تا زمانی که این انقلاب کپرنیکی در ذهن ما رخ ندهد، چیزی تغییر نمیکند

نه من نکته‌ای ندارم مسئله یعنی نکته که باید خیلی صحبت کرد که ما اساساً رویکردمون به مسائل رویکرد سیاسی نیست یعنی ما هنوز ما قبل مدرنیم فکر می‌کنیم که اونچه که باید تغییر کنه یه واقعیتی در بیرونه در حالی که مدرن انسان زمانی مدرن شد که فهمید که تغییر واقعیت یعنی تغییر شکلی که واقعیتو می‌بینه وگرنه واقعیتی وجود نداره اگه اون نبینه پس اگر واقعیتی یک مسئله شده یک وومبض شده یک بحران شده این ذهن شماست که او رو به شکلی دریافت می‌کنه که بحرانیه پس شمایی که وظیفه دارید شکل دیگری بیاندیشید راه دیگری پیدا بکنید شما کوه و در و دشتو نمی‌تونید عوض کنید انسان هیچ چیزی رو نمی‌تونه جز خودش تغییر بده و تغییر خودش یعنی تغییر جهان تا زمانی که این انقلاب کپرنیکی در ذهن ما رخ نده واقعی مسائل همینه دیگه فکر نکنیم که سیاست و جامعه یه چیزیست که پیش از ما همین شکل وجود داشته و بعد از مام خواهد بود. نه. اون چیزیست که ما می‌سازیمش. ما با تصمیم‌هامون، با عملمون، با بی‌عملون مدام در ساختن این شکل زندگی خودمون داریم نقش داریم و فقطم خودمونو می‌تونیم نقشمونو عوض کنیم تا زندگیمون عوض بشه. تا زمانی که این شکلی فکر نکنیم مدام توجمون به اینه که کی خامنه‌ای می‌میره، نتانیاهوها حمله می‌کنه و فکر می‌کنیم که دموکراسی یه چیزی مثل همون حکومتیست که ما داشتیم از بالا به ما تحمیل شده. نه تک‌تک آدم‌ها برای لحظه لحظه اونچه که زندگی می‌کنن مسئولن. یعنی آزادی تغییرشو دارن توانایی چون آزادن تقانت میگه اگر تو می‌توانی کاری بکنی پس باید اون کارو بکنی وظیفه تو اگر چیزی هست باید انجام بدی و ما کار سیاسی نمی‌کنیم اومدن در خیابون که صرفاً کار سیاسی نیست که کار سیاسی تعریفی داره کار سیاسی نیاز به نظریه سیاسی داره اندیشه سیاسی داره ما نمی‌تونیم که دموکراسی رو همون طور تقلید کنیم که آخوندا فقه امام صادق و دموکراسی یک شیوه‌ای از زندگی که باید آموخت و صرف نه نه تئوری محضه نه عمل محضه بلکه یه شیوه زندگیه یه شیوه زندگی رو باید یاد بگیریم یاد نگرفتیم به خاطر اینکه نه که نه فک فکر کردیم چیز متفاوتیه نیازی به آموزش داره نه حکومت‌ها و نظام‌های آموزشی اساساً طراحی شده بودن برای اینکه انسان‌های آزاد رو پرورش بدن بنابراین ما هم در مثل حکومت در جهل مرکب به سر می‌بریم و این سختی همینه. سختی اینه که ما باید بیدار بشیم. اگر قرار بود کسیو بیدار کنیم اگه قرار بود چیزیو عوض کنیم در خارج کرده بودیم. اون کار رو در طول تاریخ به صورت شورش‌ها انجام می‌دادن. شما صرف اینکه بریزید تو خیابون میشه ربلیون میشه شورش. نمیشه انقلاب. انقلاب یعنی تلاش برای برهم زدن یک نظم و به وجود آوردن نظم آزادی. آ نظم آزادی هم یعنی تأسیس قانون و همه این یعنی اندیشیدن. آزادی از چیزی نیست. آزادی برای چیزیه. ما آزادی از چیزیرو خوب می‌فهمیم ولی آزادی برای چیزی رو نه بهخاطر اینکه آزادی برای چیز ابدا با رهایی از جمهوری اسلامی یا حکومت ظالم نمیشه بلکه شمایید که باید یک چیزی رو خلق کنید. شمایید که باید در درونتون اتفاقی بیفته تا جهانتون عوض بشه. ما میخوایم همونجور که هستیم بمونیم. فقط اون چیزایی که بیرون خوشمون نمیاد اونا از بین بریم نمیشه من اگر اجازه بدید مرخص بشم به خاطر اینکه به پسرم قول دادم باهاش بریم رستوران غذا بخوریم و گشنه شه و اجازه می‌خوام از خدمتت مرخص بشم و به زودی من این جلسه خواهم گذاشت در مورد بخش آخر کتاب پوپرکها و ابطال‌ها مفصل راجع به افکار عمومی صحبت می‌کنه و با همون روش علمی که بخش قبل صحبت کرده در مورد علم در مورد سیاست هم صحبت میکنه و همین طور مقاله پیروردیو که میگه که پبلیک نگزیست و افکار عمومی وجود ندارن و خیلی مقاله مهمیه و معروفه من اینا رو در گروه فلسفه قرار میدم که اگه دوستان خواستن قبلش مطالعه کنن و در جلسه آینده صحبت کنم خیلی ممنونم از همه دوستان و از بابک عزیز وقتتون بخیر