من فکر میکنم که کل نهاد رهبری از هم
پاشیده است.
نهاد رهبری
اولاً راجع به مشاوره آقای خامنهای آقای
خامنهای ۵ ۶۰ تا مشاور داره و این مشاوره
اکثرشون مشاورای اسمین یعنی از یک
مسئولیتی که داشتن برداشته شدن و بعد آقای
خامنه بهشون عنوان مشاوره داده و خیلی از
اینا اصلاً سالها ممکنه که آقای خامنه
اصلاً ملاقات نکنن و نمیکردنم
بنابراین مشاورانشون در یه سطح نیستن ولی
نقش مشاورانشون
مثلاً یه کسی مثل ولایتی من فکر نمیکنم
دیگه نقشی داشته باشه
شاید مثلاً رحیم صفوی نقش داشته باشه اونم
نه به خاطر که مشاور آقای خامنهای به
خاطر به اصطلاح پایگاهش در
سپاه پاسداران بنابراین نقش افراد
شخصی میشه یعنی بستگی به شخصیت اون فرد
داره نه دیگه ارتباط با آقای خامنهای
دیگه الان
به اصطلاح به تنهایی کافی نیست یعنی اینکه
طرف منسوب آقای خامنهای بوده یا نزدیک
بوده به آقای خامنهای الان در حقیقت
سیستم کاملاً متفاوت شده یعنی جمهوری
اسلامی جمهوری اسلامی داره یک شیوه جدیدی
از
تصمیمگیری یه پروسه جدیدی از تصمیمگیری رو
داره آزمایش میکنه
و باید ببینیم که چقدر در این جهت موفق
هست چون به هر حال آقای خامنهای از نظر
شرایط روحیش که میدونیم خیلی خرابه و خب
میدونید که آقای خامنهای همون بود که یه
بار چند سال پیش اومد گفت که ما مثل بقیه
رهبران دنیا نیستیم که وقتی جنگ میشه
خودشون میرن در چی اسمش در پناهگاهها و
میرن در چیزا زندگی میکنن در چی میگن
بانکرها زندگی میکنن بلکه ما با مردممون
میجنگیم. خب میدونید که این وضعیت بسیار
خجالت آوریه برای آقای خامنهای که
نمیتونه مثل زلینسکی یا مثل خود همین
نتانیاهو به هر حال نتانیاهو یه فرمانده
جنگیه و خامنهای خودشو فرمانده کل قوا
میدونست و یکی از آقای خامنهای حالا
اینو بحثشو تو روانشناسی شخصیتش خواهم
گفت. یک
بیماری خاصی که داره در مورد همون
نظامیگریه و وقتی که ایشون افسرده میشد
یا از دورههای افسردگی شدید داشت یکی از
کارایی که میکردن برای که ایشون از
افسردگی بیرون بیاد مانور بود و رژه نظامی
خیلی ایشونو به شوق میاره و شراپش میکنه
در حقیقت
و یه کسی که انقدر به نظامیگری خیلی خیلی
مباهات میکرد و خیلی
حتی مثلاً هیچ سابقه نداشت که کسایی که
میرفتن توی دوران مثلا مثل رفسنجانی یا
روحانی که میرفتن تو جبهه خب در جبهه
لباس نظامی میپوشیدن
طبیعتاً یا تو قرارگاهها میرفتن ولی با
نظام لباس نظامی برنمیگشتن. آقای
خامنهای با لباس نظامی برمیگشت. یعنی
میاد تهران با لباس نظامی و با لباس نظامی
میرفت پیش آقای خمینی و خیلی اینو دوست
داشت که با پوتین پوشیدن و نم با ما با
همین شیخ میرفت پیش آقای خمینی خب خیلی
عشق کار نظامی بود و همچین کسی انقدر
زبون و جوون و
[موسیقی]
ذلیل در چنین شرایطی که مردم عادی بی دفاع
در زیر بمبارونها دارن زندگی میکنن
ایشون فرار کرده و حتی در مجالس عزاداری
هم شرکت نمیکنه این خب خیلی
جالبه
جالبه که ببینید اون همه رجزخونیها که مرد
ملت ایرانو به این چنین شرایطی دچار کرده
خود رجزخان دررفته
و
واقعاً واقعاً باید به قول خودش باید
گریست بر همچین ملتی که به همچین آدمی
دچار شد
بله