یعنی آقای خامنهای هم من همیشه گفتم که
نقطه قوتش این بوده که به نقطههای ضعف
خودشو میشناخته برخلاف مثلاً رفسنجانی من
میگم داستان رفسنجانی خامنهای درست مثل
داستان خرگوش و لاک پشت هست همه هم فکر
میکردن رفسنجانی خیلی زرنگه ولی در نهایت
دیدیم که آدمی که مثل خامنهای
به نظر نمیامد که روز همچین قدرتی داشته
باشه الان داره پدر همه رو در میاره خب در
جنگ
آمریکا با به اصطلاح نیروهای ائتلاف رهبری
آمریکا در افغانستان در سال بعد از ۱
سپتامبر بعد ۲۰۳ در عراق با بوشی که ایران
رو محور شرارت اعلام کرده بود یعنی ایران
بوش وقتی که این جمله هم خیلی در فارسی
فهمید نمیشه نمیدونیم که محور شرارت یعنی
چی
ایران رو با سوریه رو با کره شمالی رو گفت
اینا محور شرارتن در فرهنگ غربی و فرهنگ
مسیحی شر یا ایول یک مسئله خیلی مهمه خیلی
مهمه یعنی تمام جهانبینی
غربی و چه در یونان و چه در الهیات مسیحی
بر مدار مسئله شر میگرده شر مسئلهش
مهمتر از خداست یعنی از خاطر وجود شر هست
که مسیح میاد و خداوند میاد در تن مسیح
تجسد پیدا میکنه برا اینکه بشر شهر
رستگار بشه. بنابراین شهر یعنی نابودی
مطلقه. وقتی که بوش این تعویرو به کار برد
خب ما ما ایرانیا خیلی نمیفهمیم باره من
کلمه چیه. بسیار تکان دهنده بود برای حتی
به اصطلاح خود همین آمریکاییا خود
[موسیقی]
آدمایی که توی دولت بودن مثل که حالا
داستانی هم داره اون و به نظر نمیومد که
آقای بوش هیچگونه نرمشی در قبال ایران
در پیش بگیره و همه در منطقه تمام مطبوعات
منطقه مدام میگفتن که آمریکا ایران هدف
بعدیست یعنی اول طالبان انداخت بعد صدام
انداخت بعد ایران هست و این شده بود یک
باور
نه فقط رایج در میان ایرانیها که عربها
هم حکومتهاشون هم رسانههاشون چنین چیزی
رو القا میکردن آقای خامنهای هم در سوریه
هم در
جنگ افغانستان و هم در جنگ سوریه در یک حد
کامل کاملاً غیر
[موسیقی]
به اصطلاح بیسابقهای غیر معمولی با
آمریکا همکاری امنیتی همکاری امنیتی
مهمترین چیزی که شما میتونید به یک
ارتشی که در حال جنگه بدید از سلاح مهمتره
آمریکا که به سلاح ایران نیاز نداشت ولی
اگر اون به اصطلاح کمک امنیتی ایران نبود
با پیشرفتهترین سلاحها هم شما
نمیتونستید به راحتی بجنگید اونم در جایی
مثل افغانستان که با خیلی جنگیدن خیلی
سخته و کوهستانی به هر حال ایران نقش
بسیار مهمی داشت در موفقیت آمریکا و
نیروهای ائتلاف در سقوط سال طالبان و صدام
و در زمانی که با
در همون زمان بوش ایران و آمریکا تراز
تجاریشون مخصوصاً واردات گندم از آمریکا
در بالاترین حد به اصطلاح بعد از انقلاب
بود یعنی آقای خامنهای اصلاً نشون نمیداد
که بخواد
به طور مستقیم
آمریکا یا اسرائیل رو به چالش بکشه به
همین دلیل بود که بعد از اینکه آقای
خامنهای هم اومد سر کار فکر کنم ۷ ماه
بعدش شورای امنیت ملی تأسیس شد و اولین
چیزی هم که آقای خامنهای دستور داد بهشون
این بود که دکترین نظامی ایران رو عوض
بکنن یعنی ایران از این به بعد به جای
اینکه روی ارتش و جنگهای های متعارف
سرمایهگذاری بکنه به که اصلاً ارتش
نیروهای نظامی ایران داغون شده بودن توان
نظامی ایران برای جنگ معمول از بین رفته
بود دکری نظامی اسیمتریکال وار یا جنگهای
نامتقارن در شد رسماً
دکترین نظامی جمهوری اسلامی یعنی چی؟ یعنی
که ما با دشمنمون در خاک خودمون نمیجنگیم
و مستقیم نمیجنگیم بلکه همین نیروهای
نیابوتی رو تجهیز میکنیم میسازیم و با
اونها میجنگیم. در نتیجه آقای خامنهای
تونسته بود در عین اینکه از ترسوندن و
تهدید کردن و آزار دادن اسرائیل و عربستان
و کشورهای دیگه دست بر نداره ولی تونسته
بود که قصر درباره از مسئولیت پذیرفتن
یعنی هیچ موقع حتی زمانی که اطلاعات بسیار
کافی وجود داشت مثل
آرامپور که زدن یا انفجار خور یا جاهای
دیگه ولی ولی هیچ موقع نیومدن سراغ ایران.
