رسانه تبدیل شده ست به خدای عصر جدید

سولجنتسین که نویسنده معروف روسی هست و همه با کارهای او آشنا هستید یک سخنرانی داره در دانشگاه هاروارد که در حقیقت یک ش عنوان سخنرانشم هشدار به غرب هست سخنرانی معروفیه میگه که ما فکر میکردیم که رسانه‌ها این رو کسی میگه که در گولاک مدت‌ها زندانی بوده و در روسیه در زمان کمونیسم و کسیست که رمان او یکی از مجم الجزائر بلاک یکی از مهم‌ترین آثاریست که چشم جهانیان رو به واقعیت اونچه که در اتحاد جماهیر شوروی میگذشت آگاه کرد و سولجنتین میگه که ما تصور میکردیم که رسانه‌ها از این جهت مهمن و از این جهت به اصطلاح نوعی اعتبار متمایز و خاصی دارن که نظارت می‌کنن بر قدرت ولی چه کسی نظارت می‌کنه بر رسانه وقتی خود رسانه تبدیل شد به قدرت یعنی مثل همه قدرت‌ها دچار فساد میشه اگر نظارتی براش نباشه و الان پرسش این هست که چه کسی بر رسانه‌ها نظارت ارت میکنه واقعیت اینه که رسانه‌ها در دنیای ما تبدیل شدن به حیولایی که در حقیقت دولت‌ها و به اصطلاح روابط و مناسبات اقتصادی و سیاسی رو تا اندازه بسیار زیادی جهت میدن. این دولت‌ها نیستن که به رسانه‌ها جهت میدن بلکه این رسانه‌ها هستن که به دولت‌ها جهت میدن. خب الان دیگه در آمریکا دیگه ترامپ از توی توییتر بیرون اومد دیگه از این واضح‌تر نمیشه یا شما در ایران می‌بینید که با وجود اینکه اینترنت آزادی کامل نداره و و سایت‌هایی مثل همین توییتر یا اکس فیلتر هست رهبران ایران مقامات ایران از اینکه استفاده کنن از این به اصطلاح رسانه‌ها ها به هیچ وجه دریق نمی‌خورن و و نمی‌تونن بدون رسانه قدرت کنن. قدرت داشته باشن و اعمال قدرت کنن. بنابراین رسانه تبدیل شده به خدای اصل جدید. رسانه تبدیل شده به اون قدرت لایتناهی که انسان‌ها در دست او اسیر هستن. افکارشون رو شکل میده. سلیقه‌هاشون رو حتی راجع به خرد و خوراک و پوشاک و سبک زندگی شکل میده و این دیگه اون معصومیت و مظلومیتی که ما در درورش فکر می‌کنیم اصلاً وجود نداره. رسانه یک حیولاست و در نتیجه و از این طرف توانایی انسان‌ها برای فهم رسانه بسیار کاهش پیدا کرده. یعنی انسان‌ها در برابر فریب رسانه‌ای بسیار آسیب‌پذیرتر شدن در همه جای دنیا نه فقط در ایران این خاصیت خاصیت تکنولوژی دیجیتال و تکنولوژی تصویر هست که قدرت فریب دادنش انقدر پیچیده است و انقدر پیشرفته است که آدم‌ها برای اینکه ذهنشون رو در برابرش مسون بکنن نیازمند دانش ویژه‌ای دارن و این دانش ویژه مشکل اصلیش اینه که آدم‌ها نمی‌دونن که فریب دارن می‌خورن. یعنی آدم‌ها همه آدما فکر می‌کنن که دیگران فریب می‌خورن. حتی خود دولت‌ها با وجود اینکه دولت‌ها فریب میدن خودشون ولی همیشه فکر می‌کنن که دیگرانن که فریب می‌خورن. خود روزنامه‌نگاران با وجود اینکه خودشون فریب میدن ولی فکر می‌کنن که به خودشون فریب نمی‌خورن. در داستان روزنامه در تاریخ روزنامه‌نگاری وقتی که شما به داستان مطبوعات در جمهوری وایمانر پیش از پیروزی نازی‌ها در آلمان نگاه می‌کنید این رو بسیار تاریخان گفتن که سیاستمداران دروغ می‌گفتن و روزنامهنگ نگاران اون دروغ‌ها رو چاپ می‌کردن و فکر می‌کردن که اون‌ها می‌دونن این دروغه و مردم این‌ها رو باور می‌کنن در حالی که اولین کسانی که باور می‌کرد کردن اون دروغ‌ها رو همون کسانی بودن که دروغ گفته بودن و دروغ‌ها رو چاپ کرده بودن یعنی روزنامه‌نگاران و سیاست‌مداران بنابراین داستان خیلی پیچیده است و ما خب در ایران به دلیل اینکه آزادی بیان نداشتیم تاکنون این فقط این نیست که ما تجربه عملی آزادی بیان نداشتیم که از نظر فکری هم از نظر تئوریک هم با آزادی بیان آشنا نیستیم و فکر می‌کنیم آزادی بیان یعنی اینکه ما هر کس هرچی دلش خواست بگه آزاده که هر کی هرچی دلش خواست بگه و این میشه آزادی بیان و هر جا که دلش خواست بگه و همه به یکسان حق این رو دارن که راجع به همه چیز اظهار نظر کنن در همه