با سقوط خامنه ای بنیادگرایی اسلامی قدرت خودش را به طور کامل از دست خواهد داد

خب این باعث شد که به هر حال در جنگ ایران و عراق کسی به هیچ‌کدوم از دو طرف پیروز نشدن ولی دستکم ایران با این به اصطلاح بیکلگیهایی که داشت بسیار شکننده‌تر از این می‌بود اگر موفق نشده بود که برای خودش یه سری عاق‌های اینچنینی ایجاد کنه. پس جمهوری اسلامی به هر حال به کجا می‌خواست بره؟ یعنی در نهایت قرار بود که این وضعیتی که هست این درهایی که به روی جهان مدام بسته بسته‌تر میشه در عین حال تهدیدی که بدون هیچ منطق خاصی همین طور داره شعاعش وسیع‌تر میشه. قبلاً اسرائیل رو تهدید می‌کردن. بعد اومدن در عراق بعد اومدن در سوریه و در حقیقت یه بخش مهمی از به اصطلاح تنش‌های فرقه‌ای و منطقه‌ای شدن. گه مثلاً اسرائیل نبود. چی؟ سردار قاسمی که سلیمانی که در سوریه و عراق اسرائیلی نمی‌کشت. همین مسلمونا رو می‌کشت. همه این‌ها باعث شد که کشورهای عربی یک طرف روحانیت شیعه یعنی روحانیت شیعه در بحرین در کویت در عراق در عربستان سعودی در لبنان این‌ها از جمهوری اسلامی به صورت خیلی آشکاری فاصله بگیرن و در پی این باشن که استقلال کامل پیدا بکنن و به عنوان یک نهاد روحانیت شیعی مستقل از ایران در ج جامعه خودشون اعتبار به دست بیارن و به جای اینکه خودشون رو شیعی تعریف کنن یک نیروی شیعی تعریف کنن خودشونو یه نیروی ملی تعریف کنن به همین دلیل که در انتخاب‌هایی که در انتخاباتی که در بحرین یا در کویت صورت می‌گرفت یا حتی در لبنان یک به اصطلاح چهره‌های مهم مذهبی شیعی کاملاً فاصله خودشون رو از ایران حفظ می‌کردیم و از اینکه هرگونه به اصطلاح پیوندی بین اون‌ها و بین ایران احساس بشه کاملاً پرهیز میکردن تا بتونن در برابر این اتهامی که دولت به سمتشون به اصطلاح به سمتشون همواره معطوف کرده بود مقاومت کنن دولت میگفت این شیعه جامعه شیعه اقلیت شیعه روحانیت شیعه این‌ها اون‌ها مطلقاً به اصطلاح تعهد و وفاداری ملی ندارن. اینا وفاداری دارن خمینی بنابراین اینا خطرن. نه تنها خطرن که اصلاً هیچ حقی ندارن که در فراآیند سیاسی در کشور به اصطلاح شرکت داشته باشن. به همین دلیل این‌ها سرکوب می‌شدن. ولی جدا شدن از جمهوری اسلامی تنها راهی بود که شیعیان بتونن در فرایند سیاسی کشور خودشون به اصطلاح شرکت کنن و به عنوان یک نیروی مذهبی و در عین حال ملی شناخته بشن و این اتفاق افتاد حتی در انتخابات بحرین آقای سیستانی همکالت نکرد ایران هم دیگه در دست و پشت بسته شد در لبنان فضلالله که اوایل از به اصطلاح مریدان و مبلغان خمینی بود کاملاً خودشو جدا کرد آقا و یه جنگ بسیار نابرابر و به اصطلاح ناجوان مردانی بین جمهوری اسلامی خامنه‌ای و فضلالله صورت گرفت در لبنان شیعه شیعه به اصطلاح مذهبی نشه سکولار دو شقه شد یه شقه حزب‌الله که خود حسن نصرالله تو این مصاحبه که من باش کردم گفت اگر خامنه‌ای به من بگه زنتو طلاق بده من طلاق میدم یعنی ولایت فقیه رو به این معنا می‌فهم بین اینه یه طیفی که نصرالله بودن و در سرسدگیشون به خامنه‌ای به شکل اغراق آمیزی عمل می‌کردن و طیف دیگه‌ای که فضلالله بود و فضلالله نماد یک مرجع روشنفکر مداراگر اهل