برگردم به بریم به سراغ مسئله دوم که
مسئله مسئولیت جامعه است. ببینید شما وقتی
که ایران اینترنشنالو باز میکنید که در
حقیقت رسانه
جنایت و رساله وقا رسانه وقاهته
مدام داره میگه که یه کسی هست به نام
خامنهای که تمام مقدرات ایران دستشه حالا
این طرف هم که یه نتانیاهو یه ترامپ هست
اینا قدرتمندن اون بده این کارو میکنه
اون اون کارو میکنه اون فلانه پسره
تمامش از رسانههای دیگه همین طوره مدام
ما میبینیم که خامنه همه کارست خوبه بده
نمجوره اونجوره همه در حال سقوطه ولی همه
چیزم دستشه
چنین تصویری از سیاست در ایران نه فقط
واقعی نیست که ابلهانه است یعنی
اگر فکر کنیم که در ایران همه چیز دست یک
آدمه و اون آدم هر کاری دلش بخواد میتونه
بکنه و بقیه هم دست بسته هستن
این به این معنایست که ما به تکتک
شهروندان ایرانی توهین کردیم. یعنی اونها
رو یک آدمهایی دونستیم که فاقد آزادی،
فاقد اختیار و فاقد توانایی برای
مقاومت در شرایط موجود و تغییر وضع موجود
هستن. اگر شما بگید که یک ملتی
قربانیه مثلاً یه نفر هست مثل خامنهای ۹۰
میلیون نفر آدمم اسیرشن خب کسی که قربانیه
و هیچ تقصیری نداشته و هیچ توانایی هم
برای تغییر نداره در نتیجه آزادی نداره
برای تغییر وزن موجود بنابراین حقم نخواهد
داشت یعنی حق و آزادی میاد اگر شما بگید
که من که نمیتونم ۳ تا دست داشته باشم.
من طبیعت منو با ۲ تا دست آفریده. پس شما
حق داشتن ۳ تا دستم ندارین. شما زمانی
میتونین از حق صحبت بکنین. یعنی شما
زمانی میتونید بگید که مردم ایران حق
دارن زندگی بهتری داشته باشن. حق دارن در
صلح زندگی کنن. حق دارن در رفاه زندگی
کنن. حق دارن با کرامت انسانی زندگی کنن
که شما معتقد باشید اونها آزادی
تغییر وضع موجود و آزادی ساختن جامعهای
که در اون رفاه باشه
و کرامت انسانی رعایت بشه حقوق انسانی
رعایت بشه هم دارن اگر این انسانها این
مردم توانایی ندارن پس حقم ندارن
اگر من بگم که من نمیتونم مثلاً شاخ
دربیارم خب حق شاخ درآوردنم ندارم پس توجه
داشتم داشته باشید که هرگونه
تصویری از وضعیت که جامعه رو به عنوان یک
قربانی ناتوان
مظلوم
فقط قابل ترهم تصویر بکنه در حقیقت خیانت
کرده با آزادی و خیانت کرده به اون مردم
مردم ایران یا شهروندان ایران مثل همه
جوامع دیگه انسانهایی هستن که توانایی
تغییر وضعیت موجودو دارن یعنی چون که
آزادی تغییر
وضعیت موجودو دارن مسئولیت دارن یعنی
وظیفه دارن که وضع موجودو عوض کنن اینکه
ما منتظر باشیم یه روزی خامنهای براندازی
بشه خامنهای بمیره حکومت سقوط بکنه
اسرائیل برای ما آزادی بیاره آمریکا برای
ما آزادی بیاره این درست نشان دهنده یک
جامعه نابالغ هست. ما باید یاد بگیریم که
بزرگ بشیم یعنی بالغ بشیم. بالغ شدن یعنی
شناختن مسئولیت
و
در حقیقت ساختن سرنوشت خود. ما در ایران
یاد نگرفتیم همچین چیزی رو به خاطر اینکه
اینها یاد گرفتنیست یعنی آموختنیست.
