چرا بخش عظیمی از ساز و کار روحانیت و شبکه مذهبی بر اساس پول نقد بوده و هست؟

ببینید جناب الگوی همکاریشون الگوی مافیاییه دیگه یعنی زیرزمینی اینا کار می‌کنن در نتیجه اینها فعالیتشون [موسیقی] منوتی به اینه که در یک نقطه‌ای که خطر به وجود میاد این خطر به کل این سیستم سرایت نکنه درست مثل مافیاست دیگه مثل دزدا که اگر قرار شد یکی از این دزدا رو بگیرن بقیه دزدا بتونن نجات پیدا بکنن بنابراین اینا انا این توافق رو دارن که خطر برای یک نفر خطر برای همه نیست بلکه این‌ها در خطر با هم مشارکت نمی‌کنن در سود با هم مشارکت می‌کنن حالا در مورد ایران در مورد همشون صادقه‌ها یعنی این‌ها به دلیل اینکه از نظر ایدئولوژیک که به هم وابسته نیستن از نظر به اصطلاح این ارتباطات بر اساس یک سری منافع ملی آشکاری هم که بنا نشده بنابراین نسبت به همدیگه یک برخورد مورد کاملاً ابزاری و خیلی خیلی مکانیکی دارن پولو میدی مواد مخدررو میگی تموم شد هیچ اصلاً سلام و احوال پرسی هم رد و بدل نمیشه بسیار بسیار ماشینی و این بهشون اجازه میده که به اصطلاح زنده بمونن دیگه وگرنه اگر یک جایی ارتباط این‌ها با همدیگه کشف بشه اونوقت یک خطر میشه برای همه یک خطر حیاتی جدای از این ما در جهان زندگی میکنیم که حالا خود جمهوری اسلامی اساساً یک قابلیت خاصی داشت برای اینکه از شبکه مالی و شبکه رسمی نه فقط ایران که کشورهای دیگه هم خارج بمونه و فعالیتهای اقتصادیش رو دور از نظارت قرار بده ببینید وقتی که اتحادیه اروپا یا آمریکا یه کشورهای دیگه میخوان یک سازمانی رو یا یه کشوری رو میخوان تحریم کنن این این کار رو زمانی می‌کنن که دیگه امید به اینکه وجود اونها در سیستم بانکی امکان نظارت بر اونها و کنترل اونها رو بده از دست میدن. یعنی وقتی که مثلاً حزبله به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته میشه در وحله اول بهتره شما در سیستم بانکی نگهش دارین تا اینکه اونو تحریم کنین. چرا؟ بهخاطر اینکه تا زمانی که در سیستم بانکی هست شما می‌تونید اونو به اصطلاح کنترل کنید اگه از سیستم بانکی برید بیرون دیگه نمیشه باید بدوی دنبالش حالا ایران و بر اساس حالا این سنت روحانیت و حوزه که از ابتدا اینا مشکل داشتن با وان بانک و اینا در به موازات بانک مؤسسات قرضالحسنه ساختن یا مؤسسات مالی ساختن که این‌ها مؤسسات مالی بودن ولی از دولت کاملاً جدا بودن و دولت نمی‌دونست که در این من دارم راجع به قبل از انقلاب حرف بودم دولت نمی‌دونست که اینا چقدر پول دارن چیکار می‌کنن چقدر خرج می‌کنن به کی پول میدن و فقط نفوذ اون مراجع کافی بود که این مؤسسه‌ها آزادی عملو داشته باشن بخش عظیمی از به اصطلاح سازوکار مالی روحانیت و شبکه مذهبی کاملاً بر اساس پول کشف بود و هست یعنی روحانیت در دوران انقلاب در کشورهای مختلف بر اساس حساب بانکی وم چک و کارت به کارت کردن که عمل نمی‌کردن که پول رو به صورت فیزیکی رو درگونی می‌ذاشتن از اینور می‌بردن اونور من در مکه بودم خب می‌دونید که در مکه مراجع بزرگ یک به اصطلاح محل نمایندگی دارم بهش میگم بعثه که این تمام سال اونجا هست چون مردم برای حج عمرم میرن و این به کارش اینه که به مسائل شرعی مقلدان اون مرجع پاسخ بده و مقلدان هم از فرصت حج استفاده می‌کنن و به اصطلاح بدهی‌های مالی مذهبیشونو که گاهی مال چند سال هست اونجا میان به صورت فیزیکی پرداخت می‌کنن. من تو دفتر آب سیستانی که بودم یکی از به اصطلاح اون همسایه که ما بچگیمون با اینا بزرگ شدیم یکی از میدونیهای قمه ایشون مدیر مالی آقای سیستانی بود من تو اتاقش بودم بار اول که منو دید خیلی ابراز محبت کرد به من گفت اگه پول میخوای این درو باز کرد گفت پول هست پول بهت بدم بعد من از حاج آقا می‌گیرم بابام گفتم نه تمام اتاق گونی پول بود این این صحنه رو من خیلی جاها در ق من در خونه مراجع دیدم و این یعنی چی؟ یعنی که پول از در مکه از همه جای جهان میان دیگه از آفریقا از آمریکا از نمی‌دونم اندونزی پول کش با یعنی کارنسیهای مختلف میامد اونجا و میاد اونجا و بر اساس یک اگریمنتی که با دولت سعودی دارن اینا میره تو هواپیما و میاد در ایران یه کشورهای دیگه یا اینکه این پول یه بخشیش در همون مکان مدینه بین کسان دیگری توزیع میشه یعنی اون پولی که اینا می‌گیرن از یه عده‌ای به یه عده دیگه که باهاشون ارتباطاتی دارن به اصطلاح تأمین مالیشون می‌کنن یه چیز مثلا مثل همین چیه من لادن که وقتی که جان خودش رو در خطر دید مجبور شد که به شکل انسان‌های اولیه زندگی کنه دیگه از تکنولوژی همین چیزی که الان آقای خامنه‌ای داره آقای خامنه‌ای الان دور از اینترنت و دور از هرگونه به اصطلاح دستگاه‌های به اصطلاح الکترولیک هست و در یک شرایط کاملاً ساده طبیعی زندگی می‌کنه. خب یعنی این یعنی روحانیتم همین با ساده‌ترین شکل این ترنزکشن مالی می‌تونست خارج از شبکه مالی عمل بکنه. یعنی به شکل زمان پیغمبر زمانی که با درهم و دینار بود و روی بار شتر پول می‌آوردن دقیقاً همون شکل بود و این شگردها به اون‌ها امکان می‌داد که نه تنها دور از دسترس حکومت‌ها قرار بگیرن که در بین خودشونم بتونن پرایوسی خودشونو حفظ بکنن یعنی مراجع نسبت به همدیگه رقابت دارن دیگه به همدیگه نمیگن چقدر پول دارن که به همدیگه نمیگن که چیکار دارن می‌کنن یعنی می‌تونن فعالیت‌های اقتصاد سادیشون رو از چشم همدیگه هم پنهان نگه دارن وگرنه اگر همه اینا شفاف باشه اونوقت داستان یه داستان دیگری میشه