یک مسئله مهم که وجود داره اینه که
تاریخ
و همه چیزی که ما به عنوان جهان هر چیزی
که در جهان انسانی هست زبانه یعنی وقتی که
یک
کلمهای نیست وقتی که یک گفتمانی وجود
نداره یعنی اون چیز وجود نداره
ولی برای ما اینطوری نیست برای ما حقیقت
غیرزبانیست به همین دلیل همیشه هر در
برابر غرب هر موقع که ما دیدیم که یک چیزی
اونجا هست که مایع حسرت و مایع تمنا و
خواهش ماست و ما نمیخواستیم اعتراف بکنیم
به نداشتنش ما همیشه ادعا چه ایرانگراها
چه اسلامگراها این کاملاً مشترکه بینشون
ادعا کردن که ما اینو داشتیم منتها به این
اسم نبوده یعنی به این اسم نمیخوندن در
نتیجه میتونیم ما اونوقت از به اصطلاح
نوشته کوروش رو طرفدار حقوق بشر بنامیم
میتونیم ایران باستان رو اونوقت با
اوصافی مثل عدالتخواهی و مثل نمیدونم
عقلگرایی و اینجور چیزا توصیف کنیم
میتونیم در تاریخ خودمون در حقیقت هر
چیزی که غربیها میگن رو پیدا بکنیم.
میتونیم برشونیم تاریخ معماری بنویسیم،
تاریخ نام هنر بنویسیم، تاریخ جامعه
بنویسیم، تاریخ دولت بنویسیم، تاریخ قانون
بنویسیم. با این توجه که ما این قانونی که
میگیم این قانونیست که از جنس قانون
غربیهاست ولی خیلی بهتر از اونه. یعنی در
حقیقت ما در یک حالت کاملاً ریاکارانه هم
محتاج به غرب بودیم و هم تظاهر میکردیم
که اونچه که غرب داره آنچه خوددا چیز
بیگانه نباید تمنا بکنه این هم در زمان
شاه بود و امروزه هم این ناسیونالیسم
دوباره به اصطلاح سر برآورده و
به عنوان یک مرحله بعد از جمهوری اسلامی
یا بعد از این جمهوری اسلامی داره داره
تبدیل به یک
به اصطلاح تصور عمومی میشه اما اینو قبلاً
باید توضیح بدم که ناسیونالیسم این شکلی
یعنی ناسیونالیسم در حقیقت اقتدارگرا
یه مربوط به ایران نیست الان نه گ نه در
گذشته نه الان یه بخشی از جریان عمومی
جهانی بوده یعنی الان در اروپا هم و در
آمریکا هم ناسیونالیسم اقتدارگرای راست
افراطی دقیقاً مثل مال ناسیونالیسم ما در
حال گسترش هست. ترامپ میگه ما باید عظمتی
رو که آمریکا داشته برگردونیم. یعنی چیزی
در گذشته آمریکا بوده که بسیار عظمت بشه و
اون باید برگرده. در اروپا هم همین طور
سیاستهای ضد مهاجر، سیاستهای ضد جهانی
شدن اینا همه مربوط به یه ناسیونالیسمیست
که ما یه جزئی از اون هستیم. بنابراین
حالا در یه جلسه بعد باید اینو در چارچوب
جهانی دید.