سپاسگزارم از شما خیلی ممنونم
توجه نکته اول که فرمودین همون من مثال
عکسو که زدم ببینید ما وقتی که اثر یک
نویسنده رو میخونیم یک
بحث این هست که این نویسنده منظورش چی
بوده یعنی ما میتونیم بگیم آقای ایرج
پزشکزاد منظورش چی بوده مقصودش چی بوده
این یک بحثه یه بحث اینه که این اثر چی به
ما میگه مثلاً ما وقتی فردوسی رو میخونیم
یه بحث اینه این که فردوسی از این حرفایی
که میزده چه قصدی داشته ولی یه بحث
دیگهای هست که این حرف فردوسی چه معنایی
میده مثلاً حافظ یک چیزی داره یک غزلی
داره میگه یاری اندر کس نمیبینیم یاران
را چه شد دوستی کی آخر آمد دوستداران را
چه شد بعد تو همون غزل میگه لعلی از کان
مروت برنیامد سالهاست تابش خورشید و سعی
بادو باران را چه شد این یعنی چی یعنی کهه
میگه که
لعل یا به اصطلاح سنگهای
گرانبها این اینا محصول تابوش خورشید و
بادواران هستن یعنی داره یک تئوری رو در
زمینه کانیشناسی یا معدنشناسی داره معرفی
بیان میکنه حافظ در سدد این نبوده که
همچین تئوری رو بگه در این شعر ولی ما از
خوندن این شعر میفهمیم که در زمانه او
همچین تصوری وجود داشته یعنی داره تصویری
به ما میده از ذهنیتی که اون زمان وجود
داشته راجع به به اصطلاح
فرایند به وجود آمدن سنگهای گرانبها یه
نکته راجع به نکته دوم که فرمودید ببینید
اصطلاح دیکتاتور
اصطلاح که به کار بردید ما در زمان مشروطه
در زمان بعد از مشروطه یا حوالی مشروطه و
بهویژه در زمان
احمدشاه و اوائل دوران پادشاهی رضا شاه
این اصطلاح به کار میرفت به صورت استبداد
داد منور
ولی بذارید من توضیح بدم که این استبداد
منور چی هست استبداد منور ترجمه
دیسپاتیزم هست این مربوط بهتنمنت یا
روشنریست
در دوره در قرن هجدهم این چیزم مال ولتره
دیگه ولتر خیلی معتقد بود که در حقیقت ما
برای اینکه جامعه به اصطلاح روشنی پیدا
بکنه روشنی پیدا بکنه یعنیه جامعه عقلانی
فکر بکنه جامعه از خرافات نجات پیدا بکنه
جامعه به سمت به اصطلاح
خروج از توهم و شناخت واقعیت و علمی فکر
کردن حرکت بکنه ما نیاز داریم به آدمهایی
که مستبدند ولی نه مثل مستبد قبلی که در
پی فقط همدستی با کلیسا برای فریب مردم
برای استثمار مردم بلکه کسانی هستن که به
آموزش مردم ارج میرن از فیلسوفان حمایت
میکنن خود ولتر با فردیکه دوم که پادشاه
پروس بود با خیلی با هم رابطه داشتن دیگه
اصلاً اون اون
فرهنگ فلسفی که مینویسه در یک جلسه
ناهاری که با فردیک میخوند میخورد اون
ایده این فرهنگ فلسفی به ذهنش میرسه
بنابراین در اون زمان اولاً کلمه مستبد
کلمه بدی نبود کلمه بار منفی مثل الان
نداشت چون اصلاً دموکراسی هنوز به وجود
نیاده بود که چیز بشه در برابر دیسپ تیز
ما ریپ به اصطلاح ریپابلیک داشتیم که اونم
باز معناش متفاوت بود و این مربوط به
دورانی هست که شما بخواید از استبداد به
اصطلاح فاسد یعنی استبدالدی که در خد با
همدست با کلیساست استبدادی که مردمو
استثمار میکنه به آزادی برابری و برادری
امکان ظهور نمیده به سمتی عبور بکنید که
به سمت یه جامعه که روشنی یافته باشه
اینلایت شده باشه این رو کانت هم در اون
رساله روشنگری چیزش بیان میکنه؟ یعنی در
برای کانت هم خب خیلی تعریف میکنه از
فردیکو اگر فردیک دوم نبود کانت نبود هیچ
کدوم از آثار کانت نوشته نمیشد وقتی که
فدریک دوم فوت کرد پسر برادرش پادشاه شد
خب پسر برادرش کاملاً مثل پادشاههای قبلی
بود و با کلیسا و آخرین کاری که کانت نوشت
جدال دانشکدهها با سانسور مواجه شد و با
یعنی درگیر شد با چیز اگر فردیک دوم نبود
او حمایت نمیکرد از فیلسوفان در برابر
کلیسا اصلاً جریان روشن سنگری به وجود
نمیآمد. بنابراین این مال اون دورهست. در
ما در یه عصر دیگهای هستیم. در عصری
هستیم که نه دموکراسیها به مفهوم قرن
بیستم وجود دارن نه نظامهای استبدادی به
مفهوم قبل وجود دارن. بعد دموکراسی یک به
اصطلاح ساختمون نیست که شما اینجا بسازید
بعد بگید خب حالا این برای من مناسبه یا
مناسب نیست. کلمه دموکراسی رو شما یه شب
میتونید وارد کنید. مثل اینکه ما تا
ایران میگیم جمهوری اسلامی. خب شما
میتونید یه کلمه رو یه شبه وارد کنید.
