اگر هیتلر نبود، الان اسم ایران، ایران نبود، پرشیا بود

ببینید دوست عزیز هویت ملی یه چیز جدیده هیچ موقع در تاریخ ایران هیچکس نگفته من ایرانیا و هویت ملی برای خودش قائل نبوده که حالا یه ذرهشم مربوط به اسم خلیج فارس باشه کلمه ایران به عنوان کشور زمان رضا شاه به جای پیژیا گذاشته شده اون موقعی هم که گذاشتن بخشنامه وزارت خارجه رو که می‌بینید به سفرای ایران در کشورهای مختلف ایران گذاشتن به خاطر اینکه که ما از نژاد آریایی و آرین تلقی بشیم و با اون موقع چون رابطه رضا شاه و هیتلر خیلی خوب بوده در حقیقت ما میخواستیم در نژادپرستی هیتلری سه باشیم بنابراین یعنی اگر هیتلر نبود الان ایران نبود پرژیا بود یا به فرانسه پخس بود بنابراین انقدر رو این اسما خیلی چیز نکنید خیلی اینا اینا چیز جدیده ما چیزی به به نام تمدن ایرانی نمی‌فهمیدیم چی هست. اینا غربیا اومدن گفتن تمدن یعنی چی؟ ایران تمدن داشته؟ زبان پهلوی چی بوده؟ ابن سینا کی بوده؟ فارابی کی بوده؟ شهر سار چی؟ صرف اینکه من در خاک ایران به دنیا اومدم که اتوماتیک که من تمدن با تمدن به دنیا نمیام که گذشته ایرانو ما اصلاً نمی‌شناختیم. هزار سال هیچکس هیچ حرفی از فردوسی نزده. یه دونه کتاب شرح بر فردوسی ننوشته یعنی اینا که شما دارین میگین اینا قصه‌هاییست که همه اصل جدید ساختیم هیچ موقع شما این قصه‌ها که میگین هیچ ایرانی در طول این ۵۰۰۰ سال برای خودش تعریف نکرده بنابراین همین واقعیت یعنی به واقعیت برگردیم به واقعیت به اکنون برگردیم یعنی یه ذره از این داستانسراییا بیایم بیرون زبان فارسی هم در ایران زبان فارسی هیچ موقع رسمیت یافتن زبان فارسی مال عصر جدیده. این زبان فارسی که الان صحبت می‌کنیم این زبان کاملاً جدیده. در ایران اقوام متفاوت با زبان‌های متفاوت صحبت می‌کردن. شما اول شاهنامه هم ببینید خسرو ۳۰ زبان یاد گرفت. یعنی برای اینکه با مردم خودش صحبت بکنه خسرو باید ۳۰ تا زبان یاد می‌گرفته. یعنی شاهزاده‌های ایرانی باید ۳۰ تا زبان یاد می‌گرفتن تا مردم خودشون صحبت بکنن. این موقعیت رسمیت یافتن زبان فارسی. اینکه زبان فارسی ما رو نجات داده. ما الان ایران نبودیم حال چی بودیم مثلاً الان تو مثلاً یه نفر در یونان به دنیا میاد باید بگه من وارث ارسطو افلاطونم ایناست که همین نابالغی همین چیزاست دیگه که مصر الان وضعیتش چهجوریه یا نمی‌دونم هند وضعیتش چهجوریه یا یونان که اصلاً تمدن غرب مال یونانه وضعیتش چهجوریه حالا یه نفر در ایتالیا باید به دنیا بگه من وارث امپراتوری روم این این حرفا شوخیه واقعاً یعنی شوخی نیست چیزه این نابه سامانیه نابه حنجاریه اینها بیماری‌های روح ایرانیه که هیچی نداره به چیزی که ابن سینایی که من اصلاً نمی‌دونم ابن سینا کی بوده چی بوده خارجیا اومدن ابن سینا رو کشف کردن ما در ایران چیزی به نام ابن سینا نمی‌شناختیم کتابای ابن سینا به فارسی ترجمه نشده اولین کسی که کتاب ابن سینا رو یکی از کتابای ابن سینا رو ترجمه می‌کنه به فارسی فرویه