خب یعنی به و آقای خامنهای همون طور که
در برابر
نیروهای سیاسی داخل همواره نگران بود و از
این مراقب بود و مدام میکوشید راههایی
برای
حفظ توازن قدرت ایجاد بکنه و میدونست که
اگر او این قدرت او نیست که باعث تداومش
میشه بلکه این ضعیف نگه داشتن دیگرانه که
میتونه موقعیتش تثبیت بکنه در مقابل
کشورهای خارجه و قدرتهای خارجی هم دقیقاً
همین موضع رو داشت در سیاستشون در قبال
اتحادیه اروپا سیاستشون در قبال روسیه و
چین و همین طور آمریکا یعنی اینها
در تهدید کردن منافع غرب یا اسرائیل یه یه
قدم برمیداشتن و اگر میدیدن که خب واکنش
خیلی عجیب و غریبی نمیشه قدم بعدی رو
برمیداشتن اگر میدیدن که واکنش این
برانگیخته میشه که میتونه براتون
پیامدهایذاف
داشته باشه وایسا ولی این مرز رو مدام تست
میکردن مدام مدام تست میکردن میرفتن
جلو میبینن الان غرب آمریکا اروپا الان
حواسشون هست مهم هست براشون اگر می
حواسشون نیست میرفتن جلو و این کارو
میکردن یعنی این معروف بود به عنوان شگرد
ثابت جمهوری اسلامی و همینطور سعی میکردن
در غرب
بین کشورهای مختلف در اتحادی اروپا اختلاف
میاندازن یعنی تلاشهای اتحادی اروپا رو
برای به اصطلاح فشار بر ایران بر سر مسائل
هستهای یا نظامی از طریق تفریقه انداختن
بین اعضای اتحادیه از بین میبردن و این
شگرد خیلی موقعها موفق بود این رفتن با
ایتالیایی یه سری قولایی میدادن یا
قرارایی میذاشتن که ایتالیا رو نمیگذاشت
که به اصطلاح اون تمهیداتی که اتحادیه
اندیشیده بود توش بره در مورد آمریکا و
اسرائیلم همین آمریکا و اروپا هم همین طور
بود در جریان مذاکرت برجام اینا بازی
میکردن با یه مقدار نزدیک به اروپاییا
میشدن که اونها رو به جدا شدن از آمریکا
برانگیزن از این طرفم میومدن آمریکاییا
میگفتن که ما با شما میخوایم دیل بکنیم
شما کت خدایی این فضای یعنی ۲۵
دیپلماسی با جمهوری اسلامی رو تبدیل کرده
بود به یه شکنجه برای دیپلماتهای غربی
اون مذاکره کننده اول که
سولانا بود سولانا میگفت در یه جلسهی
اومده بود اینجا میگفت که بار اولی که
این جلیلی اومد ما مذاکره کردیم میگفت من
اغراق نمیکنم ۶ ساعت نان استاپ این از
خاطرات جنگش گفت میگفت من میخواستم خودم
پنجره بندازم بیرون
یعنی روند مذاکرات به شکلی پیش میرفت که
برای اروپا و آمریکا بسیار خسته کننده و
فرساینده شده بود و از اون طرف روز به روز
نگرانی اسرائیل رو افزایش میداد و هر
چقدر که ت تحریم میکردن هرچقدر که اجماع
جهانی یعنی تنها چیزی که علیه ایران
میتونست اجماع جهانی ایجاد بکنه یعنی در
مورد ایران همه چیز میتونست مایع موجب
اختلاف بین کشورهای دنیا باشه ه ولی همه
دنیا در مقابل اسرائیل ستیزی ایران
میستدن هیچ تردیدی نبود در این اسرائیل
الان جمهوری اسلامی به سازمان ملل میگه که
این آمریکا و اسرائیل غیرقانونی با حمله
کردن جمهوری اسلامی عضو قانونیه عضو
قانونی و رسمیه سازمان ملل رو متهم به به
اصطلاح میخواست او رو نابود کنه یعنی در
سیاست رسمیش نابودی عضو سازمان ملل بود
بدتر از این نمیشه که وقتی چون چ اینطور
منشور سازمان ملل و معاهدهای بینالمللی
رو نقض میکنی نادیگه میگیری و برات مهم
نیست طبیعتاً ساختن اجماع جهانی علیه شما
بر سر این مسئله بسیار راحته هیچ کاری
نداره و شما دیدین که بر به رغم اینکه این
حمله نظامی اسرائیل و آمریکا غیرقانونی
بود نقض مقررات به اصطلاح بینالمل