شما میتونید ریاست جمهوری یه شبه اسم یه
جا رو بذارید ریاست جمهوری میتونید یه
شبه قانون بنویسید ولی دموکراسی که اینا
نیست دموکراسی یک فرهنگه که این فرهنگ به
تدریج به وجود میاد و به تدریج پا میگیره
و همواره در مخاطره است یعنی فکر نکنید که
دموکراسی فقط در ایران یا در کشورهایی که
به اصطلاح در حال توسعه هستن با مشکل
روبهروست دموکراسی درست مثل نفس کشیدنه
یعنی هر لحظه شما نفس نکشید زندگیتون به
خطر افتاده شما برای آزادی هر نفسی باید
تلاش بکنید به محض اینکه متوقف بشید از
آزادی
از بین خواهد رفت به همین دلم نظامهای
دموکراتیک الان آمریکا و اروپا همان قدر
با خطر فاشیسم و توتالیتاریسم مواجه هستن
که کشورهای دیگه شما میبینید این به
اصطلاح
الان بالا گرفتن این جریانهای دست راستی
افراطی در آلمان در کشورهای دیگه در
فرانسه اینا در کجا اتفاق میفته اینا در
دموکراسی اتفاق میفت فتزیسم
محصول جمهوری وایمار بود یعنی دموکراسی
وایمار بود که از توش نازیسم درآمد
بنابراین اینکه شما نازی دموکراسی هم
داشته باشید به این معنا نیست که شما یه
چیزی دارید برای ابد در اختیار و در عین
حال دموکراسی
وقتی که میگیم یه نظم سیاسیه یعنی یه نظم
سیاسیه که بر یه نوع رفتار سیاسی یه نوع
ذهنیت سیاسی یه نوع تربیت سیاسی استوار
هست وگرنه و و این یه فراآینده یعنی هیچ
موقع دیر نیست هیچ موقع ناممکن نیست هیچ
موقع تمام نیست هیچ موقع کامل نیست هیچ
موقع مسونه از خطر نیست ایران مثل هر جای
دیگه یک راهی رو میتونید منتها شما باید
هر کاری که میکنید این جهت براتون مهم
باشه دیگه شما اگر مثلاً میگید ما الان
نمیتونیم انتخابات برگزار کنیم مثلاً ۶
ماه دیگه برگزار میکنیم ولی برید به سمت
برگزار کردن نه به اینکه به سمتی برید که
۶ ماه دیگه هم ناممکن بشه اتفاقی که خب خب
در خیلی جاها افتاده اینه که دموکراسی رو
باید یه فراآیند دید ما برای اینکه
دموکراسی داشته باشیم نیاز نیم جمهوری
اسلامی بیفته ما ما باید دموکرات بشیم
دموکراسی رو دموکراتها میسازن دموکراسی
که از هوا که نمیاد دموکراسی که مذهب نیست
از آسمون بیاد دموکراسی که استبداد نیست
یه حاکمی بیاد با با به اصطلاح یه سرزمین
رو اشغال بکنه دموکراسی رو مردم دموکرات
میسازن ما برای دموکرات شدن همین الان
باید تصمیم بگیریم که آیا میخوایم
دموکرات زندگی کنیم، دموکرات فکر کنیم،
دموکرات رفتار کنیم؟ با خودمون دموکراتیک
رفتار کنیم؟ با بچهمون، با همسرمون، با
دوستانمون لازم نیست که شما یعنی امکان
نداره که شما اول دموکراسی بسازین بعداً
آدم دموکرات. یه فراآیند جامعه ایران به
نظر من به رغم همه مشکلاتی که ما میدونیم
داشته و داره و به هر حال یک نظامی که ۴۵
ساله داره با بمباران تبلیغات و دروغ
افکار عمومی رو تخریب میکنه از آموزش به
اصطلاح دموکراتیک ما رو محروم کرده از
اینکه ما در قلمرو عمومی با هم گفتگو کنیم
حرف همدیگه رو بشنویم رسانه آزاد داشته
باشیم محروم کرده با تمام این احوال ولی
میبینیم که جامعه بسیار
یک جنبشها و یک جهشها و یک تحولاتی در
خود جامعه اتفاق میفته که برای شما
امیدوار کننده است. یعنی یه بخش زیادی از
جامعه ایران
به سمت دموکراسی پیش رفته. همونطور که عرض
کردم دموکراسی یه جای چیز نیست ثابت نیست.
