خب
من چند روز پیش یعنی یکی دو هفته پیش
در اوائل جنگ بود و گفتم که آقای خامنهای
به پایان رسیده یعنی آقای خامنهای مرگ
سیاسیش فرا رسیده و
بخشی از قدرت رو یا همه قدرت رو واگذار
کرده و از این پس نقش چندانی در تحولات
نخواهد داشت.
دلیل و گفتمم که به چه دلیل رو نکشتند
و با اینکه میتونستن بکشنش ولی رویه
اسرائیل این بوده که تاکنون رهبران
سیاسی رو نمیکشتن و بیشتر رهبران
یا سازمانهای تروریستی بودن رهبرانشون مثل
حماس یا به اصطلاح رهبران نظامی رو
میکشتن
فرمانداران نظامی رو میکشن، شخصیتهای
نظامی رو میکشن. در جریان این کشتارهای
اخیر جدا از غیر نظامیانی که کشته شدند،
اون شخصیتهایی که اینها هدف اصلیشون بوده
تا به حال نظامی بودن و شخصیتهای غیرنظامی
رو
به اصطلاح هدف نگرفتن. حتی مثلاً کسی مثل
قالیباف که
خودش نظامی بوده و هست ولی الان چون که در
مقام رئیس مجلس شورای اسلامی هست او رو
تاکنون هدف نگرفتن ولی آقای خامنهای تمام
شده یعنی کهه آقای خامنهای
ارتباطش با دنیا قطعه
در یه شرایطی زندگی میکنه که بن لادن
زندگی میکرد در حقیقت اگر یادتون باشه بن
لادن در پاکستان در یک جایی زندگی میکرد
که هیچ
تلفن و اینا کاملاً برمیگردم به زندگی
بدوی یعنی آقای خامنهای به زندگی
غارنشینی در حقیقت برگشته و طبیعتاً همچین
آدمی نمیتونه تصمیم گیرنده باشه و کافیست
که شما د روز مهار کار از دستتون خارج بشه
روز سوم نمیتونید برگردید و مهار کارو به
دست بگیرید بلکه کاملاً
از دست شما اوضاع
خارج خواهد شد. زمان امور از دست شما خارج
خواهد شد
راجع به اینکه کی رهبره من گفتم این رو
سالهاست که میگم که این پرسش پرسش درستی
نیست به خاطر اینکه ما داریم از یک نوع
رهبری به یک نوع دیگری از رهبری گذر
میکنیم. یعنی ذهن ما با همش بنا عادت
برمیگرده به گذشته. اون چیزی رو که دیده
و شناخته و تجربه کرده رو همش تصور
میتونه بکنه. در و در حالی که ما باید
بدونیم که رهبری آینده جمهوری اسلامی
اولاً جمهوری اسلامی سقوط نمیکنه.
آقای پهلوی که خب
به نمایش روحوزی بازی میکنن و سرگرمیه
دیگه. اونم به هر حال عمرشو اینجوری
گذروند ولی چیزی ما چیزی به نام سقوط نظام
نداریم ما فعلاً در شرایط کنونی
نشانههایی از اینکه سقوط نظام در یک صورت
رخ میده و اون کهه بخشی از نظامیها
تصمیم بگیرن که رژیم عوض بشه یا رژیم سقوط
پیدا کنه
همون طور که در تونس انجام بهار عربی در
تونس اینطور بود یعنی بخشی از
ارتشیها برش نظامیها نقش اصلی رو بازی
کردن در بهار عربی در مصر هم همین طور بود
باز نظامیها میخواستن مبارک ساقط بشه در
سوریه نظامیها نمیخواستن و نشد در حقیقت
به خشونت کشیده شد گرچه یه بخشی از
نظامیها هم باز اونجا هم آمدن و جنگیدن
اون لشکر چی نیروی احرار اونم چی چی
یعنی یه بخشی از بریدن ولی در جمهوری
اسلامی ما هیچگونه مخصوصاً بعد از کشته
شدن این فرماندههای نظامی هیچگونه شکست و
شکاف جدی در بدنه نظامی نمیبینیم.
دولت گرچه کارآمد نیست ولی انسجام داره.
یه چیز یکی از آیرونیهای یکی از
به اصطلاح نکتههای جالب در این دوره این
هست که پزشکیان به نظر میومد که یه آدمی
باشه که فقط پیرو منویات رهبر باشه و
هیچکس ازش انتظار نداشت که او به اصطلاح
یه رئیس جمهور مقتدری باشه ولی الان شرایط
به گونهای شده که بسیاری از تصمیما رو
پزشکی باید خودش بگیره در قیاب به آقای
خامنهای یعنی در عمل به یک رئیس جمهور
تأثیرگذار بدل میشه و شاید تأثیرگذاریش
بیشتر از رئیس جمهورهای قبلاً بشه به دلیل
شرایطی که درش قرار داره و
بنابراین هیچ چیزی ما به قدرت سرکوب حکومت
کاملاً
برگشته و کاملاً قدرت سرکوبش
اننمایان هست و جا چیزی هم به جنبش مدنی و
نمیدونم نیروی انقلابی و این حرفا هم
نداریم در میدان. بنابراین بحث از سقوط
نظام اصلاً منتفیه
و
به عکس ما با یه حکومتی مواجه هستیم که
داره میره به سمت نظامیتر شدن
و خشون خشونت بیشتر حداقل تا زمانی که
رهبری جدید شکل بگیره ما خشونت بیشتری
خواهیم دید. همین وضعیتی که در مورد اخراج
مهاجران افغانستانی انجام میدن یه حالت
رعب ایجاد میکنه. کاری که با شهروندان
بهایی میکنن، کاری که با شهروندان یهودی
میکنن، اعدامایی که انجام میدن همین
امروز دو سه تا اعدام بود دوباره یعنی
روزانه یعنی هفتهای شما چند بار خبر
اعدام میشنوید
و اینا برای ایجاد ربه و اینا ادامه پیدا
میکنه.
متأسفانه منتها رهبری جدید
جمهوری اسلامی
نوعش با رهبری دو رهبری پیشین تفاوت میکنه
یعنی الگوی رهبری آقای خمینی یک الگوی
منحصر به فرد بود الگوی رهبری آقای
خامنهای هم منحصر به فرد خواهد موند و در
نتیجه رهبری جدید نمیتونه بیاد مثلاً
همون جایی که آقای خامنهای نشسته در بیت
رهبری بشینه و همین به اصطلاح کارمندایی
که برای آقای خامنه کار میکردن برای او
کار بکنن و ادامه بده مثلاً مثل ریاست
جمهوری نیست بلکه او که میاد یا اون هسته
مرکزی هسته رهبری که شکل میگیره اون خودش
ادمینستریشن بروکراسی خودشو خواهد داشت و
ربطی نداره به این بروکراسی که آقای
خامنهای برای خودش درست کرده بود در
حقیقت و من عرض کردم که
ما
در شرایطی هستیم که دیگه تصور رهبری فردی
ممکن نیست. ممکن هست که یک نفر یا دو نفر
یک نفر رو بکنن به عنوان ولی فقیه یه
آخوند پیرمرد مثلاً موجهی رو از نظر
خودشون ولی رهبری اصلی به هیچ وجه دست یک
نفر نخواهد بود و یک هسته رهبری خواهیم
داشت یک شرکتامی خاص خواهیم داشت بنابراین
تمام این گزینههایی که یاد میکنن مثل
نمیدونم شیخ حسن روحانی و نمیدونم اینا
اینا از
به اصطلاح
از قماش همون خیالبافیهاییست که عرض کردم