ستون قدرت در ایران فرو ریخت: خامنه ای اینقدر به مجتبی اعتماد نکرد که او را مسئول دفتر خودش کند

خب یه آدمی که در ایران انعطاف ناپذیره در جهان انعطاف ناپذیره و در عین انعطاف ناپذیری مدعی هم هست کسیست که مطلقا شما رو محق نمی‌دونه که یک ذره او رو پس بزنید و خودش رو یک مقام و موقعیتی برای خودش ساخته که در حد پیغمبره در حد حتی او حق داره خدا به او حق داده که احکام اسلامی رو هم کنار بگذره و برای حفظ حکومت هر کاری دلش می‌خواد بخوره از قتل‌های زنجیره‌ای گرفته تا نمی‌دونم فساد یا فسادی گرفته هر کاری هر کاری براش ممکنه خب طبیعیست که همونطور که در داخل ایران تحمل نمیشد در خارجم تحمل نمیشد حتی در میان جریان‌های اسلامی که باهاشون رابطه بسیار قدیمی داشت آقای خامنه‌ای دیگه قابل قبول نبود به عنوان یه کسی که به اونها میگه چه بکنید و چه نکنید چرا چون فرمانبرداری اون‌ها از یک دولت خارجی اون‌ها رو نامشروع می‌کرد کشور. اگه قرار بود که شری بحرین هرچه آقای خامنه‌ای گوش بده در حقیقت متهم شدم به اینکه شما بهرنی نیستید شما تعلق ملی ندارید و بنابراین آقای خامنه‌ای تبدیل شده بود به معضلی برای شیعه در حالی که پادشاه ایران و بعدم در جمهوری اسلامی رهبر همواره به عنوان رئیس جامعه شیعی خودش رو تلقی می‌کرد که حافظ منافع شیعه اقلیت‌های شیعه در سرزمین‌های عثمانی بود یعنی چون شیعیان در لبنان در عراق در جاهای دیگه اقلیت بودن و تحت حکومت عثمانی بودن یه حکومت بود که به اصطلاح قدرت حکومتی داشت برای اینکه از منافع شیعیان دفاع بکنه این رو هم جمهوری اسلامی از دست داد یعنی تخریب بدون اینکه نه سودی به ملت ایران برسه نه سودی به جامعه شیعی برسه نه به اصطلاح یک پیامد به اصطلاح حداقل بی‌خطری برای کشورهای منطقه داشته باشه و مرزی برای هیچ فعالیتش نمی‌شناسه. نم فعالیت اقتصادی گرفته فعالیت مذهبی گرفته فعالیت سیاسی گرفته هر جا که می‌تونست نفوذ می‌کرد آقای خامنه وقتی خودشو مرجع اعلام کرد مراجع معمولاً وقتی کسی رو دارن که مبلغشونشن شاگردشون مثلاً میرن در ایام مذهبی میرن در روستا و شهر صحبت می‌کنن و بعد به مردم میگن که از فلانی تقلید کنید فلانی اعلمه خب مردم خمس زکاتشونو میدن به اون آقا اونم میاره برای مرجع ولی در مورد آقای خامنه‌ای عکسش بود آقای خامنه‌ای پول نفت رو خرج ترویج مرجعیتش در کشورهای مختلف جهان می‌کرد مخصوصاً کشورهای عربی از سودان گرفته تا نیژریه و تا مالزی یه بار یکی از سفیر یعنی بخشی از سفارت آمریکا در مالزی یه گزارشی تهیه کرده بود راجع به به اصطلاح فعالیت جریان‌های مختلف اسلامی در ان مالزی ایران گسترده‌ترین، فعال‌ترین و خطرناک‌ترین نیرو در مالزی داشت. خب این مع رو چهجور باید حل می‌کردیم؟ واقعاً نمی‌دونیم. یعنی یه چیز علاج ناپذیری به شمار میومد و پیشرفت تکنولوژی دیجیتال نه تنها از قدرت این‌ها نخواسته بود که یک توانایی اهریمنی به اینها داده بود به چین به روسیه و دیگر کشورها که از تکنولوژی دیجیتال استفاده کنن برای پول سیاه درآوردن برای عملیات‌های به اصطلاح وحشتناک انجام دادن برای اینکه هزینهشون و و به اصطلاح به اصطلاح کارآمدیشون در انواع و اقسام کارها بیشتر بشه و بعد یک ارتباط بدون اینکه با هم ارتباط فیزیکی داشته باشن یک شبکه ارتباطی ترور داشتن یعنی این‌ها هم اطلاعات رد و بدل می‌کنن هم تکنولوژی هم به همدیگه کارا رو می‌سپارن نزدیک ۴۰ کشور در جهان تبدیل شدن به یک سازمان ملل به اصطلاح مافیا که نامرعین شما نمی‌بینیدشون و چون این سیستم‌ها یا سیستم‌های به اصطلاح مافیایی و استبداین بستن اون‌ها می‌تونن در سیستم‌های باز مثل آمریکا و دیگر دموکراسی‌ها نفوذ پیدا کنن اونها می‌تونن وارد سیستم بشن بدزدن تخریب کنن حق کنن انواع اقسام کارهای خرابکاره رو انجام بدن ولی از اون طرف کشوری مثل کره شمالی بستهست اصلا نمیشه واردش سیستم کاملاً هم بستی داره. بنابراین این تکنولوژی کاملاً به نفع به اصطلاح مستبدین عمل می‌کنه و این جمهوری اسلامی رو که یکی از پایگاه‌های مهم این شبکه بود روز به روز تبدیل تهدیدشو بیشتر می‌کرد. به هر حال الان ما وارد جهانی میشیم که اصلاً نمی‌تونیم پیش‌بینیش کنیم. حالا قبل از اینم خیلی قابل پیش‌بینی نبود ولی حداقل یه اطمینان‌هایی وجود داشت به دلیل اینکه ستون اصلی قدرت در ایران فروخت. آقای خامنه‌ای اجازه نداد که بخش‌های مختلف حالا یا دولت یا جامعه یا روحانیت یا دستگاه نظامی بخش‌های مختلف با همدیگه ارتباط داشته باشن. اون‌ها فقط قادر بودن که ارتباط عمودی داشته باشن با خود خامنه‌ای ارتباط افقی موجود نبود زمانی که روزنامه جامعه منتشر شد یکی از آقای شمس یکی از بچه‌ها رو فرستاده بود در فرودگاه مهربآباد که تحقیق کنه می‌بینه که چه نهادی مسئول امنیت فرودگاه مهرآباد برگشت گفت ۱۷ تا لیست ۱۷ تا نهاد در فرودگاه مهرآباد خودشونو مسئول امنیت اونجا می‌دونستن در نتیجه و با همدیگه هیچ ارتباطی نداشتن در نتیجه اگر شما در فرودگاه مهراباد دستگیر می‌شدید از طرف مثلاً اطلاعات سپاه نیرو انتظامی نمی‌دونست بقیه نهادو نمی‌دونستن و آقای خامنه‌ای عمداً این کارو کرده برای اینکه این‌ها در یک به اصطلاح حالت موازی کاری رو بکنن که کاملاً مشابهه ولی بدون اینکه با همدیگه همکاری کنن در نتیجه یک رقابت پنهرهان و تضعیف کننده‌ای از درون وجود داره که آقای خامنه رو اونجا راحت نگه می‌داره که این نیروهای زیر دست من امکان سرور کشیدن نداره حتی به پسر خودش مجتبی خامنه‌ای که افسانه خیلی دلالهگیز رسانه‌های ما شد آقای خامنه‌ای حتی به مجتبی انقدر اعتماد نکرد که او رو مسئول دفترش کنه مثل آقای خمینی که احمدو کرد یا حداقل برای تسلیت گفتن به کسی برای کلنگ زدنی به جایی برای نمی‌دونم بوغ زدنی جایی چیزی بفرستدش از جانب خودش نه نکرد و بیت آقای خامنه که تبدیل از یه بیت ساده خمینی تبدیل شد به یک سازمان چند هزار نفری با سپاه ولی ام که ۱۱ هزار نفر هستن شما در اونجا نمیتونید بفهمید که رئیس این بیت کیه چند نفرن آقای خامنه‌ای ریاست این بیت رو مسئولیت این بیتو به یک نداد نه گلپایگانی نه حجازی نه وحیدیان نه مجتبی هیچ‌کس به هیچ‌کس اجازه نداد حالا این نمونهست برای اینکه به هیچکس اجازه نداد که در مقام خودش اختیاراتی که عرفاً و قانون نباید داشته باشه داشته باشه همواره در مقام خودش کمتر از اون اختیارات به اصطلاح عادی او امکانشو پیدا می‌کرد همه باید تحقیق بشه