الان در زمینه مسائل زنان این فقط زنان ما
نیستن که یک جنبش بسیار مهم یا مهمترین
جنبش رو پیش میبرن. اونچه که ما جنبش
زنان میگیم یعنی جنبش مردم ایران یعنی
جنبشی که زن و مرد درش شریکن یعنی اگر
زنها توانستن به بسیاری از حقوق خودشون
آگاهی پیدا بکنن بهخاطر اینکه مردها هم
تونستن به خشونت بسیار از رفتاراشون آگاهی
پیدا بکنن یعنی زنی که حاضر نیست در به
اصطلاح به تعدد زوجات تن بده این به خاطر
اینکه برای اون مرده هم تعدد زوجات یک آر
شده یه عیب شده دیگه مثل مثلاً پدر زبان
پدربزرگای ما نیست الان شما مسئله بکارتو
نگاه کنید مسئله
بسیار مسئله ارثو نگاه بکنید برای مردای
ما دیگه قابل قبول نیست اینا این این نشون
دهنده اینکه جامعه خیلی تحول پیدا کرده و
همین تحولات هست که نتیجهش یک نظام سیاسی
دموکراتیک هست بنابراین ما از دموکراسی
شروع نمیکنیم که به دموکراتها برسیم
بلکه از دموکراتها شروع میکنیم به
دموکراسی برسیم سپاسگزارم
خانم فروغ من اجازه دارم یه چند لحظهای
ادامه این صحبتو بکنم یا اگه فرصت به من
بدید.
بله بفرمایید خیلی کوتاه لطفاً.
بله جناب خالج عزیز من تشکر میکنم از شما
دقیقاً شما حرف من رو گفتید دموکراسی
فرهنگه این در شکی نیست و تغییر میدونید
که فرهنگ پیچیدهترین
دستاورد انسانی که ما انسانها میشناسیم
فرهنگه و تغییر فرهنگ به هیچ عنوان کار
راحتی نیست. تغییر فرهنگ نیازهای شدیدی
داره در ضمن اینکه بهش حملات شدیدی هم
میشه. ما من بارها گفتم ما اگه در زمان
رضا شاه چه میدونم یکی داشتیم چه خزل اون
پایین بود به قول بعضیا میگن ملک طواییفی
بودم سیمیتخو اینور بود اون یکی اونور
بود شما فراموش نکنید ما الان در جامعهای
زندگی میکنیم که امثال اون شیخ خزلها
به مراتب بیشتره یکی رو داریم سلطان بهوس
یکی سلطان شکره یکی سلطان لاستیکه و اینا
همه نوچههای خودشون دارن به لحاظ مادی و
به لحاظ اسلحه و به لحاظ وحشیگری تا بیخ
دندان مسلح هستن. یعنی شما اگر بخواید در
یه همچین جامعهای تغییر فرهنگی به وجود
بیارید گذشته از اون پنداشت مردمی که باید
توسعه پیدا بکنه همین نکاتی که شما گفتید
در ایران به خوبی پیش اومده که واقعاً هم
درسته و قابل تحسینم هست اما این رو
فراموش نکنید که اونایی هم که اونجا نشستن
اگر ببینن بیشتر بخواد چیز بشه هم مایهشو
دارن هم زورشو دارن هم نوچههاشونو دارن
بنابراین من اگه نخوام واژه استبداد رو به
کار ببرم
معتقدم من به شخص معتقدم که ما نیازی به
یک قاطعیت به حد مرگ در جهت کاربردی کردن
اصول خردمندانه داریم. یعنی اینهایی که
مثلاً میرن تو گل نمیدونم غلط میزنن.