سیاست آموختنیست.
زندگی خوب آموختنیست. زنده رفاه اقتصادی
آموختنیست. همه چیز آموختنیه. اگر شما در
غرب میبینید در کشور توسعه یافته
میبینید که چیزهایی دارن که ما حسرتشو
میخوریم همه اینها از آموزش برمیاد.
یعنی اگر ارتش قوی دارن، اگر اقتصاد قوی
دارن، اگر شهرهای به اصطلاح زیبا و امنیت
و نمیدونم آزادی دارن، همه اینها برآمده
از آموزش هست. بنیان تمدن آموزشه. ما در
ایران متأسفانه آموزش نداشتیم و نداریم و
تصور نباید بکنیم که تجربههای تلخ به ما
چیزی یاد میده. تجربه به خودی خود هیچکس
هیچی یاد نمیده. به همین دلیل که ما
تجربههای تلخمونو تکرار میکنیم و فقط
سعی میکنیم از سر استیصال گذشته رو،
تجربههای تلخ گذشته رو فراموش کنیم و به
آیندهای که وجود نداره امید ببندیم. در
نتیجه باید بالغ بشیم. بالغ بشیم یعنی چی؟
یعنی خودمونو مسئول بدونیم. مسئول بدونیم
برای چی؟ مسئول د مسئولیت غیر از تقصیره.
تقصیر یعنی کسی که در به وجود آمدن این
شرایط موجود در گذشته نقش داشته. اینو
میگن مقصر. این د تا ماشین که تصادف
میکنن میپرسن مقصر کیه؟ یعنی چه کسانی
این وضعیتو به وجود آوردن؟ ما مقصر ممکنه
نباشیم. تکتک ما ممکنه یه بچه ۱۰ ساله که
چه نقشی داشته در به وجود آوردن این نظام
و این سیستم ولی مسئولیت داره م تقصیر مال
گذشتهست یعنی طرف یه کاری رو در گذشته
انجام داده که الان ما به اینجا رسیدیم
مسئولیت مربوط به آینده است یعنی میگه که
شما گرچه در به وجود آوردن این وضع موجود
نقشی نداشتید ولی در تغییر این وضع موجود
مسئولید یعنی توانایی دارید ما ایرانیها
هیچ نیازی به امید امید نداریم و امید با
آینده نداریم ما نیاز به
بازسازی اعتماد به نفسمون داریم اعتماد به
نفس مربوط به الانه یعنی من باید باور کنم
که میتوانم الان شرایطو تغییر بدم امید
به آینده یه چیزیست که هرگز فرا نخواهد
رسید و امید به آینده یکی از زیانبارترین
و ویران کنندهترین به اصطلاح
عواملیست که میتونه یک ملت یا یک انسانی
رو از تغییر باز بداره. ما برای تغییر وضع
موجود باید به تواناییهای جامعه
باور بیاریم و بدونیم که جامعه یعنی تکتک
افراد اولاً وظیفهشون
آموختنه.
یعنی بدونن که وقتی که میگیم تغییر واقعیت
موجود، تغییر موقعیت موجود، تغییر وضع
موجود وضع موجود یعنی چی؟ شما نمیتونین
این رو بدون آموزش بدونین. برای اینکه
بفهمین وضع موجود چیه نیاز به آموزش
داریم. یعنی بدونین که وضع موجود یعنی چی.
