حامد شاکرنژاد قرآن را با قر میخواند

عنوان این جلسه مهران مدیری و حامد شاکرنژاد صنعت سرگرمی و رژیم توتالیتر هست. من مهران مدیری رو خب طبیعتاً همه می‌شناسن. همه کسانی که با برنامه‌های تلویزیون جمهوری اسلامی آشنا هستن یا با شبکه تولید خانگی آشنا هستن می‌شناسن مهران مدیری رو و چند سال پیش بود که مجله تایم مهران مدیری رو جزء د فرد تأثیرگذار در جهان معرفی کرد و خب بنابراین یک شهرت بین‌المللی هم داره به او سلطان طنز ایران میگن از این القاب میدن ولی من او رو یک هنرمند بسیار با ذوق و خلاق می‌دونم که می‌تونه نماد صنعت سرگرمی پس از انقلاب باشه و از اون طرف حامد شاکرنژاد یکی از قاریان جوان هست که در حقیقت در این سال‌های اخیر خیلی گل کرده به دلیل اینکه قرآنو با غر میخونه در حقیقت یعنی این هم باز تقلیده یه حالا راجع به این صنعت قرائت قرآن هم صحبت میکنم خودم اون یه صنعتیست دیگه راجع به اونم صحبت میکنم و اینکه اینا د تاش صنعت جزء صنعت سرگرمی اینترتینمنت طبقه بندی میشن [موسیقی] این مراسم مذهبی یعنی از آیین‌های مذهبی چهجوری در عصر عصر سرمایهاری و در عصر دیجیتال تبدیل میشن یعنی مسخ میشن به در حقیقت اینترتینمنت دیگه ریچوال نیستن دیگه دیگه اینها آیین‌های مذهبی نیستن اینا اینترتینمنتن سرگرمین و اینا تفاوتشو توضیح خواهم داد و چرا مهم هست این بحث به دلیل اینکه ما وقتی که از رژیم توتالیتر صحبت میکنیم تصور بسیاری این هست که رژیم توتالیتر یعنی یک رژیم استبدادی و همش یه حکومتی که با زور و سرکوب و خشونت و نمی‌دونم اسلحه و سپاه و اطلاعات و قوه قضاییه و اینا حکومت می‌کنه. در حالی که اساساً وقتی که شما میگید یک حکومتی توتالیتر هست اگر بدونید که توتالیتر یعنی چی اونوقت متوجه خواهید شد که حکومت توتالیتر با جامعه توتالیتر قرین هست بدون جامعه توتالیتر شما نمی‌تونید حکومت توتالیتر داشته باشید و توتالیتاریسم یک حکومتی نیست که با خشونت اتفاقاً برقرار باشه بهعکس حکومتیست که برخلاف نظام‌های استبدادی دیگه برآمده از از یک جنبش توده‌ای و مردمی هست و بر پایه یک جامعه خودکامه و توتالیتر استوار هست و تا زمانی که اون جامعه پذیرای یعنی جامعهست که تولید می‌کنه همچین حکومتی رو توده است که تولید می‌کنه توتالیاریزم رو نه یه شخص خاصی نه یک طبقه خاصی ویژگی توتالیتاریسم توده بود تودهست نقشی که توده بازی می‌کنه درش و بنابراین در تحلیل‌هایی هم که راجع به نظام‌های توتالیتر میشه برعکس مثلاً فرض کنید نظام‌های استبدادی که تمرکز هست بر طبقه حاکم مثلاً فرض کنید در عربستان سعودی طبقه آل سعود رابطهش با علما شخصیت‌ها خیلی مهمن رابطه بین قبیله سران قبیله مهمه در نظام‌های توتالیتر تمرکز و تحلیل بر روی جامعه است جامعهست که تمام اونچه که شما به عنوان حکومت توتالیتر می‌بینید برآمده از جامعهست و اساساً ویژگیش اینه که مرزی بین جامعه و حکومت نیست. شما در حکومت‌های استبدادی می‌تونید یه مرزی بکشید بگید تا اینجا حکومته از اینجا به بعد جامعهست. مثلاً زمان شاه ما یک نظام استبداد سلطنتی کاملاً چیز داشتیم آشنایی داشتیم که میشد مرز کشید بین حکومت و جامعه مشخص شد که حکومت کجاست جامعه کجاست ولی در نظام‌های توتالیتر شما همچین مرزی ندارید حکومت کجاست؟ دولت کجاست؟ جامعه کجاست؟ این اصلاً اینا یکین یعنی در هم منتشرن در هم تنیده هستن از هم جدا نیستن یعنی صرف اینکه مثلاً شما کارگر هستید در فلان کارخونه و کارخونه مثلاً صاحبش حکومتی نیست این به این معنا نیست که شما بخشی از اون حکومت نیستید به دلیل اینکه این حکومت یه چیزی داریم ما به نام دولت یه چیزی داریم به نام حکومت یه چیزی داریم به نام روحانیت یه چیزی داریم به نام سپاه یه چیزی چیزی داریم به نام بخش خصولتی انقدر اینا در هم تنیدن که لزوماً آدم‌ها خودشون آگاه نیستن به اینکه کجای این نقشه وایسادن و اساسا آیا میشه همچین مرزی کشید بین نهاد دولت و جامعه در این شرایط نظام‌های توتالیتر در وحله اول با دستگاه پروپاگاندا به وجود میان و با این دستگاه تداوم پیدا می‌کنن. یعنی برعکس اونچه که ما فکر می‌کنیم که پروپاگاندا هیچ تأثیری نداره و حکومت فقط خشونته و مشروعیت نداره و الان که بیفته نه اینا به عکسه اتفاقاً حکومت مهم نیست مشروعیت داره یا نه اونچه که مهمه اینه که حکومت هست حکومت که هست یعنی نظام دستگاه پروپاگاندا موفقه و دستگاه پروپاندا موفقه به این معنا نیست که شما آگاهانه گوش میدید به اون دستگاه پروپاگاندا نه دستگاه پروپاگاندا از شما چیزی میسازه که او می‌تواند با وجود او تداوم پیدا بکنه یعنی به جای اینکه بیاد شما رو بترسونه میتونه شما رو بخندونه و شما میتونید با خنده در حقیقت گردنتون رو زیر تیغ او ببرید لزومی نداره که با ترس باشه وت مرز ترس و خنده اصلاً به هم می‌آمیزه همون طور که عرض کردم مرز همه چیز در این نظام‌ها مشوش هست. ویژگی نظام‌های توتالیتر این میل فضاینده اینها به در حقیقت فرمس بودن هست. یعنی بی‌شکل بودن، بی‌مرز بودن، مرزی بین خنده و خشونت، مرزی بین نهادها، مرزی بین دانشگاه و حوزه، مرزی بین نخبه و توده، همه مرزها در هم ریخته میشه. این ویژگی مهم نظام‌های توتالیتر هست. بنابراین اگر چیزی به نام جمهوری اسلامی تداوم داره این رو باید بدونین که چهجوری تداوم داره و چگونه ما همگی تحت تاثیر این سیستم پروپاگاندا هستیم بدون اینکه بدونیم و بهعکس فکر میکنیم که نیستیم فکر میک همه فکر میکنن که مسونن یعنی حتی خود سیستم‌های حاکمان توتال فکر می‌کنن که چون اینا حاکمن چون اینا از همه چی اطلاعات دارن همه اطلاعاتو دارن اینا تحت تأثیر پروپاگاندای خودشون قرار نمی‌گیرن پروپاگاندای نظام توتالیتر حتی رو خود گردانندگان این دستگاه پروپاگاندا و حاکمان توتالیتر تأثیر می‌گذاره و بیش از همه اتفاقاً خود اونها رو تحت تأثیر قرار میده خب ‏Ok.