حالا چی بود سؤای من حالا خدمتتون عرض
میکنم که چرا چرا این نکتهای که در
توییتر نوشتم رو چی شد که ایشون مطرح کرد
مسئله اول برای من مشروعیت بود ایشون فرق
بین لگالیتی و لجیتیمیستی رو نمره یعنی من
متوجه شدم که ایشون
مدام میگه که ما برگردیم در ایران و برگرد
وقتی برگشتیم در ایران حالا یا قانون
اساسی یه عده که میگن قانون اساسی طبق
قانون اساسی مشروطه باید عمل بشه و ایشون
بشه باید پادشاه بشه ایشون خب قسم خورده
به یعنی الان از نظر اگر طبق قانون اساسی
مشروطه بخوایم چیز کنیم عمل بکنیم طبق
قانون اساسی مشروطه ایشون الان پادشاهه
یعنی اصلا چیز نداره منتها پادشاه در
تبعید هست خب یا این یا اینکه این حرفی که
سالهای اخیر میزنن که ما باید در ایران
رفراندوم بگذاریم بین
پادشاهی و بین جمهوری خب هر دوی اینها
مبتنی بر این هست که ایشون فرق بین
لگالیتی و لجیتیمی رو قائل نیست یعنی که
بین قانونی بودن یه کار و بین مشروع بودن
یه کار فرق هست هیچ کدوم از اینها مشروعیت
دموکراتیک نداره و حالا سؤال من این بود
که خب مشروعیت دموکراتیکو از بگذاریم کنار
مشروعیتش بر اساسی چی هست؟ یعنی آیا شما
به قانون اساسی مشروطه باور دارین؟ اگر به
قانون اساسی مشروطه باور داشته باشیم خب
شما میشید پادشاه شیعه یعنی طبق قانون
اساسی مشروطه شما میشید پادشاه شیعه و نه
تنها خود شما موظف هستید که تش نگهبان
مذهب تشیع و جامعه شیعی باشید همون طور که
خود محمدرضا شاه نقش بسیار مهمی داشت در
تقویت تشیع و اساساً اسلام جمهوری اسلامی
محصول دوران پهلوی هست
شما هم باید همین طور باشید یعنی شما
اولاً همه قوانینی که مزش شورای ملی تثبیت
میکنه باید به تأیید ۵ تا مجتهد برسه
یعنی در خود قانون اساسی مشروطه هم ما
شورای نگهبان داریم آیا شما به همه اینها
مرتظم خواهید بود خب بعید میدونم یعنی
بعید میدونم که آقای پهلوی بگه که من آره
همچین چیزیرو قبول دارم پس ما باید بریم
سراغ یک قانون اساسی جدیدی وقتی راجع به
قانون اساسی جدید صحبت میکنیم دیگه.
اونوقت آقای پهلوی با منی که رعیت ایران
هستم هیچ فرقی نخواهد کرد. شهروند ایران
هستم فرقی نخواهد کرد. یعنی اینکه ایش
اینکه ایشون فرزند آخرین پادشاه ایران
بوده هیچگونه حقی برای ایشون ایجاد
نمیکنه که در تدوین قانون اساسی در هیچ
چیزی میشه یک شخصیت سیاسی مثل بقیه
شخصیتهای سیاسی ولو اینکه ما حالا
هر دیدگاهی راجع بهش داشته باشیم یعنی
ایشون حقش هست که فعالیت سیاسی بکنه همون
طور که حق بقیه است خب بعد یه نکته مهم
گفتم خب خب شما
پادشاهی در هیچ جای دنیا
به اصطلاح مشروعیتش
به آرای عمومی نمیتونه باشه چون که آرای
عمومی زمانی
مشروعت که شما بتونید یعنی
غیر از آرای عمومی شما باید بتونید یک
مبنای مشروعیت برای خود سلطنت و معنی بدید
به سلطنت در همه دنیا از ژاپن گرفته تا
آمریکای لاتین همه جا در اروپا در حالا
ایران که خودش جای خودشو داره
مشروعیت سلطنت به مذهب هست یعنی مذهب و
سننامه تنسه رو بخونید دین و دولت دو
برادرن و این همیشه چرا
خود رضا شاه محمدرضا شاه اینها همه
خودشونو پادشاه شیعه میدونستن برای ترویج
شیعه فعالیت میکردن به به اصطلاح نهاد
مذهب کمک میکردن همین این آستان قدس رضوی
که الان میبینید یکی از بزرگترین
به اصطلاح بنگاههای تجارتی تجاری در
خاورمیانه است و در حقیقت بازوی مالی آقای