بینالمللی بود ولی در عمل تمام جهان
نشستن و تماشا
شگفتانگیز بود. این نشون میداد که
جمهوری اسلامی
دچار یک توهم بسیار
وحشتناکی شده بود، ویرانگری شده بود که من
یک قدرتی هستم که دنیا از. یعنی مخالفت
قدرتهای جهانی رو نه نشانه
به اصطلاح رفتن به سمت خطر بلکه نشانه
قدرتش میدونست. هر چقدر چیز گفته بود
دیگه
آقای خمینی گفته بود که هر موقع اسرائیل
هر موقع آمریکا از شما تعریف کرد بترسید
یعنی مخالفت آمریکا مخالفت اسرائیل این
همه ابراز نگرانیها تحریمها برای آقای
خامنهای این نشونه این بود که ایران خیلی
قویه ایران خیلی مقتدره و بنابراین یک
اعتقاد آخرالزمانی داشت که از پس همه این
بلاها
جان به در خواهد برد و به رهبری او و با
تدویر او جمهوری اسلامی میتونه تبدیل بشه
به جایگزین
اتحاد جماهیر شوروی در دوران جنگ سرد و
دستکم در برابر آمریکا تنها قطب جهانی به
شمار بیاد یعنی آقای خامنهای خودش رو با
آمریکا
در یک سطح میدید که نظم جهان رو اداره
خواهند کرد
به دلیل همینم هست که می آبسشن دارن یک
به شکل بیمارگونه همه توجهشون به آمریکاست
همه توجهشون ما و آمریکا
و همه چیزو در این سطح میدیدن کشورهای
دیگه رو اصلاً به شما نمیآوردن براشون
مهم نبود و د میخواستن که کشورهای دیگه
اونها رو نه به عنوان یه کشور بلکه به
عنوان یک قدرت جهانی ببینن
این کارو میکردن از طریق گروگانگیری از
طریق به اصطلاح
دامن زدن به آتش نضاحهای فرقهای،
نمیدونم کارهای اینسرجنسی و شورشی انواع
اقسام کارها رو میکردن برای اینکه وقتی
که باهاشون کسی صحبت میکنه فکر نکنن که
اینا نماینده کشورن بدونن که ایشون رهبر
مسلمین جهانه و تو قانون اساسی هم نوشته
که اون جمهوری اسلامی خودشو موظف میده که
از مستظفین و محرومان جهان حمایت بکنه به
هم به همین دلیل بود که خمینی اواخر عمرش
نامه مینوشت به گربه
و او رو دعوت میکرد به اسلام. یعنی در
حقیقت میگفت اون پرچم قطب
به اصطلاح بلوک شرقو الان تو باید بدی به
بلوک اسلام. میگفت من صدای استخ شکسته
شدن استخوان کونیسم رو دارم میشنوم. یعنی
کمونیسم مرد و ما قراره که از این به بعد
اون قطب مخالف آمریکا و غرب باشیم. با این
تصور آقای خامنهای در یک میدانی داشت
میجنگید که هیچ گمان نمیکرد که این به
اصطلاح تصویر
شکوهمند ایدئولوژیک هیچ نسبتی با واقعیت
نداشته باشه.
این رو واشنگتن خیلی خوب فهمید و در حقیقت
واشنگتن
ترامپ درسته که آدم
غیرعادی عمل میکنه خلاف منظورم آن
ارتودوکسه خلاف عرف عمل میکنه ولی مهم
نبود چه رئیسجمهوری بر سر کار باشه ما در
یک نکتهای به اینجا میرسیدیم گیر یازود
یعنی با ایران امکان گفتگو وجود نداشت
ایران میخواست هم رهبر جهان اسلام باشه
هم اسرائیل
تهدید بکنه هم با هم این کاراش در حقیقت
باج بگیره از غرب آقای خامنهای در
سخنرانی نوروزش در سال ۲۰۱۱
خیلی راحت گفت که ما اگر برنامه
هستهایمون رو کنار بگذاریم به عاقبت لیبی
دچار میشیم که هم برنامه هستهایشو از دست
داد و هم ناتو اومد بمبار آرونش کرد ولی
اگر بمب هستهای به دست بیاریم میشه مثل
پاکستان که هم بمب داره هم آمریکا بهش کمک
میکنه و هم مشکلسا سازین کشور تو منطقه
برای آمریکاست. یعنی تصورش این بود که ما
با خطرناک شدن بیشتر میتونیم تحریمها رو
برداریم. میتونیم حتی کشورهای غربی رو وا
داریم که از ترسشون به ما بیشتر باج بدن و
امتیاز بدن. مخصوصاً در رقابتی که با
عربها در منطقه دارن