بله بسیار خب شما همش دارید میگین که
جامعه باید این کارو میکنه باید اون این
کارو بکنه یعنی دارید با یه به اصطلاح
بازیگران کاملاً ذهنی دارید حرف میزنید
جامعه مثل کارخونه نیستها کار جامعه
نداری جامعه چهجوری میتونه سیاستهای
دولتو تعیین بکنه در آمریکا میتونه بکنه
به عکس شما باید الان با کرپوریشن و با
انواع و اقسام شبکههای نامرعی مواجه
هستین که دانشگاهها رو دارن از بین
میبرن کشورهای عربی میان اینجا در
دپارتمانهای مختلف فاند میگذارن و اصلاً
مسیر آموزش و پژوهشو تغییر میدن مگه
شهروند میتونه کاری بکنه شهروند نسبت به
گذشته من گفتم که از اینکه سازمانهای
اجتماعی به اصطلا نهادهای اجتماعی
جنبشهای اجتماعی مدنی همه تضعیف شدن این
یعنی کهه آزادی که شما ازش حرف میزنین
محصول جامعهست یعنی محصول آدمهاییست که
با هم ارتباط دارن با هم میتونن توافق
کنن و اون آزادی آزادی توافق انسانهاییست
که با هم ارتباط انسانی دارن. اگر اون
ارتباط انسانی از بین میره یعنی انسانها
تنها بشن ما به یک حکومت توتالیتر و
فاشیستی میرسیم که از علم کاملاً به صورت
محدود در جهت اهداف خودش به کار میبره.
نه به جامعه اهمیت میده نه به علم اهمیت
میده. به ایدئولوژی خودش اهمیت میده. در
نتیجه بحث ما سر اینه که چون جامعه شما
جامعه رو نمیبینید. جامعه یه منطق
دیگهای داره. تمام این علم و دانشگاه و
فلان اینا محصول جامعهست. هر اشکالی که در
جامعه وجود داشته باشه تمام زندگی بشر
تهدید میکنه ولی اگر جامعه وجود داشته
باشه مشکلات میتونه حل بشه چون که در
ارتباط میتونه حل بشه مشکلات نمیتونن
تنهایی حل بشن ولی خب حالا یه جلسه دیگه
میتونیم صحبت کنیم