ما اعرابیو نمی‌شناسیم این کتاباشونو ایرانیا چاپ نکردن ایران کتاباشونو خارجیا چاپ کردن سهروردی رو کرن و ما شناسونده گفته سهروردی کیه اینا شوخیه واقعاً اینکه من در یه جایی به دنیا اومدم که ۵۰۰۰ سال پیش اینجا مثلاً تمدنی بوده اون تمدن مال من نمی‌کنه من به چیزی که خودم نساختم نمی‌تونم افتخار بکنم ببینید ما یکی از مشکلاتی که داریم اینه که مفاهیمو همه رو نادرست می‌فهمیم دیگه یه چیزی هست به نام فرهنگ فکر می‌کنیم فرهنگ یه چیزیه مثل گنجینهست مثل مثلاً این قصر نور کوه نور هست توی بانک مرکزی توی به اصطلاح مرکز جواهرات و فلان یه جواهرخونه بزرگه اسمش فرهنگه ما اینم مال ماست مثل مثلاً یه پول زیادی داریم ما یه گنجه باز فرهنگ این نیست فرهنگ یعنی که شما چیزی بشوید کالتیویت کنید شما چیزی بشید ما متأسفانه فاقد فرهنگیم به این معنا یه چیزایی داریم دیگران ساختن با کوروش به من چه ربطی داره کورش آدم بزرگی بوده ولی من در بزرگی کوروش هیچ نقشی ندارم که من در بزرگی ابن سینا که هیچ نقشی ندارم من تمدنی بوده تموم شده من در به وجود اومدن اون تمدن نه نقش داشتم و نه در حفظش نقش داشتم به چی دارم می‌نازم دقیقاً چی مال منه یعنی سؤال اصلی اینه که چی مال منه یعنی صرف اینکه من در این نقطه جغرافیایی به دنیا اومدم یه سری تاریخ وم فرهنگو می‌کنه مال من نه اون‌هایی که ادوارد براون ادبیات ایرانو می‌شناخته نه من کرمن فلسفه ایرانو می‌شناخته نه من و هزاران هزار مستشرق و خاورشناس که اومدن اصلاً زبان ما می‌تونستیم زبان پهلوی بخونیم تا زمان خانری تا ۷۰ سال پیش زبان فارسی دستور زبان نداشته آقا کی به ما گفته دستور زبان بنویسید این خارجیه به ما یاد یاد دادن غربیه به ما یاد دادن به چیزی که نه یاد گرفتن خوبه ولی بدونیم که به چیزی که نه یا نداریم یا اینکه مال منه یعنی چی مال منه هویت منه یعنی چی هویت ایرانی یعنی چیه من به شما میگم خ کلمه ایران به عنوان اسم کشان مال زمان مال ۱۰۰ سال از عمرش نمی‌گذره هنوز اونم با دلایل کاملاً نژادپرستانه داشته یعنی یه مقداری بیایم پایین یه مقداری بیایم رو اکنون ببینیم چی داریم ما این زبان فارسی که ما حرف می‌زنیم سعدی بیدار بشه از قبر بلند بشه نمی‌تونه بفهمه این زبان فارسی از ما قطعاً نمی‌تونه بفهمه بنابراین تاریخ نگاه بکنیم ببینیم کیا این زبانو حفظ کردن کی گفته که زبان فارسی ما حفظ کردیم کی گفته ما کی هستیم ما یعنی چی یعنی ۹۰ میلیون ایرانی حفظ کردن آ مثلاً ک که که در کشورهای دیگه زبان‌های دیگه حفظ حفظ میشه مثلاً اونا ما چه برتری بر اونا داریم اینم که زبان دین چیز آمده در ایران آمده دین آمده عرباها آمدن نتونستن زبانو حفظ بکنن این به دلیل این بوده که ایران امپراتوری بزرگی بوده امکان تغییر دین و امکان تغییر زبان به راحتی نبوده پراکندگی بوده جاهای دیگه خیلی کوچیک‌تر بودن جاهای دیگه وقتی که شما میفتن وقتی که اسلام از جزیرةال العرب اومده بیرون اومده جاهایی که خیلی کوچیک بودن به راحتی