خامنه این هست و در حقیقت اگر موشک و بمب
و اینجور چیزا ساخته میشه بخش عظیمش با
این پول هست این آستان قدس رضوی زمانی که
محمدرضا شاه پهلوی
به تخت بر تخت سلطنت ت نشست کاملاً
ورشکسته بود کاملاً ورشکسته بود و این
افتخار محمدرضا شاه پهلوی بود که من این
آستان قص رضوی رو تبدیل کردم به یک مجموعه
عظیم مالی و خب در رونق دادن به
مجموعه موقوفات حرم امام رضا اینا
نقش ایشون بسیار برجسته بوده حالا کاری به
این ندارم من سؤال کردم که شما چطور
میتونید پادشاه ایران بشید و در در عین
حال با روحانیت که همواره مشروعیت
سلطنت مشروعیت پادشاهی همواره با روحانیت
بوده یعنی چه زمان هخامنشیان و ساسانیان
چه زمان آلبویه چه زمان
صفویه چه قاجاریه چه زمان پهلوی سلطنت
پادشاهی مشروعیتش به نهاد روحانیت و به
دین بوده خب شما الان میخواید با جمهوری
اسلامی مبارزه کنید یعنی شما میخواید با
میخواید یه حکومت سکولار برقرار بکنید.
حکومت سکولار توجه داشته باشید که هرگز
محمدرضا شاه پهلوی و رضا شاه پهلوی هر
دوشون طرفدار مدرنیزاسیون جامعه ایران
بودن و از مدرنیته و مدرن مدرنیزاسیون
دفاع میکردن ولی هرگز کلمهای راجع به
سکولاریسم بیان نکردن. یعنی هرگز برنامه
خودشونو به اصطلاح سکولار کردن جامعه
ایران اعلام نمیکردن. نمیشه یک پادشاهی
که مشروعیتش رو به با مذهب هست طرفدار
سکولاریسم باشه و ولی همین کنفرانسی که
ایشون رفته اخیراً خب میدونید که علیه
سکولاریزمه دیگه این کسانی که در آمریکا
مخالف سکولاریسم هستند الان همپیمان با
آقای پهلوی هستن یعنی آقای پهلوی از طرف
کسانی حمایت میشه که مخالف سکولاریسم هستن
مخالف جدایی دین از دولت هستن این این ب
برای برا من جای تعجب نداره ولی
ایشون به من گفت که من اگناستیک هستم.
اگناستیک یعنی کهه کسی که نمیدونه خدا
هست یا نه. یعنی حتی ایشون به وجود خدا هم
ایمان نداره یا باور نداره. منتها خدا رو
انکار هم نمیکنه. یعنی میگه من نمیدونم.
به اصطلاح قدیمیا میگفتن لا ادریگراست.
یعنی میگه من نمیدونم که خود من نمیتونم
اثبات بکنم که خدا وجود داره یا وجود
نداره. بسیار خب. ولی کسی که همچین
عقیدهای داره این قراره به چی قسم بخوره؟
شما ببینید پادشاهی پدر ایشون قسم خورده
قسم پادشاهی سوگند پادشاهی یاد کرده شما
یک مملکت به چی داره قسم میخوره و و این
اون قسمی که شما میخورید مبنای
مشروعیتتون هست شما قراره به چی قسم
بخورید ببینید الان در آمریکا که ما دیگه
دموکرات و سکولارتر از آمریکا که نداریم
ولی شما رئیس جمهور که باشید دستتون
میذارید رو کتاب مقدس شما میخواید عضو
کنگره بشید شما میخواید فرم فرموندار بشید
شما بخواید مقاماتی رو مقامات دموکراتیک
رو کسب بکنید و دستتون بذارید روی کتاب
مقدس و به کتاب مقدس قسم بخورید و در
نتیجه پس چور چهجور میشه تصور کنید ما در
ایران میخوایم یه پادشاهی داشته باشیم که
این مذهبی نباشه این پادشاه ما قراره که
کاملاً سکولار بشه خب این نیازند یه
نظریهست نمیدونم چیز
محال یا نه اینا نظریهست دیگه یعنی شما
باید نظریهشو داشته باشید
چیزی نیست که ناممکن باشه. شما برای هر
چیزی باید نظریه داشته باشید. یعنی بتونید
به صورت علمی به صورت به اصطلاح روشمند
قانع کنید دیگران رو که به این دلیل ما
میگیم سلطنت. خب ایشون متأسفانه اساسا از
آدمهایی که فکر میکنن به شدتشون گریزانه.
