میگن میگن ۱۰ میلیون نفرم رفتن توییتر رفتن من میگم ما به اون خط رسیدیم که بفهمین دیگه الان چیزی بهتر از این اعتماد چ خودتون دارید که خودتونو نمید شما میگید به مردم بگین اعتماد به نفس داشته باش اعتماد به من حرف شما رو شنیدم دوست عزیز حرف شما رو شنیدم