ارتباط و گفتگو با دیگر فرق و مذاهب کشور بود یعنی در حقیقت فضلالله دیدگاه‌های خیلی امروزی‌تری داشت نسبت به مراجع دیگه و بین روشنفکران بسیار محترم و مقبول بود ولی یه جنگ مذهبی یه جنگ به اصطلاح جنگ قدرت حتی در بین جامعه شیعی منطقه به راه انداخت جمهوری اسلامی و این‌ها همه به نگرانی بیشتر بازیگران عمده این جوامع می‌انجامید یعنی هرچی که می‌گذشت این جمهوری اسلامی یه مایع دردسر میشد یعنی جمهوری اسلامی قدرتش در تهدیدگری بود در خراب کردن در حالی که قطر عربستان سعودی کشورهای این اینطوری اگر دخالتم می‌کنن در لبنان یه جای دیگه ولی خب یه کمکی هم می‌کنن یعنی فقط کتک نمی‌زنن خرجی هم میارن خونه جمهوری اسلامی عکسش بود یا شما با کتک براش کار می‌کردین یه چیزی یه پولی می‌داد یا اینکه می‌تونست شما رو اذیت کنه و تبدیل شده به دردسر همه جا دردسر از امکان برقراری ارتباط با کشورهای همس ساییه برای ۴۵ سال این‌ها ناتوان بودن. عربستان سعودی رو در همه جای منطقه تهدید کردن. حتی در آسیا میان در افریقا. خب چه باید می‌کردن؟ قبل دنیا چه باید می‌کردن؟ یعنی کاری که ترامپ کرد شما می‌دونید که من نه ارادتی به ترامپ دارم نه ارادتی به نتانیاهو ولی کاری که نه شخص یعنی این کاری که انجام شد درست به این دلیل انجام شد که دیگه جهان برای خودش راه حل دیگه نمیدید در قبال ایران و با وجود اینکه شاید ما کاملاً موافق نبود ولی تماشاکنان منفعل ایستاد تا این کار انجام بشه این این مسئله ریشش خنده بشه و ریشکن شدن این یعنی در حقیقت با آخرین نیروی جهانی بنیادگرایی اسلامی که بعد از این همه ماجراها بعد از این همه شکست‌ها داستان ۱۱ سپتامبر داستان افغانستان داستان نمی‌دونم بوک و حرام در افریقا بعد از همه این داستان‌ها هنوز جان داره و هنوز می‌تونه دردسر آفرین باشه این آخرین شعله روشن بنیادگرایی اسلامی خاموش بشه تا دیگه مسئله بنیادگرایی دغدغه اول غرب نباشه و خاورمیانه به عنوان مقر فرماندهی تروریسم اسلامی در کل جهان اون شما رو ندید خامنه‌ای با سقوط خامنه‌ای در حقیقت بنیادگرایی اسلامی قدرت خودش رو به طور کامل از دست میده یعنی همون طور که انقلاب ایران باعث شد که به اصطلاح رویای حکومت اسلامی که از سال ۱۹۲۷ اخوان در سر می‌پرورید با تحققش در ایران ناگهان تبدیل شد به یک رویای جهانی چرا؟ چون تحققش نشون داد که اخوانسلمین دهه‌ها مبارزه و به اصطلاح هزینهشون بی‌خود نبوده پس کشورهای دیگههم باید تلاش بکنن به همین ترتیب شکست خامنه اینکه شکست ایدئولوژی اسلامی و انقلاب ایران هست یک موج بنیادگرایی در کش در میان مسلمون‌ها ایجاد می‌کنه این توهم این به اصطلاح چیزی که به عنوان راه حل خودش رو می‌تونست در قالب سلاح در قالب خطر برای غرب نشون بده. این توهم دیگه نمی‌تونه چندین جایی داشته باشه. اگر شما روزنامه‌های عربی رو بخونید یا به خیلی از به اصطلاح تحلیلگران مسلمان توجه کنید حتی سکولارها تا همین مدت اخیر خیلی ایران رو به عنوان یک سرمایه مهم برای جهان اسلامی تلقی می‌کردن. جمهوری اسلامی کاری کرد که دیگه بردن نام او هم برای کسی قابل تحمل نباشه و به اصطلاح برای یه به عنوان یک خطر یه شر لاعلاج به شما بره