عوض کرده تغییر داده ایران به دلیل که یه امپراتوری بزرگ بوده ایران ه هنوزم که هنوزه یک زبان نداره هنوزم که هنوزه یک قوم نداره هنوزم که هنوزه نتونستن یک به اصطلاح نژاد یا یک قوم یا یک زبان نتونسته مسلط بشه بر بقیه همیشه این تنوع وجود داشت بنابراین نکته همینه که اصلاً بگید هویت چیه و این هویت به چه درد ما می‌خوره اگر قراره که این هویتو بسازیم برای اینکه هی بشینیم به اونچه که داریم بنازیم اگه می‌خوایم بنازیم به اونچه که داریم برای چی می‌خوایم مدرن بشیم اصلاً این درد مدرن شدن ما چیه؟ چرا ۱۰۰ ساله حالا گیر دادیم می‌خوایم مدرن بشیم اگه همینقدر ما نازم و قشنگیم و خوبیم و پرفکتیم و اینا برا چی می‌خوایم مدرن بشیم مدرن شدن یعنی اونچه که هستی نباشی مدرن شدن یعنی اونجا که هستی حرکت کنی مدرن شدن یعنی از خونه خود رفتن بیرون نه اینکه تو خونه خود چسبیدن این سبک ما این سبک ما مدرن میشیم مدرن شدن وارونهست یعنی ما به جای اینکه وقتی می‌خوایم می‌خواستیم مدرن بشیم تازه فهمیدیم یه ایران باستانی داریم که اون از همه اونجا بهتر بوده یعنی مدرنیزاسیون ما با یه ناسیونالیسم کاملاً جزمی و به اصطلاح متعسبانه و تخیلی کاملاً پیوند خورده خواستیم مدرن بشیم یه ایرانی هم ساختیم اون عقب که از همه بهتر بوده اصلاً اون ایرانه که به این همه چیزو یونانیا از ما گرفتن غربیا از ما گرفتن اصلاً ما اصلاً افتخارمون اینه که همه از ما گرفتن باید معلوم نی خودمون چرا اینقدر بدبختیم یعنی ما انقدر به عربا بعد میگیم معلوم نیست چرا خودمون ا مسلمونا ما رو بدبخت کردن تنها انقلاب اسلامی دنیا تو ایران به به وجود اومده تنها حکومت دینی در دنیای اسلام در ایران به وجود اومده ما یعنی این تناقضا رو نمی‌بینیم دیگه تناقضا رو نمی‌بینیم و این فاجعهست باید شلاقو برداریم بر گرده این توهم‌ها و به اصطلاح خیالات کودکانه بزنیم یه ذره بیایم رو زمین یه ذره بیایم رو زمین و ببینیم که کجا هستیم ما در اکنون و اینجا زندگی نمی‌کنیم وگرنه نمی‌رفتیم دبی هم فحش بدیم به عربا هم حسرتشونو بخوریم هم اونجا بیزنس بکنیم هم ایران بکنیم اینا مال یک شخصیت پریشانه دیگه در ببینید می‌بخشید اولاً من یه نکته‌ای رو خدمتتون عرض کنم من راجع جا شخص شما صحبت نکردم این ترتی رو شما فرمودید اولاً نام زمانی که نام ایرادی دلیلش آقای فخی مایکتون لطفاً ببندید آره مطلبی خطاب به بنده فرمودن آقا مه حالا اجازه بدید من صحبتو بکنم بعد شما پاسخ بنده رو یه نکته‌ای رو من میخواستم عرض کنم با اجازه جناب آقای بابک ببینید دوست عزیز نام ایران تغییر کرد نه بخواد ایران به زبان در آقا اینکه من شما گفتم این بخشنامه اجازه بدین بخشنامه وزارت خارج چاپ شده من از بخشنامه رو براتون گفتم الان برید گوگل کنید بخشنامه وزارت خارجه به به سفارتخونه‌های ایران در خ دقیقاً تصریح کرده همین نکته‌ای که گفتم اگر دقیقاً ولی ببینید دلیلش این نبوده به خاطر اینکه ایوان نگفتم دلیلش چی بوده گفتم آقای آقای محترم