انسان باید زنده بمونه و نه اینکه تکنولوژی پیشرفت کنه

ببینید دوست عزیز ما از جامعه که حرف می‌زنیم از یک نوع ارتباط و از یک نوع سیستم کاملاً متفاوتی از کارخونه و اداره حرف می‌زنیم. یعنی اداره یا بوروکراسی یا کارخونه‌ها یک نوع رابطه‌ای بین انسان‌ها ایجاد می‌کنن که کاملاً غیرانسانیه. یعنی مثل پیچ مهره کار می‌کنه. به اصطلاح آدم‌ها به خاطر اینکه با هم ارتباط درونی دارن و انتخاب کردن در یک جای مشترکی با هم یه کاری که دیگران بالا سرشون گفته بکنید نمی‌کنن بلکه اونها درست مثل یک ماشینی هستن که از قدرت خودشون برای چرخوندن یک دستگاه عظیمی که دیگری خلق کرده و سودشو می‌بره استفاده می‌کنن این جامعه نیست وقتی از جامعه صحبت می‌کنیم اینشون اگر کار کنه کار نکنه یا شرکت کار نکنه اون میشه یه مشکل اداری مشکل اقتصادی ما از جامعه که حرف می‌زنیم یعنی از ارتباطات انسانی که به هیچ وجه نباید مهندسی بشه و نه مهندسی پذیره یعنی همه حکومت ایدئولوژی‌های اقتدارگرا هدفشون این هست که جامعه رو مثل کارخونه در حقیقت در هر کاری که بخوان بکنن بتونن انجام بدن انسان موجود جامعه موجود رو از بین ببرن و به یه شکل جدید مثل گاو می‌کنن سوسیس اینامو یک انسان طرز نوین میدن این این بدبختی ما اینه این نیست که پولمون کمتره اقتصادمون دچار مشکل هست یا فلان فلان بحث سر اینه که اساساً حیات جامعه تهدید شده یعنی چی آدم‌ها تنهاتر شدن آدم‌ها در هر جایی که متراکم‌تر با هم زندگی می‌کنن مثل نیویورک نیویورک انقدر متراکم زندگی می‌کنن و انقدر آدم با هم چسبیدن نمی‌تونید تصور کنید خونه‌ها و آپارتمانها چه‌جوریه. یعنی اصلاً نمی‌تونید تصور کنید و بعد صبح که میاد تو خیابون یک یعنی یک موج سیلو آدما تو پیاده رو میرن بعد شما باید به آدما تنی می‌زنی آدما به تنه می‌زنن ولی در چنین فاصله نزدیکی هیچ ارتباطی بین این‌ها وجود نداره. ما از و جهانی حرف می‌زنیم که فاصله‌ها نه فقط فاصله مکانی که فاصله زمانی و از بین رفته سرعت بشر از سرعت طبیعت به شکل حیرت‌انگیزی بیشتر شده و به قول شما داره مدام شتاب می‌گیره و این شتاب و این سرعت در جهت گسستن رابطه بین انسان‌هاست یعنی باعث شده که آدم‌ها دیگه همدیگه رو نبینن یا همدیگه حرف نزنن دیگه همه چیز از طریق تکنولوژی صورت بگیره یعنی منطق تکنولوژی بر منطق ارتباطات انسانی حاکم بشه این مشکل و این اصلاً چیزی نیست که با به اصطلاح اون الگوها یا فرمول‌های مهندسی بش بخواید اداره بکنید چون اساساً این مهندسی خواستن جامعهست که نظام توتالیته رو می‌سازه. جامعه نباید مهندسی بشه. انسان‌ها باید آ شما انسان‌ها رو باید به امکان آزادی بهشون بدید. امکان آزادی بدید یعنی اینکه از اینکه تسلطی برا اونا پیدا بکنید از اینکه یک نوع دولتی رو فرض بکنید که بتونه آزادی‌های شهروندانو تهدید بکنه باید از این پرهیز بکنید تا جای ممکن بذارید آدم‌ها اسپانتینیسلی عمل کنن اگر اسپانتینیسلی و خودانگیخته عمل نکنن یعنی