نکته دیگر این هست که یک توهمی ایشون داشت
در مورد انقلاب که الان در مورد
پر کردن خلا قدرت هم داره. ببینید ایشون
فکر میکرد که من در اون مصاحبهای که در
واشینگتن اینستیتیوت چند سال پیش بود
مناسبت ۴۰ سالگی انقلاب با ایشون کردم و
آنلاین هست میتونید ببینید. اولین سؤالی
که از ایشون کردم این بود که شما میخواید
در ایران انقلاب کنید در حالی که ۴۰ سال
پیش در ایران انقلاب شده و این انقلاب
موفق شده حالا شما از رهبر انقلاب قبلی چه
چیزی میآموزید؟ ولی متأسفانه ایشون فقط
به دوستان نادانشون گوش میدن. یعنی مثل
شخصیتهای سیاسی نیستن که از دشمنانشون
همونقدر بیاموزن که از دوستان دا دان
دانا. ولی ایشون متأسفانه محاصر با دوستان
نادان و اصلاً نه از دوستان چیزی میآموزن
نه از دشمنان.
آقای خمینی انقلاب به وجود نیاورد.
آقای خمینی یک انقلابی که در جریان بود رو
رهبری کرد. ف تفاوتش به آقای پهلوی اینه.
آقای پهلوی میگه که من میخوام رهبر بشم.
تصورش بر این بود که من میخوام رهبر بشم
که انقلاب بشه. یعنی فکر میکرد که این ما
الان مشکلمون داشتن رهبره. اگه رهبر باشه
رهبر میتونه انقلاب به وجود بیاره. خب
خیلی هم زور زد و خب میدونیم که نتیجهش
اینه که پایان این
رویای رهبر انقلاب تمام شد
در مورد
جنگ هم همین تصورو میکنه یعنی اینکه
اولاً فکر میکنه که
اسرائیل بخواد
میخواد یا میتونه با حمله نظامی جمهوری
اسلامی رو ساقط کنه خب هر چقدر در سوریه
این اتفاق افتاد حت حتماً در ایرانم میفته
و بعد فکر میکنه که ایشون میتونه با
یعنی قرار نیست که نیروی نظامی وارد ایران
بشه دیگه قبول داریم که قبول قرار نیست که
مثلاً مثل عراق یا مثلاً افغانستان
نیروهای نظامی خارجی وارد یه کشور بشن
حکومتو از دست حاکمان بگیرن بدن به دست یک
عده دیگه قراره حمله نظامی بشه فقط ویران
بشه فرض کنید که حالا هرچی هرچی ویرانی
بشه و حکومت همینطور خودبهخود سقوط کنه خب
اولاً مثلاً اینه اینکه توهمه همچین چیزی
اتفاق نمیفته بعد حالا گیرم که این حکومتم
سقوط کرد شما بعدش میخواین چیکار کنین
یعنی میخواین این هواپیما بگیرین یعنی
بگن در تهران بگن بله در اثر حملت نظامی
اسرائیل به ایران جمهوری اسلامی ساقط شد
مثلاً خامنهای مرد نمیدونم فلان فلان شد
چند نفر مثلاً ۲۰۰۰ نفر رهبران ایران مردن
یا ۱۰ هزار نفر حاکمان ایران مردن الان
تموم شد خب الان آقای پهلوی قراره که با
ققنوس
با اعضای ققنوس یه دونه هواپیمای اختصاصی
بگیرن و در وصل برن تهران خب کجا میخوان
برن میخوان دقیقاً چیو بگیرن از کی بگیرن
یعنی مثلاً تو اون شما تصور یعنی تصوری
دارید از نیروهای نظامی در ایران یعنی
میدونید که ما حدود نیم میلیون فقط اعضای
سپاه پاسداران داریم یا مثلاً چه تصوری
راجع به ارتش ش دارین مثلاً چه تصوری راجع
به نیروهای امنیتی دارین؟ یعنی فکر
میکنید که آره میان کلید مثلاً تسلیحات
موشکی یا نمیدونم کلید مملکت کلید زندانو
میدن به شما اسلحه رم همه میدن به شما
میگن بفرمایید در کاخ نیاوران و از اینجا
حکومت کنید خب من فکر میکنم که آقای
پهلوی حالا میگم که مشاوران ایشون مباشرن
اونا حرجی براشون نیست ولی آقای پهلوی من
فکر میکنم که دچار واقعاً
یک بیماری اوتیزم عقلی و سیا سیاسی شده.
اوتیسم یعنی در خودنشستگی
و میدونید که کار فیلسوفان همیشه این هست
که فرق بین حماقت و فرزانگی رو نشون بدن و
اصلاً حماقت یک موضوع فلسفیست. من قبلاًم
صحبت کردم. بنابراین من این کلمه رو به
عنوان توهین به کار نمیبرم. با عنوان
توصیف به کار میبرم. یعنی ایشون انگار که
در دنیای تخیلی به کار میبره. از دوستان
تقاضا میکنم یک مقالهای هست در مجله
نیویور که سال ۹۲ منتشر شده از سیمور هرش.
و اونجا راجع به شخصیت شاهزاده و روابط
شاهزاده با سیآیای مفصل نوشته و یک مقاله
بسیار خوبیست و جالب اینه که میگه که در
داستان فکر کنم توس بود یادم
نیست کدوم داستان که میگه که در سیآیی
نقشه نقشه یکی از سناریوها این بود که با
آقای پهلوی وارد ایران بشن در حمله تبس و
یا در حمله که کردن برای آزادی گروگانها
گروگانها رو آزاد کنن و کودتا بشه و
ایشونو بکنن پادشاه گفت ایشون ۶ ساعت به
این توضیحات فرماندههای نظامی و افسران
سیآیی نشون داد بعد اولین سؤالی که کرد
گفت اگه شکست خوردیم چهجوری در بریم
خب ما با یه همچین شخصیتی مواجه هستیم که
در
یک در حقیقت یک شاهزاده
[موسیقی]
نافرهیخته و نیاموخته و به رغم میل خودش
یعنی با
اصرار و ابرام مادرشون ملکه شهبان پهلوی
وارد سیاست شدن و واقعاً اصلاً نه سیاستو
میدونن نه میخوان و خب تو یه رودرواسی
تاریخیه دیگه حالا این اتفاقاتم میفته
بنابراین تصوری که از انقلاب داشتن
اونقدر کودکانه بود تصوری هم که از جنگ
دارن انقدر کودکانهست