جنگ رسانه ای میدان را برای جنگ نظامی آماده میکند؛ این پروپاگانداست که اول آغاز میشود و بعد جنگ نظامی

من مدت‌هاست که خیلی دوست دارم راجع به پروپاگان صحبت کنم گاهی هم کمایش کردم ولی در موقعیت‌های بحرانی مثل الان وضعیت خودمون بیشتر آشکار میشه یعنی اینکه چه میز یعنی بحران‌ها معمولاً یک موقعیتی برای آزمودن داشته‌ها و نداشته‌ها بدی‌ها و خوبی‌ها و توانایی‌ها و ناتوانیی‌های انسان یا جامعه هستن و اونچه که در این ۱۰ روز گذشت واقعیتش اینه که منو بیشتر نگران کردم از جامعه ایران تا از اسرائیل یعنی کاری که اسرائیل می‌کنه اولاً خیلی آشکاره همه دارن می‌بینن تلفاتش مشخصه و قطعاً موقته تموم میشه ولی اون تأثیری که پروپاگاندا می‌گذاره اولاً این پروپاگانداست که اول آغاز میشه بعد جنگ به اصطلاح نظامی و بمب صورت می‌گیره. در حقیقت جنگ رسانه‌ای میدان رو آماده می‌کنه برای جنگ نظامی. پس اگر جنگ نظامی هست به دلیل اینکه اون یه پروپاگانی کاملاً موفق شده که کار خودشو انجام بده و همچین چیزی رو ممکن کنه و ثانیاً پروپاگان در حقیقت بر خلاف هواپیما و موشک که از آسمون میباره بر زمین و آدم و خونه و نمیدونم تأسیسات پروپاگاندا ذهنو بمبار می‌کنه ذهن آدم‌ها ها یعنی هدفش خسارت‌های مادی نیست بلکه خسارت زدن به توانایی قضاوت اخلاقی قضاوت عقلانی و فهم آدم‌هاست یعنی در حقیقت مثل این میمونه که چشم شما در برابر چشم شما یک دودی غلیظی بلند بشه که شما نتونید هیچی ببینید چشتون بازه ولی نتونید چیزی ببینید منتها مشکل کار اینه که پروپاگاندای صنعته مثل صنعت سینما ما و ما در حوزه تجارت صنعت ادورتایزمنت داریم که صنعت بسیار مهمیه در آمریکای دنیا که تبلیغ مگیم بهشون میگیم آگهی بازرگان حالا خب این صنعت ادورتازمنت یک چیز عجیب غریبیه هم از نظر انواع و اقسام دانش‌ها و تکنیک‌هایی که به کار میگیرن هم از نظر به اصطلاح پیچیده شدن نوع بوروکراسی اقتصادیشون و [موسیقی] به اصطلاح موفقیتشون در ثروت ایجاد کردن پروپوگاندم همین طوره یه صنعته یعنی اینکه یه چیز خیلی پیچیده‌ایست مثل مثلاً فرض کنید من دارم از لپتاپ اپل استفاده می‌کنم دار به اصطلاح دارنده این هستم ولی هیچ کاری نمیتونم درباره این لپتاپ انجام بدم اگر یه ذره به اصطلاح اشکال درش ایجاد بشه یعنی چیزی ازش سر درن نمیارم نمی‌دونم این کارایی که دارم باشه انجام میدم اینا از نظر فنی چگونه قابل توضیحه. ما در جهانی زندگی می‌کنیم که مدام میره به این سمت با شتاب زیاد یعنی جهان داره هی پیچی پیچیده تر و پیچیده تر میشه و وابستگی ما به انواع و اقسام نهادها و تکنولوژی‌ها و مناسبات اقتصادی و سیاسی بیشتر میشه. اما از اون طرف ت به اصطلاح شکنندگی ما در برابر شناخت و فهمیتی که درش هستیم و نحوه که اینا در زندگی ما تأثیر می‌گذارن و میزانی که ما رو به کنترل خودشون