بله ممنونم
یه به طور یعنی جواب من به طور اینا که به
طور نسبی بله ولی نه کاملاً یعنی اینکه
آدمها به تئوری توطعه نیاز دارن به دلیل
اینکه واقعیت خیلی پیچیده است و قابل فهم
نیست و هر چقدر که واقعیت پیچیده و غیر
قابل فهم باشه نیاز ما به تئوری توتعه
بیشتر بشه عرض کردم که باید توضیح بدم که
چرا آدما اولاً که این پدیده مربوط به
ایران نیست مربوط به خاورمیانه نیست مربوط
به همین دنیا هست در همین آمریکا هنوز یه
عده زیادی معتقد هستن که الویس پریسلی
نمرده و خیلیا تو پمپ بنزین اونور اونور
میبیننش گهگاهی
در داستان کندی ترور کندی او انقدر افسانه
و داستان و شایع هست در ۱۱ سپتامبر چقدر
تئوری توطعه هست بنابراین این فقط مربوط
به حکومتهای
مثلاً استبدادی یا اینور چیزا نیست بلکه
مربوط به این هست که شما وقتی که یک
واقعیتی رو براتون مهمه و نمیتونین براش
دلیلی پیدا بکنین، دلیلی براش میتراشین.
یعنی اگه نتونین شما در حقیقت توضیحش بدین
در یک تئوری توطعه براش درست میکنین تا
بیمعنایی بسیار چیزه بسیار غیر قابل تحمله
برای انسان یعنی یه اتفاقی که میفته انسان
باید براش معنا پیدا بکنه مثلاً فرض کنید
انقلاب ایران چرا اتفاق افتاد نمونم کجایی
هشت مرداد چرا اتفاق افتاد فلان وقتی شما
نتونید درست توضیحش بدید شما اون یک دلیلی
براش میتراشید میشید تئوری توده این در
مورد همه چیز
میتونه ساده باشه شما میدونید که مثلاً
فرض بکنید خیلیا هستن در خاورمیانه معتقدن
که جنگ
د تا جنگی که آمریکا کرد با در خاورمیانه
در دهه اول
قرن
بیستم بیست و یکم این همش به خاطر این بود
که میخواست ایرانو تقویت کنه آمریکا آمد و
د تا دشمن اصلی ایران رو از بین برد و این
توته آمریکا و ایران علیه عربا بوده مثلاً
این یه تئوری خیلی یعنی که میگم چیزای
محبوبه حتی در بین مثلاً نویسندگان و
روزنامهنگارا و این حرف بنابراین وقتی
شما نتونی یه چیزیو توضیح بدی یک توضیحی
براش میتراشه دیگه حتماً توضیح خواهم داد
در اون جلسه که اسباب دلال روانی دلایل
اجتماعی دلایل سیاسی
پناه بردن به تئوری توته چیه منتها در
داستان دایجان ناپلئون
خیلی عمیقتر به این مسئله پرداخته و ما
اون عمقشو ندیدیم که تئوری توطعه فرزند یک
ذهن متوهم هست
اون ذهن متوهم چهجور ساخته میشه ذهنی که
نه فقط راجع به وقایع بیرونی یا مثلاً
اشخاص دیگه توهم پرور هست که راجع به درجه
اول در مورد خودش توهم پروره حالا خواهم
گفت که مسئله دایی جان ناپلئون من مسئله
حراس از انگلیسی ها نیست مسئله توهم
درباره خوده
یک آدمیه که فکر میکنه که ناپلئونه و چرا
همچین چیزی اتفاق میفته
چهجور میشه که یک آدم دیگری رو با خودش
اشتباه میگیره و در حقیقت از دیگری یک
خود میسازه برای خودش و چرا این خطرناکه
مخصوصاً در عالم سیاست و اصلاً اون
نظامهایی که ما در قرن بیستم و بیست یکم
توتالیتر مینامیم اقتدارگرا مینامیم
دیکتاتوری مینام اینا حکومتهایی هستن که
بر اساس این توهم به وجود میان و
این مکانیزم رو که میخوام توضیح بدم یه
مقداری