ببینید شما آقای محترم من میگم بخشنامه وزارت خارجه ج دلیلشو این شمرده یعنی برای اینکه بگه حالا دلیل واقعی تو سر رضا شاه چی بوده من نمی‌دونم ولی در در وزارتخونه گفتن به خاطر اینکه ما الان مثل چی اسمش نژاد آریایی بشیم مثل آلمانی‌ها ما الان خوبه که اینو بکنیم ایران و از این دستور بدیم همه ایران استفاده بکنن این توجیهشو این که این گفتن حالا دلیل من بخشنامه رو نگاه نمی‌دونم ولی در واقع چیزی رو که من از افراد مختلف دیدم و نوشتم این بوده ایران از اقوام مختلفی تشکیل شده آقای محترم می‌دونم اینا رو اینا رو می‌دونم و ولی من بحثم سیاسیه ببینید بحثم سیاسی من اول صحبتم رو بکنم بعد شما پاسخ بدید دوست عزیز یه لحظه بدید ببینید ایران به عنوان کشوریست که از اقوام مختلف تشکیل شده چون ما فارس داریم آذری زبان داریم لر داریم ترک داریم عرب داریم تمام کشور اقوام مختلف دیگه در واقع اگر ف رو فقط به نام پرژا که فارس سرزمین فارس می‌خوندن در واقع در واقع یه شکلی بود نادیده گرفتن اقوام دیگر بود به خاطر اینکه چنین چیزی نباشه خب چرا ۴۰۰۰ سال نادیده گرفته بودن چار ۴ هزار سال نادیده گرفته بود از عدل ما ما متوجه شدیم که ایران چند ق به اصطلاح زبانهن تمام ببینید در به قول معروف قومی که اکثریت رو داشتن در واقع این بوده و در این شرایط تشریبات در شرایط زمان مدرن تصمیم گرفته شد که زبان فارسی زبان رسمی کردن تمام اقوام دیگر هم احترام گذاشته باشه نامی رو بگذاریم که فراگیر باشه و همه ما رو در بر بگیره شما اشکالی نرین می‌بینید دوست عزیز نه من که اشکالی نمی‌بینم که من که با اسم ایران مش نه من چون شما بحث تاریخی داری می‌کنم کسی که به اقوام احترام نذاشت همون رضا شاه بود دوست عزیز این شوخی رو نکنید زبان فارسی رو زبان رسمی کردن زبان دیگه رو ممنوع کردن با اقوا اجازه بدید برادر من عزیز من من مخالف نیستم من من مخالف نیستم شما برای من تو به اصطلاح استدلال من با شما همنظرم ولی در توضیح این وضعیت می‌خوام بگم که بحث اقوام و احترام به اقوام و احترام به زبان‌ها نبود حالا بحث زبان فارسی رو بذاریم برای یک پرس نه اینم یک مسئله ببینید شما الان برمی‌گردین به فرنوسی به ۱۰۰ سال اق اشعارشو ما می‌خونیم کاملاً برای ما قابل درکه فکر می‌کنیم قابل در ما فکر می‌کنیم فرهنگ ما سازگاری داره شما برگردید حتی زبان انگلیسی رو که مال ۲۰۰ سال پیش ۳۰۰ سال پیش نوشتن بعضی وقت‌ها خود انگلیسها در خوندنش مشکل پیدا می‌کنه می‌دونید می‌دونید چرا ما فردوسی رو میخونیم در واقع زبان ما ببینید ما ببینید یک ببینید اینکه ببینید هویت یک مسئله‌ای هست حتی آفریقایی تبارها ها احتمالاً الکسی یه کتابی در این رابطه نوشته به نام هویت درسته که آفریقایی تبارها که در آمریکا بودند اومدن رفتن در آفریقا و جستجو کردن هویت باقی خودشون که ما از کجا اومدیم ما یه علف حرض نبودیم که در آمریکا درست شدیم هویت برای هر انسانی در واقع مهمه اگر انسان‌ها دچار بحران هویت میشن که در واقع اگر ندونند از کجی ریشه‌هاشون از کجا اومده؟ ما نمیگیم با داشتن این ریشه‌ها با این تمدن‌ها شروع کنیم فخرفروشی و در واقع دیگرانو نادیده گرفتن و به نگاه تحقیر آمیز به همسایگانمون داشته باشیم به خاطر اینکه ما یه تمدن قدیمی‌تر هستیم. نه همه این تمدن‌ها بخشی از تمدن بشری هستن در واقع ولی خب در این منطقه ما می‌تونیم بگیم که آقا ما یک ملتی بودیم با اقوام با یک چنین شرایطی در واقع کوروشی رو داشتیم که در واقع به هر حال یک چنین آز آزادی‌های بشر رو در چند هزار سالش پیش به رسمیت برده شناخته خب امروز یک جمهوری اسلامی داریم که شرایط ما متأسفانه به این گونه در آقای آقای دوست عزیز دوست عزیز اینا همه قصه‌هاییست که ما امروزه آره اینا همه قصه‌هاییست که ما امروزه ساختیم دیگه اینا من حرفم همینه اشکال نداره ما انسان‌ها با قصه می‌سازن اصلاً تمام اش نیست اینا واقعیت مش عارش که افسانه نیست نه نه قصهست آره قصهست تاریخ قصهست همین اگه اجازه بدید عبور کنیم بله اجازه بدین من یه نکته رو بگم آقای دوست عزیز ببینین تا زمانی که شما تاریخ رو واقعیت میدون دونید اینو بهش میگن نابالغی یعنی شما فرقی بین تاریخ و واقعیت قائل نیستید و ف نمی‌دونید که تاریخ قصهست هیستوری ازز استوری یه قصه‌ایست که ما درباره گذشتمون میگیم گذشته مطلقاً در دسترس ما نیست و گذشته همواره یک سرزمین ناشناخته است هر هم هر همواره یک سرزمین بیگانهست هم هیچگاه ما نمی‌تونیم به گذشته برگردیم این عدم درک تاریخی یعنی این یعنی مشکل ما این نیست که تاریخ نداریم. مشکل ما اینه که درک تاریخی نداریم. درک تاریخی یعنی کهه من بتونم بین تاریخ که من قصه‌ایست که ما آدما میگیم و گذشته فرق بگذارم و فکر نکنم که گذشته همون تاریخه. همین که شما میگید حقوق بشر. حقوق بشر کی به ما یاد داد؟ حقوق بشر چیه؟ این صحبتها همه نشون دهنده همون به اصطلاح عدم درک تاریخیه. علت اینکه ما فردوسی رو می‌فهمیم در اینکه درک تاریخی نداریم دیگه. اگه درک تاریخی داشتیم متوجه می‌شدیم که فردوسی رو نمی‌فهمیم یعنی فردوسی وقتی میگه به نام خداوند جان و خرد خداوند و جان و خرد به معنایی که ما امروزو به کار ببریم فردوسی نمی‌تونسته به کار ببره بنابراین ما شکاف‌ها فاسق گسست‌ها رو می‌دیدیم اینکه ما فکر می‌کنیم همه چیو میفهمیم گذشتمون مثل روز آشکاره و عین واقعیته درست همین منشأ ریشه اصلی مشکلات ما همین واقعیتو نمی‌دونیم چیه در نتیجه قصهی که خودمون میگیم راجع به واقعیت یا تصورات خودمونو واقعیت می‌پنداریم. مشکل ما در حقیقت همین واقعیته. یعنی ما در همون واقعیتی که غربیا زندگی می‌کنن یا در همون واقعیتی که خیلی از ملتهای دیگه زندگی می‌کنن زندگی نمی‌کنیم. ما تو واقعیت نیستیم. مسئله همینه. ما نقد می‌کنیم برای اینکه برگردیم به واقعیت. برگردیم به زمان حال. برگردیم به اونجا که زیر پامون زمین هست وگرنه آره کوروش حقوق بشر گفته اینا قصه‌هاییست که فقط می‌تونه آدم رو به خواب مرگواری فرو ببره بله ‏Yeah.