ایران مستقیماً درگیر نشد و برعکس ایران
سپاه قدس رو که یک به اصطلاح بازوی خارجی
سپاه پاسداران بود تبدیلش کرد به یک
سازمان نظامی چند ملیتی یعنی اصلاً یک
نظام یک سازمانی شده برای خودش مستقل یه
ارتش سیاله یه ارتش هایبریده تو منطقه
امروز اینجا جنگه فردا اونجا جنگه پس فردا
جای دیگه جنگه و نیروهای خودشم داره اصلاً
جمهوری اسلامی هم ساقط بشه این خودش برا
خودش یه شبیه داعش یکی از همین اعضای
خانوادهست
هیچ موقع آقای خامنهای خطر نمیکرد خطر
نظامی این شکلی هم موشک درست کردنش
نمیدونم تحصیلات هستیش و اینا همه خب شما
معمولاً میرن سراغ تحصیلات هستی نه برای
اینکه استفاده کنن برای اینکه باز قدرت
بازدارندگی داشته باشه دیگه یعنی من
نمیخوام بهتون بجنگم فتوا داد که ما
اصلاً سلاحهای هستهیمون اصلاً نظامی
نیست یعنی تمام کاری رو که در
به اصطلاح آشکارها میشد کرد برای اینکه
بدگمانی ها رو نسبت به
به اصطلاح میل ایران برای تقابل نظامی از
بین ببری آقای خامنه انجام بده ولی این
کاری که حماس کرد و بعد این یک سالی که
گذشت و بعد مخصوصا بعد از مرگ آسم قاسم
سلیمانی ایران باید میکشید کنار ایران
نباید اصلاً وارد هیچ چیزی میشد وقتی قاسم
سلیمانی رو کشتن یعنی که ما الان بالاترین
یعنی بعد از قاسم سلیمانی خود خامنهای
بود و خب خامنهای رو نمیخواستن بکشن بود
اینکه حالا یه پروتوکلی هست که یه چیز
بینالمللی هست اگریمنت توافق بینالمللی
هست که رهبران کشورها رو نکشن یعنی یه
کشوری رهبر کشورهای دیگه رو در چنین
شرایطی
مسون بده معاف کنه ولی اسرائیلم که
میبینید هیچگونه مقامای
ایرانی رو مقام سیاسی رو نکشته ولی وقتی
قاسم سلیمانی رو میکشن قاسم سلیمانی
کسیست که نه تنها در سپاه و ارتش ایران
بالاترین مقام از نظر نفوذ داشت و
نزدیکترین آدم به آقای خامنهای بود بلکه
او کسی بود که در بسیاری از تحولات
بالقوه جمهوری اسلامی مثل همین مسئله
مسئله جانشینی و گذار میتونست مخصوصاً
بعد از مرگ رفسنجانی نقش بازی کنه. یعنی
کسی بود که مورد احترام بخشهای مختلف
جمهوری اسلامی نظامی غیرنظامی چپ و راست
بود و چنین کسی رو از بین بردن ضربه بسیار
محکمی بود و آقای خامنهای نفهمید این
ضربه رو. درست مثل کسی که بدنش بیحسه و
هرچه که شما باش توب میزنید و
ضربه بهش میزنید اصلا احساس نمیکنه. این
بیحسی یا از دست دادن اونچه که آیزورلی
میگه که سنس آف ریالیتی این کاملاً
یک چیزه یک پدیده معموله در میان کسانی که
خودکامن و حاضر نیستن که واقعیت رو ببینن
بپذیرن و سیاست خودشون رو تغییر بدن و
رفتار خودشونو تغییر بدن و به واقعیت
وفادار باشن بلکه به تدریج انقدر در برابر
تغییر سیاستهاشون مقاومت میکنن که دیگه
واقعیتم نمیبینن.
