خب تمام اینا توهم بود به دلیل اینکه شما
هیچگونه شما وقتی کسی میخواد همه چیز رو
دست خودش بگیره به این معنی که کسی باهاش
متحد نیست چون کهه کسی نمیاد در خدمت شما
باشه وقتی شما همه چیزو بخواید یعنی شما
یک رو به اصطلاح آروان یا جاهطلبی
توتالیتر داشته باشین توتالیتر یعنی رو
میخواست آقای خامنهای اجازه نمیداد که
کسی در قدرت با او شریک بشه همون طور که
در داخل کشور هرگز حاضر نبود با منتقدانش
مذاکره کنه هرگز حاضر نبود که اندکی به
اون نیروهایی که حذف کرده و به حاشیه
رانده اندکی به اونا اجازه ورود دوباره رو
بده با همین روش با کشورهای غربی برخورد
میکرد یعنی تا جای ممکن میخواست اونها
رو با مقاومت خودش تحقیر کنه و از اون طرف
با این تحقیر کردن در میان نیروهای به
اصطلاح هوادار خودش در
کشورهای اسلامی یا نمونم جوامع دیگه
محبوبیت به دست بیاره من یادم نمیره که یه
بار رفتم کفشم تو واشنگتن طرف وقتی کار
تموم دادم گفت ایرانی هستیم گفتم بله شروع
کرد تعریف کردن از احمدینژاد شما هرجا
میرفتید تو کشورهای عربی هرجا میرفتید
تو کشورهای اسلامی یا در میان ج به اصطلاح
محیطهای اسلامی محافل اسلامی ایران شده
بود قهرمان خامنهای شده بود قهرمان چرا
به دلیل اینکه پان عربیسم
نیمه دوم قرن بی بیستم با تمام های ووی
خودش سرانجام شکست خورد یعنی ناصر
عبدالناصر نتوانست رهبر جهان عرب بشه و
کسی که رهبر جهان عرب نتونه بشه نمیتونه
رهبر مبارزه با اسرائی بشه حافظ عبدالناصر
شکست خورد و بعد کسانی که به جای او آمدن
از او ضعیفتر و به اصطلاح
دارای
تضاد منافع بیشتر با کشورهای دیگه عربی
بودن مثل صدام و قذافی و دیگران و در
نتیجه آرمان فلسطین به نظر میامد که فاقد
اون
جنبش و جریان فراملی و یک رهبر واحده یعنی
آقای خامنهای جمهوری اسلامی زمانی که این
پرچم اسرائیل ستیزی رو به دست گرفت که
پرچمداران عربی پیشین بر خاک افتاده
بودن. اعتبارشون در جامعه از دست داده
بودن. دولتهایی بودن فاسد بودن.
ملتهاشون ازشون بسیار ناراضی بودن و
اینها به اینا به قهرمانی دیگه قهرمانی
وجود نداشت. نمیتونستن به هیچ قهرمان
عربی ایمان بیارن. اما این
به اصطلاح پرچمدار جدید موفق شد با شکست
پان عربیسم ایدئولوژی پانسلامیست یا اتحاد
اسلام رو جایگزینش کن یعنی بنیادگرایی که
در دهه ۷۰
به موفقیت رسید و در اواخر دهه ۷۰ در
ایران انقلاب کرد این بنیادگرایی بر
خاکستر ایدئولوژیها
احزاب و جریانهای سکولاری بود که از
حداقل دهه ۴۰ و ۵۰ میلادی در جهان عرب
بسیار محبوب شده بودن و نقش پررنگی داشتن
ولی در سرانجام به سرعت در از درون از هم
پاشیدن سوسیالیستها نمیدونم
روشنفکرای
به اصطلاح لیبرال انواع و اقسام
ایدئولوژیهایی که در اون زمان
اغلب سکولار شما رفتن تا مذهبی هیچ رنگ
مذهبی نداشتن
حتی شیعیان
در جهان عرب تا زمان انقلاب ایران یعنی
شیعیان عرب مطلقا خودشونو شیعه آیدنتیفای
نمیکردن. یعنی عرب عرب شیعه میگفت من
عربم. یعنی عربهای شیعه به سکولار بودن
شناخته میشدن. در لبنان خانوادههای بزرگ
