خب یه حکومتی که
در اقتصاد شکست خورد یعنی حکومت
ایدئولوژیکی که با وعدههای آرمان شهری
آمده که من ما میخوایم نان شما رو مجانی
کنیم آب شما رو مجانی کنیم بلیت اتوبوس
مجانی کنیم و بالاتر از این شما رو به
مقام انسانیت برسونیم نه تنها آبو مجانی
نکردن و برقو مجانی نکردن و بلیت اتوبوس
مجانی نکردن بلکه زندگی که در شایسته
زندگی شایسته یک انسان ایرانی که عزت نفس
او مخدوش نشه و احساس به اصطلاح
میگه احساس مم شهروند معمولی بودن کارای
حق شهروندی و همین طور در میان کشورهای
جهان به عنوان یک به اصطلاح ملت محترم
شمرده باشه همینا رو گرفت یعنی عزت نفس
شهروندان ایرانی و حرمت ایران و ایرانیها
رو در کل جهان مخدوش کرد و اومد سراغ
یکایک طیفها و طبقات اجتماعی و اجاز و
همه رو تحقیر کرد یعنی آقای خامنهای
روحانیتو تحقیر کرد ارتشو تحقیر کرد
دانشگاه رو تحقیر کرد بازارو تحقیر کرد
تمام اون به اصطلاح طبقات یا نهادهایی که
در جریان انقلاب نقش بسیار کلیدی بازی
کردن و خمینی از اونها بسیار
وادار اونها بود به دلیل اینکه هر کدوم یک
موتور محرکه مهمی برای کشاندن یک جامعه
بزرگ به سمت انقلاب بود. بازار چیزی کمی
نبود. ولی وقتی خامنهای آمد در حوزه
علمیه که معمولاً ادارهش دست مراجع بود.
مراجع بودن که میگفتن امروز روز امسال
این روز
سال تحصیلی آغاز میشه یا همه مسائل اداری
و مدیریتی دست مراجع بود. آقای خامنهای
اومد با یک شورا درست کرد و اولاً مراجع
رو از دخالت در امور روحانیت باز داشت و
به عکس
مراجع رو کاملاً تحت سلطه بوروکراسی خودش
درآورد. یعنی یک مواردش مال یک مورد مهمش
مال مسائل مالیه که حالا توضیحش به وقت
دیگه میگذارم یعنی مراجع تقلید که پیش از
آقای خامنهای
خودشون شبکه مالی خودشونو داشتن و به کسی
حساب پس نمیدادن آقای خامنهای همه اینا
رو به اسم کامپیوتری کردن سنترلایز کرد در
حقیقت متمرکز کرد و گفت هم هر پولی که
بخواد بیاد توی شبکه مالی حوزه
باید اینجا ثبت بشه و هر پولی هم که باید
خرج بشه از اون ثبت بشه یعنی آقای
خامنهای نه تنها زبان روحانیت ورانیت
بلکه جیبشون رو هم زد و اونها رو در
حقیقت وابسته حکومت کرد یعنی کسی مثل
سیستانی نیازمند پول خامنهای نبود ولی
برای گرفتن وجو برای خرج کردن باید ت تحت
نظارت و محدودیتهای آقای خامنهای قرار
میگرفت یعنی آقای خام آقای سیستم
در حوزه اینجوریه که مراجع بزرگ هر کدوم
خودشون جداگانه شهری میدن و هر طلبه شهری
یعنی در به اصطلاح حقوق ماهانه و هر طلبه
هر ماه میره مثلاً ۵ نفر که شهریه میدن
شهریه میگیره از ایران مجموع این میشه
شهری ماهانهش خب مراجعی که خیلی معروفترن
و شهرت بیشتری دارن یعنی مقلدای بیشتری
دارن مقلدای بیشتری دارن یعنی کهه وجوهات
بیشتری میگیرن پس اونها شهری بیشتری هم
میدن دیگران میزان شهری که شما میدین نشون
دهنده
به اصطلاح وزن اجتماعی شماست و رقابت
بسیار شدیدی هست در حوزه بر سر اینکه چه
مرجعی چقدر میتونه چیز کنه شهریه بده آقای
خامنهای اجازه نداد که سیستانی
حتی اندازه آقای خامنهای شهریه بده یعنی
با شهریه سیستانی که باید همیشه یه مقدار
کمتر از خامنهای بود بلکه خامنهای به
عنوان
بزرگترین مرجع جهان شیعه تلقی بشه. اینجور