یعنی وا یک بیماری هم هست که سایکوسیس
یعنی شما که ارتباطت با جهان خارج قطع
میشه یعنی اصلا سرد باشه گرم باشه دیگران
هر حسی داشته باشن شما نمیبینی و من خیلی
موقعها فکر میکردم که آقای خامنهای در
جاهایی که دست به کارای خیلی حولناک زده
چهجوری همچین آدمی میتونه راحت بخوابه؟
مثلاً آقای خامنهای یه عادتهای کاملاً
عجیب غریبی داره مثل اینکه هفتهای ۲۰
دقیقه براش یه گزیدهای از شنودها میارن و
این لذت میبره احساس قدرت میکنه یعنی
شنود رئیس جمهور و شنود نمیدونم سفیر و
وزیر و وکیل و این حرفا و این از اینکه در
خونه اینها در اتاق خواب اینها سود داره و
اینا رو گوش میکنه احساس خدایی میکنه خب
من فکر میکنم چهجور همچین آدمی میتونه
مثلا روشنفکرا رو بکنه ک بعد بیا توی نماز
جمعه بگه که نه اینا آدمای خطری بودن برا
ما برا ما کاری ن اصلاً خطری نداره یعنی
اصلاً میخواد بگه مهمم نبودن ارزش کشتنم
نداشتن انقدر آدم دچار سنگدلی و
تیر روحی بشه این برای من همیشه معما بود
ولی بعد میخونی میبینی که کاملاً مسئله
حله به خاطر اینکه جنایت شما رو هم قدرت
اخلاقی وجدان شما رو کاملاً از کار
میندازه و هم اساساً حس مادی شما رو هم
تحت تأثیر قرار میده یعنی شما اگر یک
نفرو کشتی دیگه کشتن نفر اعتباط خیلی
راحته و کسانی که انقدر این سطح مثل بشار
اسد مثل خامنهای قطهای زنجیرهای
نمیدونم کشتار تابستان
۶۷ نمیدونم این همه
ظلم این همه آزار این همه بدبختی که برای
مردم عادی به وجود میاره این اصلاً
نمیبینه اینو حس نمیکنه اصلا و بنابراین
راحته کاملا راحته و این یعنی البته
خطرناکه به خاطر اینکه این آدم ممکنه در
همون دنیای خودش مثل مصلی بمونه که
رانندگی کنه دیگه
هر چقدر که مستتر میشه خودش راحتتر میشه
اما خطراتش بسیار باشه امیدوارم قبل از
اینکه خطری برای ایران بیش از این به وجود
بیاره
خداوند رو ببخشه و به پیش خودش ببره
سپاسگزارم از همه دوستان
و
از دوستان در یوتیوب خداحافظی میکنم و
میخواستم برای شما بخش رهبری
کانال کتابخونه گذاشتم در زمینه رهبری
لیدرشیپ
نظامهای اقتدار در نتیجه هم اونجا
میتونید ببینید هم که این منابعی رو باز
هم در اونجا خواهم قرار خواهم داد
سپاسگزارم از شما در خدمت دوستان در کلاب
هاوس هستم تا
آقای خرجی ممنونم بسیار استفاده کردی