وخامت وضعیت سردبیری در تلویزیون اینترنشنال

در بی‌بی سی در حالا رسانه‌های ایران که به کنار در جاهایی که من کار کردم میگه خدمت شما عرض می‌کنم تجربمو در بی‌بی سی یک بخش فارسی بیبی بی سی یه بخشیست از بیبی بی سی جهانی و بیبی بی سی جهانی خب از نظر [موسیقی] روزنامه نگاری و از نظر برادکستینگ یا پخش صدا و تصویر از کهنترین نهادها در جهان هست. که مخصوصاً بخش آموزشش خیلی مهمه و یعنی یک مکتبیست در بی‌بی‌ سی در روزنامه‌نگاری و در زمینه آموزش روزنامه‌نگاری خب یه سابقه طولانی داره و این آموزش رو در اختیار ببخشید این آموزش رو در اختیار به اصطلاح رسانه‌های جهان قرار داده و میده یعنی رسانه‌هایی که می‌خوان تازه درست بشن یا رسانه‌هایی که بخوان آموزش بدن از بخش آموزش بی‌بی سی استفاده می‌کنن و بهار بخش غنی و سابقه‌ داریست و روزنامه نگاران برجسته‌ای اونجا پرورش پیدا کردن، تدریس کردن، کار کردن و بر اساس همین تجربه هست که یک ادیتوریال گایدنی داره یعنی یک راهنمای سردبیری داره اون راهنمای سردبیری به شما میگه که اصول روز اصولی که این رسانه از نظر روزنامه‌نگاری بهش پایبنده چه اصولیست؟ مثلاً فرض بکنید که شما نمی‌تونید یکی از اصول روزنامه‌نگارانه این هست که شما نمی‌تونید با یک آدم جنایتکار تروریست یا مثلاً فرض کنید یه کسی که آدم ربایی کرده یه کسی که یه جنایتی رو انجام داده و پلیس دنبالشه مثلاً یا یک کسی که کار تروریستی کرده یک عملیات تروریستی انجام داده شما نمی‌تونید باهاش به صورت زنده مصاحبه کنید یکی از اصول روزنامهنگاری این هست یعنی به خاطر اینکه این ممکنه که جان آدم‌های دیگه رو به خطر بندازه یا اینکه شما نمیتونید با کسی مصاحبه کنید و با علم به اینکه مصاحبه با او می‌تونه جان اون رو به خطر بندازه. مثلاً فرض کنید من می‌دونستم که در زمانی که کار می‌کردم که فلان کس اگر با ما صحبت بکنه خب ممکنه اطلاعات اذیتش بکنه یا به هر حال به نوعی دو دچار مشکل بشه. حتی اگر او هم تمایل داشت ما باهاش حرف نمی‌زدیم به خاطر اینکه وظیفه ما این بود که جان کسی رو به خطر نندازیم یا اینکه چه زبانی رو به کار ببریم زبان به کاربرد یعنی شما در به اصطلاح زبان روزنامه نگاری نباید از عرف رسمی سیاسی عدول بکنه مثلاً فرض کنید من از صدام حسین بدم میام ولی نمی‌تونم توی خبر بگم صدام حسین جنایتکار بلکه باید بگم صدام صدام حسین رئیس جمهوری عراق و حتی نمیتونم بگم صدام حسین دیکتاتور عراق و همین طور در نسبت دادن القابی مثل تروریست و اینا یه سری به اصطلاح قواعدی هست اما یک جاهایی هست مثل وی یک جاهایی هست مثل حالا ایران اینترنشنال که به جای قواعد یعنی به جای ق به اصطلاح آیین‌نامه سردبیری یا راهنمای سردبیری خود سردبیرا تصمیم می‌گیرن. یعنی قواعدی نیست که شما بر اساس اون قواعد مشترک باشه. حالا اون بخش فارسی بر اساس قواعدی باید کار بکنه که بخش‌های دیگه کار می‌کنن. مثلاً فرض کنید بخش حالا عربیشون که بسته شده یا بخش دیگه اون شبکه جهان ولی در وی ایران اینترنشنال چنین چیزی وجود نداره. من راجع به وی سال‌ها تحقیق کردم. و از طرف دولت آمریکا یه مدتی موظف بودم که مانیتور کنم ۲ سالی براشون ریپورت نوشتم با یه گروهی در حقیقت کار کردم و اونجا نشون دادم که مشکل ویو اصلاً جهت‌گیری سیاسیش نیست یعنی این نیست که مثلاً شما طرفدار این هستین یا طرفدار اون هستین مشکل اینه که شما از نظر حرفه‌ای از نظر حرفه ژورنالیسم متعهد به اصول ژورنالیسم نیست و خب حالا میگم ۲ سال ما من مسئول تیمی بودم که گزارش بود در مورد ایران اینترنشنالم همین هست در مورد ایران اینترنشنال حالا داستان یک چیز وخیم‌تری از این هست خب ابتدا که ایران اینترنشنال راه افتاد خب یک رسانه جدید من هیچ مخالفتی ندارم با اینکه پول این رسانه رو کی داده باشه اون موقع بحث بر سر این بود که حالا اسرائیل میده نمیدونم عربستان سعودی میده که هنوزم که هنوزه شفافیت مالی نداره ایران اینترنشنال حالا برای من خیلی این مسئله مهم نیست و می‌تونم بفهمم که حالا در شرایطی که ایران این شکلی هست شاید نتونن منابع مالیشون رو آشکار بکنن من این رو به