خیلی چیز عجیبیه این. این من نمیدونم
واقعا چرا اینطور هست. حالا من میفهمم که
ایشون
[موسیقی]
یعنی کسانی که دورور ایشون هستن اصلاً
نمیتونن فکر بکنن.
آقای زندهیاد جواد طباطبایی خب میدونید
جواد طباطبایی یک مارکسیست بود از
مارکسیسم اومده بود به سمت محافظه کاری و
نظریه ایرانشهری ای داشت و ما با هم دوست
بودیم ۲۰ سالی میگفت که فکر که در همین با
آخری بود که واشنگتن اومد منزل من مهمون
من بود گفت که در پاریس یک جلسه گذاشتن که
من با آقای پهلوی صحبت صحبت بکنم و میگفت
که یه جلسه گذاشتن میگفت در جلسه ۳ ساعت
بود و این ۳ ساعت آقای پهلوی صحبت کرد
یعنی اصلاً اجازه نداد که من حرف بزنم شما
توجه بکنید یه کسی مثل سید جواد طباطبایی
که خب هم از نظر فلسفه سیاسی هم از نظر
موقعیتش هم از نظر اعتقادش به ایده
ایرانشهری و اینا چقدر میتونست برای آقای
پهلوی سودمند باشه چقدر میتونست به جریان
آقای پهلوی وزن بده ولی متأسفانه اینا
اینجورن دیگه البته این مسئله خانوادگیه
یعنی رضا شاه هم همین طور بود رضا شاه
زمان که میخواست به قدرت برسه خب همه
روشنفکرا همه کسایی که
چه وسا با او مخالف هم بودن از ملک و
شوهرا بهار بگیرید تا فروغی و دیگران
باهاش کار کردن اما به محض اینکه ق به
قدرت رسید هر کسی که فکر میکرد از اطراف
خودش تار و مار کرد. محمدرضا شاه پهلوی هم
همین طور بود وقتی که اوائل قدرتش نیاز
داشت
آدما رو تحمل میکرد بعد از ۲۸ مرداد دیگه
خدا رو بنده نبود دیگه آقای در همین سقوط
انقلاب ایران و سقط سقوط پادشاهی
یه بخشی هست که راجع به اقتصاد صحبت کردن
آقای دکتر عالیخانی که اساساً بنیانگذار
وزارت اقتصاد در ایران بود و اولین وزیر
زیر اقتصاد بود و کسی بود که اقتصاد مدرن
رو در ایران نقش مهمی داشت دریش
خب وزیر شاه وصیر اقتصاد شاه بود میگفت که
سال ۵۳ وقتی که
در قیمت دلار قیمت نفت بالا رفت ناگهان
جهش کرد در نوشهر ما یک جلسه گذاشتن همه
اقتصاددان دولتی
و
همه نظرشون این بود با شاه و همه نظرشون
این بود که این نقدینگی بالا که الان ما
داریم نباید وارد بازار بشه و باید این
جایی سرمایهگذاری بشه ولی شاه مخالف بود.
شاه شما اگر صحبتاشو گوش بکنین و بخونید و
اینها یا کسانی که باهاش کار کردن ایشون
خودش رو یک اقتصاددان میدونست. خودش رو
یک در زمینه مسائل نظامی و تسلیحاتی و نفت
و اقتصاد به هیچکس گوش نمیکرد و عملاً
همین باعث سقوطش بود. میخوام بگم که حتی
به اقتصاددانهای خودش گوش نمیکرد. یعنی
حتی به کسانی که در دولت خودش بودن گوش
نمیکرد. حالا منتقد که به کنار. آقای رضا
پهلوی هم اینطور هست. یعنی به کسانی که
واقعاً میخوان به ایشون کمک بکنن اگر اهل
فکر باشن تحمل نداره و نمیدونم که چه
چگونه میتونه ایشون موفق بشه و کسانی که
اطرافشون هستن متأسفانه
هی مرتب ایشون رو از فکر و تفکر و
اندیشیدن و برنامه ریزی جداتر میکنن و از
ایشون در حقیقت یک پرچمی ساختن برای
کارهایی که کاملاً ضد سیاس ی هست و ضد
آزادی ضد ایران ضد دموکراسی ضد منافع ملی
حالا کاری ندارم