به نظر ب میخوام بگم حتی کسانی که نیاز
به پول آقای خامنهای نداشتن برای اینکه
اون سازمان مرجعیت خودشون رو اداره کنن
نیازمند این بودن که در چارچوب منافع
جمهوری اسلامی و نظارت جمهوری اسلامی هم
خب ولی در عین حال این به موازات بزرگتر
شدن این شبکه مذهبی پیچیده شدن به اصطلاح
شیوههای کارکردش ابعاد اجتماعی و
اقتصادیش و نقش سیاسی که میتونه در
کشورهای مختلف منطقه بازی کنه مثل یه بخش
عظیمی از نفوذ ایران در عراق یا کشورهای
حاشیه خلیج فارس از طریق جامعه شیعی در
اونجا هست. خب من یعنی آقای خامنهای یک
چیزی رو درست کرده بود که حتی جامعه ایران
نمیتونست به راحتی اون به اصطلاح
امپراتوری رو به چشم خودش ببینه. اونچه که
جامعه میدید دولت ایرانه. دولت ایران یعنی
سه قوهای که اینها
تمام ساز وکارشون روشنه در قانون اساسی
آمده بودجه سالانهشونم شفاف هست در مجلس
میره تصویب میشه روزنامهها مینویسن و
مردم در جریانن اما برای این دولت که به
ظاهر جمهوری اسلامی همون دولتش هست برای
این یه جمهوری اسلامی واقعی وجود داره.
یعنی جمهوری اسلامی واقعی اون چیزیست که
تاریخیست اون چیزی که نمیبینیم اونجاییست
که فقط خامنهای مثل یک به اصطلاح
موجود حیولایی در تاریکی نشسته و یک در
شعاع بسیار وسی که فقط او میبینه
یک به اصطلاح امپراتوری رو اداره میکنه و
این امپراتوری امپراتوری مالی هست
امپراتوری اطلاعاتی هست امپراتوری مافیایی
هست و اتفاق و اقسام
به اصطلاح فعالیتها رو در بازارهای سیاه
جهان میکنه و هیچکس هیچ اطلاعی ازش نداره
و حتی اون سازمانهای بزرگ مثل
آستان قدس رضوی یا کمیته امداد اینها و
خود سپاه اینها نه تنها مالیات نمیدن که
خودشون رو به هیچ نهادی پاسخگو نمیدنجه
یک پول اون اونچه که جمهوری اسلامی رو
جمهوری جمهوری اسلامی میکرد اون چیز اون
بخشی بود که ما نمیدیدیم یعنی جمهوری
اسلامی قرار بود که این باشه که در بودجهش
آمده و تمام به اصطلاح سازمانش همین باشه
که دولت نامیده میشه میشد یه دولت عادی
ولی آقای خامنهای یه چیزی ساخته بود برای
این که تنها با به اصطلاح سازمانهای
اطلاعاتی یا کسان خاصی میتونستن خبردار
بشن از مالزی و اندونزی گرفته تا آمریکای
لاتین در یک بازار عظیمی که برای این دو
سه دهه اخیرم متأسفانه گسترش و قدرت بسیار
زیادی پیدا کرده و در حقیقت یه ش یک
بازار مشترک توتالیترها یا بازار مشترک
حکومتهای اقتدارگرایی شده فعالیت میکردن
معلوم نبود کی چقدر پول میگیره خب این
پول میتونست خرج خیلی چیزها بشه بشه در
حقیقت یه بخش مهمی از برنامه هستهای یا
موشکی جمهوری اسلامی یا قاچاقه یا اینکه
خریده شده یعنی یا
رفتن این تحریمها همین بود دیگه تحریمها
ب بر روی قطعاتی بود به اصطلاح چیزهایی
بود که صنایه بود که میتونست در برنامه
هستهای ازش استفاده بشه وقتی تحریم میشد
میرفتن سراغ
به اصطلاح خرید قاچاقش و بعد یک شبکه
مواجه با شبکه اقتصادی و بانکی رو ساخت
آقای خامنهای برای دور زدن تحریمها برای
اینکه نگران تحریمها نباشه و نبود یعنی
جمهوری اسلامی تحریمها موجب از پا
درآوردن حکومت نمیشد موجب فشار زیاد بر
مردم میشد و آقای خامنه هم مشکلی نداشت با
این مسئله