طبق نقشه و با روتین زندگی بکنن و عمل کنن تبدیل میشن به ماشین غیرانسانی میشن با خودش دیگه با خودشون بیگانه میشن مثل همون فیلم عصر جدید چارلی شاپین اون اون یعنی انسان انسانی که با خودش بیگانهست و اینترنت به مراتب انسان رو با خودش بیگانه‌تر کرده کاری که این با به اصطلاح روح و روان انسان می‌کنه با خاطره انسان می‌کنه اساساً هویت انسان رو تبدیل می‌کنه به یک هویت فرگمنتد یعنی هی تکه تکه تکهست یه ۱۰۰۰ تا پروفایل داره ۱۰۰ تا عکس داره ۱۰۰ در هر می‌تونه یک آدم هم ۱۰۰ تا اکانت داشته باشه یعنی هویت انسان دیگه این آدم با خودش یکی نیست و و خودش رو در وقتی که در سوشال مدیا هست خودش رو بیش از هر کس دیگه می‌بینه این یعنی منطق سلفی یعنی خودم از خودم عکس می‌ذارم می‌زنم برای خودم این یعنی من دارم روز به روز به دنیای بیرون بسته‌تر میشم من در فضایی قرار دارم که از وسعتش و از امکانش فقط و فقط برای نگاه کردن خودم استفاده می‌کنم این اون چیزیست که یکی از معتقدان اجتماعی آمریکا اسمشو می‌ذاره چیز دیگه این نارسیسی و سینیسیسم آمریکاییه داره به شدت رشد می‌کنه و این به ایگنورنس شما می‌انجامه یعنی شما فکر می‌کنی که داری علم داره پیشرفت می‌کنه صنعت داری پیشرفت می‌کنی نه نمی‌کنه اتفاقاً نمی‌کنه اتفاقاً دانشگاه‌ها دچار بحرانن اتفاقاً توی فرانسه دوست من معلمه میگه تو بچه‌های دبیرستانی فرانسهشون انقدر غلط می‌نویسن که اصلاً حیرت می‌کنید اصلاً دیگه سواد مهم نیست اصلاً دانش مهم نیست اصلاً آموزش از دست نهادهای رسمی رفته بیرون رفته آدم‌ها می‌تونن همه چیزو اوور کنن دنیای میشه که تخصصش اهمیت نداره در یعنی و یعنی یه طرفش هست سلیکون ولیه آدمای نابقه کارای عجیب غریب می‌کنن که هیچکس نمی‌تونه بفهمه یه طرفشم هست آدمای که همه چیزو با یه اوور دیدن یوتیوب دیدن و شکل اوی زندگیشونو می‌گذرونن یعنی به دانستن چیزی خودشونو محتاج نمی‌دونن به آموختن چیزی خودشون محتاج نمی‌دونن. انقدر رابطهشون به اصطلاح باریک و سطحیه با جهانی که باید بشناسنش. اگر این دیپندنسی و وابستگی انسان به تکنولوژی داره وحشتناک میشه. یعنی انقدر انسان زندگیش به تکنولوژی داره وابسته میشه یه لحظه برقده تمام زندگی نابود میشه. یه لحظه اینترنت داره همه چیز از بین میره. من یه موقعی ۲۰۰ تا شماره تلفن حفظ بودم. الان تلفن خودمم یادم نمیاد. یعنی اگر انسان قبل از این اسب می‌توانست در تنهایی بدون هیچ چیزی سروایو کنه ولی انسان کنونی لحظه به لحظه زندگیش به هزار تا چیز وابسته است. ما داریم راجع به انسان صحبت می‌کنیم نه راجع به تکنولوژی. انسان باید به اصطلاح زنده بمونه نه تکنولوژی پیشرفت کنه. تکنولوژی عمرش ۲۰۰ سال بیشتر نیست. بدون تکنولوژی هم انسان زندگی می‌کرد هزاران هزار سال. برای زندگی کردن شما به تکنولوژی نیاز ندارید. به ارتباط انسانی نیاز دارید. به اینکه به زندگیتون معنا بدید و به تکنولوژی امکان معنا دادن به زندگی رو دشارتر کرد. ‏M.