خب میدونید که جمهوری اسلامی از نظر
بسیاری از دانشمندان علوم سیاسی در طبقه
حکومتهای توتالیتر یا تمامیتخواه
گذاشته میشه حکومتهای تمامیت خواه تمامیت
خواهند از این جهت که قصد دارن که همه چیز
رو از نو بسازن جهان رو از نو بنا کنن
عالمی
تازه و نوع
بر روی خاکستر جهان قدیم
برفرازند و انسان تازهای رو به جای انسان
موجود بنشونن انسان تراز نوی در نتیجه
باید همه چیز تغییر بکنه
بنابراین چنین ایدئولوژی ایدئولوژیهایی
که تمامیتخواه هستن هرگز نمیتونن خودشون
رو به هیچ هیچ مرزی محدود بکنن. یکی از
ویژگیهای مهم نظامهای توتالیتر فرملس
بودنشونه. یعنی فاقد فرمن. فاقد فرمن یعنی
در به اصطلاح قالبهای مشخص هیچ موقع
خودشون رو قرار نمیدن. همه چیز رو میخوان.
همه چیز رو تحت چیرگی خودشون
طلب میکنن و
از هیچ چیزی نمیگذرن.
بنابراین در نظامهای توتالیتر بنا به
تعریف اساسا نمیتونن
هویت ملی داشته باشن و نسبت به گسترش و
[موسیقی]
تحکیم قدرت خودشون خارج از مرزهای کشور
بیفاوت باشن. یکی از بنابراین یکی از
ویژگیهای نظامهای توتالیتر توسعه طلبیست
و
اینکه فراملی هستن مثل مثلاً پان عربیسم
پان ترکیسم پان جرمنیسم اینا که پان دارن
یا پان اسلامیسم اینها ایدئولوژیهای
توتالیترن در حقیقت هر چیزی که پان داره و
یک کلیت
نامشخص و نامحدودی رو در بر میگیره
در حقیقت
ویژگی
نظام فکری و سیاسی توتالیتر هست. خب تمام
نظامهای توتالیتر از اتحاد جمار شوروی
گرفته تا
چین تا
فاشیسم ایتالیا نازیسم آلمان همه اینها
قدرت خودشون رو در داخل با قدرت خودشون در
خارج از مرزها
یکی میدونستن بین اینها تفاوتی قائل
نبودن و سیاست خارجی در این کشورها با
سیاست داخلی
هیچ مرز مشخصی نداشت. به همین دلیلم بود و
هست که سیاست خارجی مخصوصاً در همین
جمهوری اسلامی میبینید که گروگان سیاست
داخلیست. مسئله آمریکا، مسئله اسرائیل،
مسئله تهاجم فرهنگی همه این مسائل خب
جمهوری اسلامی در
اعتراف به اینکه تمامیتها هست و در
اعتراف به اینکه توسعه طلب هست هیچ دقیقی
نداره. خیلیش میگه که هدفش ساختن یک تمدن
اسلامی جهانیست یعنی سلطه بر کل انسانها
و ساختن و و زمینه سازی برای ظهور مهدی و
حکومت واحد جهانی
خب چنین حکومتی نمیتونه نسبت به
اونچه که بیرون مرزها قرار داره بی تفاوت
باشه و سودا خدای سلطه بر همه کس و همه
چیز و همه جا و
همه جوامع رو در سر نپرورد.
خب بنابراین به ظاهر تناقضی هست بین
ناسیونالیسم و توتالیتاریسم. یعنی از نظر
تئوریک.
خب میدونید که آقای خمینی خودشم جبهه ملی
رو مرتد اعلام کرد و گفت ملیگرایی کفره و
بارها و بارها راجع به کفر بودن ملیگرایی
سخن گفته. میدونید که آقای خمینی کینه
بسیار شدیدی از رضا شاه داشت مثل
بخش عمده از روحانیت اما هرگز رضا شاه رو
تکفیر نکرد ولی آقای خمینی مصدق و تکفیر
کرد و گفت که مصدق مسلم نبود چون که ملی
بود و
این ملی گرایی به عنوان یک برچسب
سیاسی علیه بسیاری از رقبای انقلاب لابی
به کار گرفته شد و اونها از گردونه قدرت
بیرون رانده شدن. نهضت آزادی
به اصطلاح ملی مذهبیها، جبهه ملی و
بسیاری از دیگر شخصیتها و جریانها.
بنابراین اینکه
به اصطلاح ملیت و ملیگرایی خلاف ایدئولوژی
جمهوری اسلامی هست یک امری بود که خیلی
آشکارا براش تأکید میشد. دهه اول انقلاب
دههای بود که
چیزی به نام ایران در زبان سیاسی وجود
نداشت و شما به سختی میتونستید از
شاهنامه سخن بگید به سختی میتونستید از
فردوسی سخن بگید به سختی میتونستید از
ایران قبل از اسلام سخن بگید و حتی یه کسی
مثل خلخالی تصمیم داشت که تخت جمشید رو
ویران بکنه خود آقای خامنهای هم علیه تخت
جمشید صحبت کرده و گفته یک اثر فقط صرفاً
یک اثر معماریست و در حقیقت خیلی خار
شمرده اهمیت اون رو و این بعد از جنگ بود
که تعبیر ایران اسلامی متولد شد و
یک تمایلات
ایران گرایانه یا ملی گرانه گرایانه در
سیمای حکومت
به چشم خورد که تا امروز
برقرار هست منتها
این یعنی این اونچه که ما دیدیم در یکی دو
هفته گذشته چیز جدیدی نیست نمود یک
به اصطلاح
جریانیست که از پس از جنگ ایران و عراق
آغاز شده و
یه نوع ملی گرایی ناسیونالیسم حکومتی شکل
گرفته که در حقیقت از احساس احساسات از
نمادها از تاریخ از سنت و از فرهنگ
ایرانی و ملی برای اهداف غیرملی و غیرانی
و غیر به اصطلاح
غیر غیر دموکراتیک استفاده میشه
و متأسفانه تا اندازه زیادی هم موفقه خیلی
تا اندازه خیلی زیادی موفق