یک نکته مهم اینه که روزنامهنگاری
مثل هر کار دیگهای یک اخلاق خاصی رو طلب
میکنه.
یعنی که شما مثل پزشکی میبینید، مثل
وکالت پزشکها وقتی میخوان پزشک بشن غیر
از اون دانش پزشکیشون یه سوگند اخلاقی هم
میخورن یا وکلا
یا قضات غیر از اینکه اون دانش حقوقی رو
به دست میارن باید یک سوگند اخلاقی هم
بخورن. در عالم روزنامهنگاری همچین
سوگندی وجود نداره ولی در عمل همچین تعهدی
قانونش هست. چرا؟ به خاطر اینکه رسانه
یعنی شما قرار هست که دیگران رو کسانی که
دسترسی ندارن به یک واقعیتهای رویدادها
اونها رو از واقعیتهای رویدادها آگاه
بکنید. یعنی شما بیانگر واقعیت هستید.
میگید که در فلان جا مثلاً میگید که
اسرائیل ساعت ۸ شب مثلاً به فلان جا حمله
کرد. این یک واقعیته.
بنابراین برای بیان واقعیت
شما باید بیان واقعیت یک اخلاقی میخواد و
اون اخلاق یعنی چی؟ یعنی اینکه شما همواره
باید در این کار بکوشید که صداقت داشته
باشید. اگر صداقت نداشته باشید شما واقعیت
رو اون اونگونه که دریافت کردید اون
اونگونه که دیدید یا اون اونگونه که باخبر
شدید بیان نخواهید کرد بنابراین اخلاق
روزنامهنگاری اخلاق حقیقته یعنی کهه من
به حقیقت
در هر شرایط ولو اینکه
یک وضعیتی رو میبینم که اصلاً به به
اصطلاح پسند من نیست خوش خوشایند من نیست.
وضعیتی میبینم که بسیار ناگواره. وضعیتی
میبینم که خیلی
خلاف خواستههای من هست. ولی من چون حقیقت
رو بر توهم، حقیقت رو بر خطا ترجیح میدم،
من همون واقعیت ناخوشایند رو گزارش
میکنم. این یعنی کهه شما درست مثل پزشک
هستید. پزشک مسئول
اخلاقاً متعهده که جان انسانها رو نجات
بده. حالا جان این انسانها ممکنه انسانی
باشه که در مثلاً در شرایط جنگی شما یک
زخمی از دشمن به دست شما بیفته. شما برای
پزشک دیگه اون نمیشه نمیتونه دشمن باشه.
پزشک اون زخمی دشمن رو دشمن زخمی رو همون
گونه باید معالجه بکنه که سرباز خودی رو
او متعهد به جان آدمهاست.
ژورنالیستم همین طوره بنابراین بین فلسفه
و ژورنالیسم هم ارتباط خیلی خیلی نزدیکی
هست اساساً
عصر مدرن در عصر مدرن هست که فیلسوفا
ژورنالیست میشن دیگه از ولتر بگیرین خود
کانت بگیرین و بعد تا عصر جدید بسیاری از
فیلسوفان یعنی تقریباً میشه گفت همه
فیلسوفان
ژورنالیست هستن یعنی راجع به مسائل
روز مطلب مینویسن در روزنامهها مینویسن
در مجلات مین مینویسن ها نارنت
آیشمند در ژور به اصطلاح اورشلمو که نوشت
در حقیقت گزارش روزنامه نگارانی بود میشل
فوکو اون گزارشهایی که راجع به ایران داد
در کره دلاسرا و در نتیجه رابطه خیلی
نزدیکی هست بین فلسفه و ژورنالیسم چون
فلسفه هم در جستجوی حقیقته و ژورنالیسم هم
در جستجوی حقیقته بنابراین یک تعهدی شما
دارین به ژورنالیست اگر به حقیقت و به
صدات در نتیجه
این اصله این یکی از به اصطلاح
پایههای اصلی ژورنالیسم هست این رکن
صداقت و تعهد به حق از طرف دیگه شما برای
اینکه این کارو بکنین باید بین خبر و بین
تحلیل بین
در حقیقت و نظر شخصی بتونید تمایز
بگذارید. اگر شما بین خبر و تحلیل و نظر
شخصی تمایز نگذارید یعنی که شما نمیتونید
درک بکنید که واقعیت چیه یا تصور آدما یا
برداشت آدما از واقعیت چیه و این اصلاً
یعنی کل کار شما رو زیر سؤال میبره. حالا
اگر شما به جای خ به اصطلاح یعنی آگاهانه
تحلیل خودتونو به عنوان خبر بگید یا نظر
شخصی خودتون یا کس دیگه رو به عنوان خبر
بگید یعنی شما در حقیقت
اخلاق ژورنالیسم رو نقض کردید خلاف اخلاق
عمل کردید