شیعی خانوادههای سکولارن در مقایسه با
اهل سنت. ولی انقلاب ایران بود که تشیع رو
به عنوان یک هویت جدیدی که در عین اینکه
فرقهایست فرافرقهایست و حتی فرامذهبیست
یعنی حتی میتونه نه تنها باماس که شعبه
فلسطین اخوان المسلمینه و سنیه بلکه با
کشورهایی که اصلاً کمونیستن با اونها بر
سر یک چیز متحد بشه بر سر مبارزه با
امپریالیسم و انقدر این مبارزه با
امپریالیسم
هیجان بر برانگیز بود برای این جریانها و
حکومتها و احزاب که حتی در همین خود
ایران ما حزب توده با به اصطلاح در
خاکساری و سرسردگی با آقای خمینی انقدر
مبالغه کرد که جریان مذهبی نمیکردن. یعنی
انقدر حزب توده در به اصطلاح وفاداری به
آقای خمینی در اینکه آقای خمینی الان رهبر
مبارزه با امپریالیسم هست و ما با هم هیچ
به اصطلاح وجه اختلافی نداریم و مذهبم
اصلاً برای ما مهم نیست رهبرم آقای خامنه
باشه و از و تبدیل شدن به یک به اصطلاح
پلتی
که کمک میکرد به ایران که از طریق روسیه
اطلاعاتی رو بگیره برای تثبیت جمهوری
اسلامی حذف مخالفان
و مسئله سفارت آمریکا همه اینها یعنی
در یه موقعیت بسیار طلایی قرار گرفتن و
آقای خمینی وقتی که به قدرت رسید نه تنها
یک موج عظیم اسلامی در کشورهای جهان بعضی
در همین آمریکا به وجود آمد که کشورهای
عربی یک شکافی بینشون افتاد بین دولت
روحانیت روشنفکران و عامه مردم عموم مردم
یعنی عموم مردم طرفدار بینشون
به اصطلاح پایگاه قوی پیدا کرد جمهوری
اسلامی و توانست در جامعه خیلی نفوذ پیدا
کنه جامعه رو جدا بکنه از دولت و نفوذ
روحانیت روشنفکران و این کمک کرد به
جمهوری اسلامی در جریان جنگ با عراق یعنی
در جریان جنگ با عراق اگر قرار بود که در
کشورهای اسلامی جمهوری اسلامی هیچ پایگاهی
نداشته باشه هیچ نفوذی نداشته باشه اونوقت
وقت شما با تمام جهان عرب مواجه بودید.
دولتهای عربی به صدام کمک میکردن. ولی
در در همون هنگام جمهوری اسلامی موفق شده
بود که یک شبکه اجتماعی یا مذهبی
گستردهای رو از مراکش تا بحرین و قطر و
دیگر کشورهای منطقه گسترش بده و این باعث
شده بود که اون کشورهای اون دولتها در
حقیقت حضور تهدید ایران رو درون خاک
خودشون و به دست نیروهای بومی و به
شهروندانشون احساس میکردن. عربستان سعودی
به همین دلیل یک سیاست بسیار خشینی رو
علیه شیعیان لبنان دههها
شیعههای عربستان دههها به کار برد.
شیعیان در کشورهای مختلف
عربی تبدیل شدن به یه تهدید. از جمله در
مصر شیعیان
یعنی این
حراسفکنیم
در فضای عمومی ایجاد شد. که شیعیان دارن
گسترش پیدا میکردن و در نتیجه یک شبکه
زیرزمینی شیعه که سیاستهاش و تفکرش
کاملاً شبیه اخوان المسلمینه به وجود
اومد. یعنی این شکافها باعث شد که هویت
عربی که میخواد میخواست پانربیسمو تبدیل
بکنه به یک امپراتوری خیلی
شگفتانگیزی که جایگزین اون امپراتوری
فروپاشیده عثمانیست. همه اینا رو جمهوری
اسلامی از بین برد.
در تخریب در گس روابط در تهدید در ایجاد
نزاع بین گروههای مختلف
مذهبی شیعه یا سنی جمهوری اسلامی یک مهارت
عجیب غریبی پیدا کرده