اینها فقط مشکلات جامعه نیستن. اینها
طاعون جامعهن. باید با جامعه هستن. باید
با اینها به یک حالت با قاطعیت بسیار
شدید مستبدانه اما با نیت و مقصود و منظور
درست رفت تو و این بستر رو آماده کرد تا
اون جامعهای که داره این نشانههای
تغییررو از خودش ارائه میده بتونه راحتتر
این تغییررو در خودش به وجود بیاره و این
اگر ما نخواهیم این فکرو داشته باشیم و
منتظر باشیم که آقا جامعه باید منتظر
باشیم که همه تغییر فرهنگی بکنن و همه
نمیدونم دموکراتیک فکر بکنن اینا شما
مطمئن باشید که این مملکت رو همینایی که
توش هستن تا قرون آخرشون میجوان از بین
میبرن از خلیج فارس و نمیدونم
محیط زیست و سگ و گربهشو میجوان از بین
میبرن. یعنی ما ایرانیها
نسل حاضر ایران نسل بسیار منحصر به فردی
هست در طی تاریخ ایران که مسئولیت و تعهد
بسیار بسیار سنگینی به دوش داره و باید یه
خودشو از این دنیای فانتزی که آقا ما حالا
همهمون وایسیم ببینیم که چی میشه اینطوری
نیست باید یک مقدار زور باشه منتها زور با
منظور و مقصود درست و بسترسازی برای تغییر
فرهنگ فرهنگ به دموکراتیک این منظور من
بود متشکرم
بله کاملاً متوجه هستم ولی در نظر داشته
باشید که بزرگترین زور یک جنبش اجتماعیه
یعنی هیچ زوری بالاتر از جنبش اجتماعی
نیست شما با توپ و تفنگ و اسلحه و نمیدونم
بمب هستهای نمیتونید
یک حکومت استبدادی رو عوض بکنید و
دموکراسی به جاش بده میتونید یک حکومت
میتونید یه مستبدو بردارید یه مستبد جدید
بگذارید ولی اگر میخوایم به سمت دموکراسی
پیش بریم اون چیزی که زورش البته که من با
شما کاملاً موافقم من که اگر شما با
صحبتهایی که من میکنم راجع به سپاه یا
روحانیت آشنا باشین من تازه معتقدم ما
خیلی جدی نمیگیریم یعنی تصور روشنی از
بزرگی این حیولا نداریم این بختکیر کیه رو
جامعه افتاده حالا اقتصاد روحانیته اقتصاد
سپاهه به قول شما همه چیز دارن ویران
میکنن از محیط زیست و همه چیز ولی و
قطعاً هم معتقد هستم که شما نمیتونید با
سلام و صلوات و مذاکره و خواهش تمنا و
نمیدونم اینجور چیزا این حکومتو بردارید
ولی این حکومت رو باید و باید و تنها راهی
که میشه برداشت برای اینکه به دموکراسی
برسیم آخه نکته اینه که شما میخواید این
حکومتو بردارید که چیکار بکنید خب برداشتن
این حکومت که هدف نیست برداشتن این حکومت
یک شرط ضروریه برای اینکه که شما دموکراسی
برقرار کنین. اگر میخواین دموکراسی
برقرار کنین، دموکراسی فقط و فقط از راه
یک جنبش اجتماعی
ممکن میشه، از راه جنبش مدنی ممکن میشه.
ولی بله شما میتونید حمله نظامی بکنید،
شما میتونید کودتا بکنید، شما میتونین
جنگ داخلی بکنید، انواع اقسام کارا
میتونین بکنین که رژیمو بردارین. میشه
رژیمو برداشت ولی نمیشه هیچ تضمینی کرد که
اون رژیمی که میاد به جای این بدتر از این
رژیم نباشه. چون در نهایت گفت که به یکی
از علما گفته بودن که آقا کشمش بخورین
برای حافظه خوبه گفته بود حافظه که با
کشمش بیاد با گوجه هم میره اگر حکومت
جمهوری اسلامی رو شما با اسلحه بردارین با
یه اسلحه قویتری یه حکومت اون کسی حکومت
رو به دست میگیره که اسلحه قویتری در
دست داره اون چیزی که بدیل نداره اون چیزی
که امکان نداره که در برابرش مقاومت بشه
فقط و فقط یک جنبش اجتماعی سیاسی و مدنی و
دموکراتیست که هست که هدفش برداشتن جمهوری
اسلامی برای استقرار آزادی برای استقرار
عدالت برابری و حقوق بشر و نیل به کرامت
انسانی باشه. سپاسگزارم از شما.