درمیارن و هدایت میکنن داره کمتر میشه یعنی با گسترش تکنولوژی دیجیتال خب الان دیگه قبلاً در هر در هر خونه تلویزیون بود الان هر آدمی ممکنه اصلاً چند تا دیوایس داشته باشه و هم تولید رسانه‌ای به شکل جهیشی افزایش پیدا کرده و هم مصرفش. اما به همین میزان کسانی که کاربر این دست‌ها هستن مدام در برابر پیشرفت این دستگاه‌ها احساس جهالت بیشتری می‌کنن. یعنی هر دستگاه که میاد بعد از ۶ ماه باید دوباره یاد بگیری اینکه چهجور کار می‌کنه چیزای به اصطلاح جدیدش چیه ویژگیهای جدیدش چیه نمی‌دونم و این باعث شده که در آمریکا یک نظرسنجی شده بود یعنی آمار گرفته بودن حدود بیش از ۸۰د مردم در آمریکا در حدود ۱۵د کمتر از ۱۵د کارکردهای دستگاه‌ها رو بلدن و استفاده می‌کنن واقعیش بلد نیستن یعنی نمیدونن که چی هست و در زندگیشون خیلی نقشی نداره و برای یاد گرفتن هیچ وقت ندارن در نتیجه که ما رو احاطه کرده و هم فیزیک بدن ما و هم تمامی احساسات درونی ما و طرز فکر ما رو می‌سازه این جهان داره خیلی وحشتناک‌تر میشه اگر بهش توجه کنیم منتها آدمای عادی به خاطر اینکه ملموس نیست و نمی‌بیننش درک نمی‌کنن که این قل و زنجیری که بر دست پای ما هست و در خلوت ما در خواب ما در تنهایی ما چنان ما رو اسیر خودش کرده که هرگز هیچ اربابی نمی‌تونست بکنه این داره روز به روز این قلنجی بیشتر و سنگین‌تر میشه و در نتیجه مقاومت در برابرش بسیار سخت‌تر به همین دلیل که می‌بینید دنیای امروز دنیاییست که در دو سه دهه قبل همین تکنولوژی دیجیتال باعث تضعیف دموکراسی‌ها شده باعث تضعیف نهادهای مدنی در دنیا شده باعث به اصطلاح سست شدن پیوندهای اجتماعی شده به تنش‌ها و تضادهای سیاسی و فرهنگی دامن زده و در نهایت به به اصطلاح قدرت تندروها و به اصطلاح حالا راست رادیکال یا انواع دیگه رادیکالیسم داغن‌تر و آدم‌ها بسیار عصبان‌ترن، خشمین‌ترن، ناراضی‌ترن اما در برابر تغییر از موجود خودشون رو ناتوان‌تر می‌بینن. این که در ایران می‌بینیم خب در همه جا هست. این فقط جنبش حالا سبز یا جنبش محسن نبود که سرانجام نرسید. جنبش وال استریتم نرسید. جنبش‌های عربی هم به جایی نرسیدن. در هنگکنگ هم این اتفاق نیفتاد. این به دلیل اینکه انسان‌ها در برابر دولت‌ها در برابر شرکت‌ها در برابر دستگاه‌های امنیتی و اقتصادی بسیار بسیار توانایی اندکی دارن و اونها می‌تونن با یک هزینه به اصطلاح بودجه خیلی معقول کارای خیلی بزرگ بکنن مثل روسیه که در دوره اول ترامپ از راه فیسبوک توانست در جریان انتخابات مداخله کنه دیگه الان لازم نیست که آدم‌ها رو بگیری ببرین زندان تا کاری که دلتون می‌خواد براتون انجام بده. می‌تونی یه کاری بکنی که او بدون اینکه بفهمه و بهعکس فکر کنه که اون کاریست که دلش می‌خواد ولی در حقیقت به سود شما عمل کنه. اون به سمت دلخواه شما عمل کنه. ‏Yeah.