خیلی ببخشید
بفرمایین آقا
من چون تو ایران بودم اینترنتم خوب نبود
من خم سؤالی که پرسیدم نفهمیدم درست پرسید
نه نه درست نشنیدیم ما نه بفرمایین دوباره
میخواستم بگم که همون کوتاه خانم مثلاً
زینب موسوی آیا غرضی دارن آیا میشه مثلاً
فهمید اینو که مثلاً آیا مثلاً از فردی
مثلاً متنفر بوده یا نبوده
حالا اگر کسی متنفر باشه اشکالش چیه؟
نه حالا همین
نه اصلاً فرض کنید که یه کسایی هستن
متنفرن از فردوسی یه کسایی هستن از سعدی
متنفرن یه کسایی هستن از حافظ متنفر
اشکالش چیه این
به طور کلی من خودم هیچ مشکلی ندارم ولی
به هر حال اینکه خ کلاً تنفر مگه بد نیست
مثلاً حالا از
نه تنفر از شخص عادی دیگه طرف بگه از فلان
شاعر بدش میاد اشکالش چیه
مثلاً من از اسیرالدین اقصییکتی خیلی بدم
میاد حالا اشکالش چیه این مثلاً من الان
باید چیکار کردم
نه هیچی من به هر حال چون طرف شما بودم
کلاً
آره یعنی مثلاً شما حافظو دوست داری من
سعدی رو دوست دارم از حافظ خوشم نمیاد
حالا اشکالش چیه این
بله میخوام بگم که انگیزه ایشون چه اهمیتی
داره اصلاً
که چیه مردم میخوام بگم که
اصلاً خانم موسوی مهم نیست ما مهم ما
واکنش با خانم موسوی مهمه نه خانم موسوی
مهم نیست اصلاً من بحثم خانم خانم موسوی
نیست اونچه که وحشتناکه
با واکنش ما با خانم موسوی نه خانم موسوی
حالا هر انگیز داشته باشه داشته باشه بحث
بر سر دفاع از خانم موسوی نیست که خانم
موسوی کار خوبی انجام داده بحث بر واکنش
ماست که ما واکنشمون بد و وحشتناکه
بله من یه سؤال کوتاهی دیگه میت بپرسم
مثلاً مرز بین نقد و توهین جایی هست مرزی
داره آیا یا اینکه مرزی ندارن این دو تا
چرا مرز داره ولی توهینم آزاده
یعنی شما آزاد توهین اگر باشه من عذر خامس
توهین اگر باشه آقای ابوالقاسم فردوسی
طوسی میتونه شخصاً بره شکایت کنه که وکیل
بک
نه خود فردوسی خود فردوسی یا الان فحش
داده به دیگران
من قانع شدم خیلی ممنون آره
خود فردوسی فحش داده با خیلی ازدم به قول
چیز
این آقای خرسندی
یه بار نصف شب به من زنگ زد گفت که فلان
جا شعر منو خوندن ولی اشتباه خوندن جایی
هست بدونیم بریم شکایت کنیم که شعر منو
چرا اشتباه خوندن واقعاً راست میگه ایشون
ایشون فردوسی میتونه بره شکایت کنه بعد
فردوسی کلی فحش داده فردوسی کلی فحش داده
به اینو ببینید بحث بر سر اینه که شما اگر
بخواید در یک مجله مثلاً فرض کنید ادبی و
مثلاً ایرانشناسی مقاله چاپ بکنید خب خب
حتماً باید شما نقدتون نقد علمی باشه.
نمیتونید فحش بدین ولی برین شما تو
خیابون فحش بدین. در دیوار بنویسید مرگ بر
فردوسی. چه اشکالی داره این؟ یعنی چه
مشکل؟ نه حالا توهین کردن که اونم شما
میگید توهین اگر نتونید شما مرز طنزو ما
در ایران و هر کی دلمون بخواد فحش میدیم
منتها طنز در مورد خودمونو توهین
میدونیم. یعنی ما ملتی هستیم که پرچم
کشورهای دیگه رو زیر پامون میذاریم ولی
از ملتهای دیگه میخوان به ما احترام
بگذارن و اصلاً تحمل نمیکنیم اگر مثلاً
همین آمریکاییا یه چیزی بگن راجع به ما که
بالا چشمون ابروئه خب حالا برمیگردیم به
همون به اصطلاح فقر عقلی که ما ایرانیها
متأسفانه
دیرباز بهش دچار هستیم و روز به روزم
توهمون بیشتر میشه راجع بهش حالا صحبت
میکنم راجع به این مسئله طنز و اینکه که
جامعهای که طنز رو نفهمه جامعهیست
کاملاً نابالغ و بسیار وحشتناک و جامعه
ایران متأسفانه نمیتونه به ریش هر چیزی
بخنده. ما باید بتونیم به ریش هر چیزی
بخندیم. اگه نتونیم به ریش یعنی استبداد
یعنی که شما نتونین به ریشه چیزی بخندین و
شما نظریه باختینو میدونین دیگه خنده با
دموکراسی رابطه مستقیم داره. شما در
جامعهای که نتونید به ریشه هر چیزی
بخندید یعنی اون جامعه استبدادیه. حالا
میخواد پهلوی باشه، میخواد خمینی باشه،
میخواد هر کسی باشه. حالا توضیح خواهم
داد. بفرمایید دوست عزیز.