دوم تغییر وضع موجود هم یک علمه یا
مجموعهای از علومه. بنابراین ما به جای
اینکه روی خصلتهای خوبمون تأکید بکنیم
باید به نقاط ضعفمون توجه کنیم. اون نقاط
ضعف ماست که ما رو امروز به جایی که الان
هستیم رسونده. بنابراین انفعال
کنار کشیدن
تن به وضعیت دادن
تیره دیدن همه چیز اینها انتخاب ماست
اینها
جبر نیست اینها
چیزی نیست که برا ما تحمیل بشه ما شکست
خودمونو انتخاب میکنیم ما بدبینی خودمونو
انتخاب میکنیم ما ناتوانی خودمونو انتخاب
میکنیم میتونیم انتخ انتخاب نکنیم و
ببینیم که چه میشه کرد که از
سنجیدهترین معقولترین و مناسبترین راه
مناسبترین منظورم مناسب برای عموم هست
اونچه که برای مصلحت ملی برای خیر عمومی
میتونه مفید باشه و نیاز به همفکری و
تلاش جمعی داره از این راه این راهها ها
چی هستن؟ این راهها در بیرون نیستن. این
راهها محصول تخیل ما هستن. یعنی اگر فکر
میکنید که راه حل یه چیزیست که در بیرونه
و میشه مثلاً رفت از یک کسی پرسید آقا
راهحل این چیه؟ خب اشتباهه. راهحل اون
چیزیست که شما تخیل میکنید. هیچ موقع
درهای زندان در به روی آزادی باز نمیشن
مگر اینکه شما اون رو تخیل کنید. درهایی
که به سوی آزادی گشوده میشن همیشه محصول
تخیلن. نه محصول دیوارها، سنگها، آهنها.
بنابراین ما در یک وضعیتی هستیم که بسیار
بسیار خطیره اما این وضعیت خطیر مسئولیت
ما رو خطیر میکنه. یعنی به هیچ وجه ما در
بنبست قرار نداریم. به هیچ وجه دست ما
بسته نیست. دست ما که میگم یعنی دست تکتک
شهروندان ایرانه. تکتک ایرانه. چه اونایی
که در داخل ایران هستن و چه در خارج از
ایران هستن. ما اگر به شکل دیگری نگاه
بکنیم به وضعیت اونوقت میبینیم که ما
میتونیم یه کارایی بکنیم. ما میتونیم در
روشهامون، در نگاهمون، در رویکردمون به
مسائل تغییراتی به وجود بیاریم که او منجر
بشه به تغییر وضن. این رو بدونیم که جامعه
از هر حکومتی قویتر هست. جامعه هرگز
نمیتونه از جانب هیچ چیز دیگری جز خودش
تهدید بشه. جوامع خودشون هستن که خودشونو
ضعیف میکنن و خودشون هستن که به داد
خودشون میرسن. هیچ پناهی برای جامعه
نیست. نه از بیرون نه از جانب حکومت نه از
بالا نه از بیرون نه از بالا. هیچ
جامعهای
نجات پیدا نمیکنه. نجات جامعه تنها و
تنها به دست خود جامعه است. در درون جامعه
است. به دست جامعه است.
صلح و جنگش، شادی و غمش، خوبی و بدیش همه
از خودشه. بنابراین سعی کنیم جامعه رو
تقویت کنیم. سعی کنیم جامعه رو درمان
کنیم. سعی کنیم جامعه رو بازسازی کنیم.
جامعهای که توانمند باشه قدرتمندترین
حکومتها، مسلحترین حکومتها و بزرگترین
ابرقدرتها هرگز نمیتونن او رو به
خطری رو متوجه او بکنن و تهدیدی برای او
باشن. جامعه قدرتمندترین چیزیست که در روی
این کره زمین انسانها ساختن و میتونن با
او جهانی رو به تسخیر خودشون دربیارن.
بنابراین به جای اینکه به فکر تغییر حکومت
باشیم به فکر ترمیم و بازسازی جامعه
باشیم. جامعهای که قوی شد. جامعهای که
مصلحت خودش رو فهمید. جامعهای که به
اهمیت آموزش پی برد. جامعهای که برای
تغییر خودش خودش رو مسئول دونست. مطمئن
باشید که میتونه بهترین حکومتها رو هم
به وجود بیاره و اون رو در خدمت مصالح و
منافع خودش بیاره. من سپاسگزارم از شما.
در خدمت دوستان هستم. M.