به هر حال
دوستانی از من پرسیدن که ما الان در شرایط
کنین باید خوشحال باشیم یا ناراحت باشیم
بریم طرف
خامنهای یا بریم طرف اسرائیل قرار نیست
که شما طرف دوگانههایی درست نکنید که خلق
ذهن شماست و شما رو در
یک موقعیت
نابخردانه قرار بده ما بین دوگانه
خامنهای اسرائیل نیستیم که یا خامنه
انتخاب کنیم یا اسرائیل رو یا جمهوری
اسلامی رو یا حمله نظامی همچین دوگانهای
وجود نداره. بلکه ما بهجای اینکه خوشحال
باشیم یا به جای اینکه ناراحت باشیم باید
یاد بگیریم که مسئول باشیم احساس مسئولیت
بکنیم به هیچ وجه مسئله خوشحالی یا بدحالی
نیست بلکه مسئله
احساس مسئولیت هست نسبت به چی؟ نسبت به
خود ایران نسبت به اینکه اولاً ایران قرار
نیست که از دست یک حکومت ظالم
به اصطلاح رها بشه به بهای ویران شدن و
نابود شدن و از بین رفتن جان انسانها. من
خودم شنیدم با گوشهای خودم که برخی از
این سلطنتطلبا میگن که حتی بمب اتمی هم
اشکال نداره بزنه دیگه. در نهایت ۲۰۰ ۰۰۰
نفر میمیرن. یعنی درکی از
بمب اتمی و درکی از جان انسانها و اصلاً
هیچ وجود نداره. یعنی واقعاً بعضی از این
سلطنتطلبها حاضرن که به قدرت برسن ولو
به قیمت کشته شدن میلیونها انسان. الانم
خودشون در تبلیغاتشون همین کارو میکنن
دیگه. در تبلیغاتشون که رسماً میگن که ما
پدر یعنی با مشکلشون با ایرانیهاست.
اصلاً با مشکلشونم با مخالفان جمهوری
اسلامی بیشتر. و از مخالفان جمهوری اسلامی
بیشتر در هراسن تا از به اصطلاح بسیجیها
و
یعنی اینا رو رقیب خودشون میدونن
متأسفانه
و میگن که ما آره ما اگر ب به اسم به قدرت
برسیم پدر شما رو درمیاریم حسابتونو کف
دستتون میگذاریم نمیدونم یا به چپیا فحش
میدن یا به آخوندا فحش میدن یا به دیگران
به هر حال این فاجعه بسیار بزرگیست که
آقای پهلویر در حقیقت رهبری یک جریان
ممکنه خیلی کوچیک باشن ممکنه کلاً ۱۰۰ نفر
بیشتر نباشن مهم نیست هزار نفر یا ۱۰ هزار
نفر یا ۱۰۰ هزار نفر یه جریان فاشیستی که
صدای خیلی بلندی دارن دیگه طبیعتاً جریان
فاشیستی یکی از ویژگیهاش اوباشیگریست
و خب اوباشیگری یا لمپنیسم یکی از
مهمترین ابزارهای
جریانهای فاشیست ویژگیهای جریان فاشیست
ستیست که زبان اوباشو دارن ادبیات اوباشو
دارن برخورد اوباشو دارن با فکر و اندیشه
و تدبیر و نمیدونم سیاستورزی هیچ نسبتی
ندارن
کورکرن سرسپردن ذوب در حالا یک طرف که ما
اوباشهای ولایتو داریم اونا ذوب در ولایتن
این طرف اوباشهای سلطنتو داریم که ذوب در
سلطنتن به هر حال هر دو اینا اوباشیگریست
متأسفانه کنه و وقتی هم که ما بحث از
فکررو به اصطلاح تفکر میکنیم اینا میرن
مثلاً یه مجلههایی درمیارن مثلاً همین
افکار توهماتی که عرض کردم همین خرافها و
توهمات رو میخوان مثلاً با زبان علمی بیان
بکنن یعنی زمان شاه تفاوتی که بین زمان
محمدرضا شاه و زمان خود رضا شاه بود این
بود که در زمان رضا شاه و محمدرضا شاه سعی
میکردن که روشنفکرها رو ساواکی کنن و این
ممکن بود ولی آقای پهلوی میخواد ساواکیها
رو روشن فکر کنه این نمیشه این امکان
نداره نمیشه ساواکیها رو روشن فکر کرد و
ایشون متأسفانه یه مقدار از یعنی کسانی که
ایشون تلاش میکنن روشنفکر کنن اینا
ساواکین و خب نمیشه اینا به دردش نخواهند
خورد در نهایت از توش همون شب و مییمخ درد
Eh