چرا هرودوت تاریخ ایران را مینویسد ولی ایرانی ها تاریخ خودشان و هیچ کس دیگر را نمی نویسند؟

خب ببینیم که حالا من اونچه که می‌خوام بگم اینه که ما نتونستیم درک کنیم که تمایز ما با غربی‌ها این نیست که اون‌ها یه چیزی دارند به نام تاریخ و ما هم یه چیزی داریم به نام تاریخ که تاریخ ما با تاریخ اون‌ها متفاوته تاریخ ما بر تاریخ اونها تأثیر گذاشته درست مثل اینکه شما یک چه می‌دونم یه خونه‌ای رو یه عمارت بسیار باشکوهی رو تصور کنید که این مال ماست ولی و از عمارت غربی‌ها بزرگتره بسیار باارزشتره نمیدونم مصالحی که درش به کار رفته بسیار گرونتره مسئله ما این نیست که تاریخ ما متفاوته با تاریخ اونها و حالا خوبه یا بده بلکه مسئله اساسی که ما بهش کمتر توجه کردیم اینه که بینش ما بینش تاریخی ما متفاوته یعنی درکی که ما از تاریخ داریم و درکی که ایرانی‌ها حالا چه در دوران باستان چه در عصر کنومونی از زمان دارن و امروزه در علوم مختلفی در آنتروپولوژی انسانشناسی و رشه‌های مختلف می‌دونیم که تفاوت ملت‌ها به اون چیزی نیست که به دست آوردن بلکه به نوع نگاهیست که دارن و اونچه که به دست میار دارن در حقیقت حاصل نوع نگاهیست که به چیزها دارن. یعنی شکلی که می‌فهمن، شکلی که زندگی می‌کنن تعیین می‌کنه اون چی روزی که اون چیزی رو که در عمل متحقق میشه. بنابراین فرق غذای ایرانی با غذای مثلاً ایتالیایی در این نیست که اونا پاستا درست می‌کنن ما مثلاً کله پاچه در اینه که در نوع نگاه ما به غذا فهم ما از طبیعت فهم ما از خوردن فهم ما از آشپزیست این درک متفاوت اونوقت اینه که این درک متفاوت چیزیست که اونوقت ما رو می‌بره به فهم تحولات تاریخی به صورتی که دیگه اشخاص و نیت افراد و آدمای خاص آنقدر تأثیر ندارن که ساختارهای بسیار بنیادی یک فرهنگ و و شیوه‌های الگوهای فکر کردن و عمل کرد زندگی کردن فرهنگ‌ها یعنی فرهنگ‌ها رو میشه تقسیم‌بندی کرد نه بر اساس اینکه الان پول دارن یا پول ندارن یا نمی‌دونم مهربونن یا مهربون نیستن بلکه بر اساس اینکه الگو از الگوهای متفاوتی از فکر کردن پیروی می‌کنن. بنابراین اگر ما اینجوری ببینیم یعنی به جای اینکه ببینیم ایران تاریخش چیه و این تاریخ بچسبیم به این تاریخ به عنوان بنیاد هویت ببینیم ما ایرانی‌ها چگونه به تاریخ نگاه می‌کردیم یعنی درک ما از تاریخ چه بوده و چه تفاوتی با درک مثلاً یونانی‌ها داشته به تاریخ اونوقت برای ما این سؤال پیش میاد که این درک یونانی از تاریخ چگونه بوده که به پیدایش یک کسی به نام هرودوت می‌انجامه که می‌تونه تاریخی بنویسه که اون تاریخ نه فقط به اصطلاح بنیاد تاریخنگاری رو تا امروز بنا می‌گذاره بلکه در در یونان بلکه در کل جهان یعنی الان اون چیزی که ما به نام تاریخنگاری علمی می‌شناسیم در حقیقت آغازگاهش هرودوت هست و چرا هرودوت می‌تونه یک منبعی باشه برای ما ایرانی‌ها برای اینکه بدونیم در دان ایران باستان چه گذشته. چرا هرودوت تاریخ ایرانی‌ها رو می‌نویسه؟ ولی ایرانی‌ها نه تنها تاریخ خودشونو نمی‌نویسن که تاریخ یونانی‌ها و ملت‌های دیگرم نمی‌نویسن. چرا ما الان بخوایم کوروش رو بشناسیم؟ میریم کتاب گزنفون رو می‌خونیم و به اون ارجاع میدیم. چرا ما از دست هرودوت عصبانی میشیم که چرا فلانجا از شکست ایرانی‌ها صحبت کرده و همون هرودوت رو ستایش می‌کنیم به خاطر اینکه مثلاً فرض کنید شکل حکومت ایرانی‌ها رو بسیار تحسین کرده یعنی ما چرا مثل یونانی‌ها تاریخو و مثل غربی‌ها تاریخو ننوشتیم و به یاد نمیاریم ولی یه یه چیزی داریم به نام تاریخ که بیش از اون که تاریخ باشه یا تمدن باشه یک جوهر ثابت یست که مثل یک جواهرات جواهرات مادی ما می‌تونیم در دنیای امروز هویتمون رو و اصالتمونو بر اساس اون تعریف کنیم. خب می‌دونید که تمدن اسلامی بعد از اینکه جمهوری به اصطلاح بنیادگرای اسلامی به قدرت می‌رسن و جمهوری اسلامی درست میشه و اون ایدئولوژی اسلامی هم کمکم جذابیتشو از دست میده ما یک ناسیونالیسم ورژن جمهوری اسلامیشو داریم و اون ایران اسلامیه یعنی کلمه ایران اسلامی ساخته جمهوری اسلامیست بعد از پایان جنگ و در حقیقت زوال ایدئولوژی جذابیت ایدئولوژی اسلامی و ایران اسلامی چیزی بود که سعی می‌کرد اون ایدئولوژی رو که الان مقبولیت خودشو از دست داده بود با یک نقاب و لعاب ایرانگرایی کاملاً کاذبی بپوشونه و می‌بینید که ایران رو آقای خامنه‌ای می‌خونه و آقای پهلوی می‌خونه و دیگرانم می‌خونن یعنی ناسیونالیسم میشه مهمترین در حقیقت دستاویزی برای مشروعیت دادن به گرایش‌های سیاسی و این مسئله در حقیقت تبدیل می‌کنه ایران‌گرایی رو یا ناسیونالیسم رو به یک نوع مذهب جدید. یعنی مذهبی که شما باید بهش اعتقاد داشته باشین. نمی‌تونین راجع بهش بحث بکنین. نمی‌تونین راجع بهش نقد بکنین. نمی‌تونین شما یک تصوری داشته باشید از ایران که نشه باهاش یک حکومتو مشروعیت داد که نشه باهاش به اصطلاح یک موقع موقعیت امتیاز اجتماعی به دست آورد و همه اینا رو ما از خودمون می‌دونیم. ‏M.