عنوان یک به اصطلاح مشکل عمده تلقی نکردم هیچ موقع و از ابتدا به عنوان تحلیل‌گر با این‌ها صحبت به اصطلاح همکاری کردم م بدون اینکه هیچ موقع عضوشون باشم یا قراردادی باهاشون داشته باشم و در حقیقت امید داشتم گرچه از اون دوره اولیهش خیلی دوره خیلی غیرحرفه‌ایتر از الان بود کمکم یه ذره از نظر پروداکشن و تولید حرفه‌ایتر شدن و از نظر جهتگیری‌های سیاسی خب من خیلی باهاشون اختلاف داشتم اختلاف من هم بیشتر با به اصطلاح کسانی بود که اینها سابقه روزنامهنگ نگاری داشتن مثل خود آقای پرنچی در بیبی بی سی و زمانی که اینا مثلاً در بیبی بی سی کار می‌کردن کارشون کار حرفه‌ای بود ولی وقتی که آمدن در ایران اینترنشنال انگار که این چیزی بود که کمکم من متوجه شدم و الانم که من این رو میگم فقط و فقط به خاطر اینکه که یعنی بیشتر نه فقط و فقط اینکه الان دارم این حرفو می‌زنم به خاطر اینکه در شرایط خاصی هستیم یعنی وقتی که از بایکوت کردن ایران اینترنشنال حرف می‌زنم اگر ما در دوران جنگ نبودیم نمی‌گفتم بایکوت کنیم بنابراین چون در شرایط خاصی هست هم هستیم دارم این حرفو می‌زنم کمکم برنامه‌ها به سمتی پیش رفت که معلوم شد که این تلویزیون اساساً درست شده برای اینکه جمهوری اسلامی رو به هر قیمتی بکوبه به هر قیمتی بکوبه و اسرائیل و آمریکا و کسانی مثل مثلاً گروه‌هایی مثل مجاهدین خلق رو و به ویژه سلطنت طلب‌ها رو به هر قیمتی بزرگ کنه. یعنی مثلاً همین ایران اینترنشنال بود که گزارش مستقیم مراسم مجاهدین خلقو می‌داد. سخنرانی مریم رجوی رو مستقیم پخش کرد. اینها خب خیلی آزار دهنده بود ولی من همیشه تلق به اصطلاح تصورم این بود یا به اصطلاح پرنسیپ من این بود که خب ما در یه دنیای رسانه‌ای فارسی دنیای خیلی محدودیه و درست مثل توییتر که شما میاین در یک فضایی که خیلی سالم نیست ولی خب میاد شما حرف خودتونو می‌زنید و ممکنه اون پای حرف شما ۱۰۰ تا فحش و بعد بیرا هم بهتون بگن ولی براتون مهم نیست شما حرف خودتونو می‌زنین و ولو و اینکه مجبور بشید که کلی مزخرفم بخونید در یه فضای به اصطلاح فضای رسانه‌ای رو من اصلاً گلخانه‌ای نمی‌دیدم و نمی‌بینم. به همین دلیلم من وقتی میرم در بی‌بی‌ سی صحبت می‌کنم به این معنا نیست که همه برنامه‌های بی‌بی‌ سی رو قبول دارم یا همه همه کسایی که اونجا کار می‌کنن باهاشون موافق هستم یا با همه سیاست‌هاشون خط مشیاشون موافقم یا اینکه ما ما نوع دعوت کردن از مهموناشون اصلاً به این معنا نیست. به این مض که من میخوام حرف خودمو بزنم و چاره‌ای نیست شما دیگه به اصطلاح هیچگونه ابزار دیگه و وسیله دیگه ندارید من اینترنشنالم همچین چیزی می‌دیدم در جریان ولی بعد دیدیم که من به این به اصطلاح واقعیت تلخ پی بردم که این‌ها مخصوصاً در جریان اعتراضها علیه محسا امینی این‌ها اساساً یک دستگاه پروپاگاندای ضد جمهوری اسلامیه. یعنی با صدا و سیما هیچ فرقی نمیک‌نه. منتها این صدا و سیما معکوسه. یعنی تلویزیون معکوس جمهوری اسلامیه و اساساً اینها من من اون موقع هم گفتم بارها و بارها گفتم این رو. این چیزایی که الان میگم هیچ کدوم جدید نیست. اینکه اعتراضها علیه محسا امینی رو این‌ها ۶ هت ماه همین طور به صورت بریکینگ نیوز یا خبر فوری و با یه دونه بنر پایینش تصویر می‌رفت که انقلاب ایران در انقلاب محسا در حال انجام شدن از انقلاب در ایران مدام این بحث انقلاب در ایران و خب و مجموعه‌ای از تصویرسازی‌های دروغ من یه بار در یه جلسه خصوصی بود توی واشنگتن اینستیتودم گفتم که اونچه که به عنوان اعتراضها شما می‌بینین این در تصویره مخصوصاً تلویزیون ایران اینترنشنال در به اصطلاح به انحراف کشوندن این جریان اعتراضها نقش مهمی داشت به خاطر اینکه شما کافیه واقعیتو نبینی واقعیتی که نبینی به گنبست می‌خوری و در پوشاندن واقعیت خیلی نقش داشت به نام زن زندگی آزادی به نام انقلاب ایران به نام نمی‌دونم آدم‌ها میومدن اونجا و به قول میرحسین موسوی ظل صاف نگاه می‌کردن تو چش در دوربین و دروغ می‌گفتن چیزی که نبود رو می‌گفتن مثلاً یه نفرو نشون می‌داد تو خیابون داره مثلاً شعار میده این میشد انقلاب در جریانست ‏S