۲ سال پیش در همین شهر شهید پرور واشنگتن
ناگهان یک شبه یک عدهای از هموطنان ما که
۴۰ سال خودشون رو قربانی انقلاب میدونستن
ضد انقلاب بودن و اصلاً انقلابو یک فاجعه
میدونستن اسم انقلاب میومد میزدن
ناگهان شدن انقلابی یک شبه یک شبه شدن
انقلابی چرا به خاطر اینکه یک به اصطلاح
توهمی پیدا کردن که حکومت ناگهان خواهد
افتاد به این زودی خواهد افتاد پس اگر
بخواد بیفته بذار بگیم ما انداختیمش که
بعد بتونیم ما اون موقع مدعی چیزی بشیم به
قول اون عربه که ران ملخ انداخت تو آشق
بگیم الان شریک ولی بعد از این د سال که
اون هیاهوها انقلابها همه فیت شد حالا
درست عکس اون حالت یعنی از امید واحی به
رسیدن به استیصال واحی یعنی استیصالی که
یا ناامیدی که خود به اصطلاح خود کرده است
و انقدر مستعصلن که مخصوصا گاهی توی کلاب
هاوس من میشنوم عجیب غری توی رسانهها که
ما نمیتونیم بین یک
کسی که مثلاً فرض کن درست حرف میزنه
نمیدونم به مردم احترام فلان میگذاره
فلان کار نمیکنه و کسی که اینطور نیست
فرق نگذاری ما نمیتونیم بین پزشکی و
جلیلی فرق نداریم ما نمیتونیم بین احمدی
نژاد و خاتمی فرق نداریم درسته که جمهوری
اسلامی عوض نمیشه درسته که هیچ تغییر
بنیادی ایجاد نمیشه ولی ما تو ایران داریم
زندگی میکنیم بنابراین هرگونه تغییر جزئی
برای ما خیلی مهمه یعنی شروع میکنن به در
حقیقت توجیه کار خودشون یعنی مثل اینکه
آدم عذاب وجدان داره ولی هی سعی میکنه که
وجدان خودش رو بپیچونه و یه جوری
متقاعدش کنه که این کارو انجام بده در
حقیقت اون موقع یک امید واهی رو به اصطلاح
بهش نیاز داشتن برای اینکه فکر میکردن به
زودی میتونن یک فضای خالی رو از قدرت دست
پیدا بکنن و در نتیجه با این شور حسینی که
گرفته بودشون بتونن مدعی بشن الان هم این
عدهای که یعنی بارها و بارها هم افرادی
که میشناسم هم افرادی که نمیشناسم میگن
ما کسانی بودیم که در این جنبش محساام
فعالیت کردیم حتی برانداز بودیم
ولی الان میبینین که مملکت فلان میشه
نمیدونم
انواع و اقسام توجیهها رو میکنن و آقای
خامنهای هم داره میمیره این مرگ آقای
خامنهای
مثل همون داستان
ظهور امام زمانه دیگه یعنی جامعه رو به
شکل منفعل انفعال رو درش موجه میکنه.
یعنی دیگه لازم نیست حکومت به شما بگه با
من نجنگ با من
ستیز نکن علیه من قیام نکن شما خودتون به
خودتون میگید که خب من باید هوشار باشم من
باید خیلی عاقل باشم که این حکومتو بذارم
خودش بمیره بعد میت قدرتو دستم بگیرم تمام
این شگردهای روانی جزء به اصطلاح
کارکردهای خودفریبانه ذهن فرد و ذهن
اجتماعیست که کاملا کاملاً شناخته شده
است. یعنی هم در روانشناسی فرد و هم در
روانشناسی سیاسی، روانشناسی اجتماعی تمام
اینها ۱۰ تا تئوری داره و به شیوههای
گوناگون توضیح داده شده. نمونههای
گوناگون مثال زده شده. در نتیجه مسئله ما
هستیم. یعنی ما هستیم که نمیتونیم این
نوسانات عاطفیمون رو مهار بکنیم. اونوقت
برای اون نوسانات عاطفیمون یک جهتگیری
سیاسی میسازیم. یعنی من اگر فکر کنم
جمهوری اسلامی امروز فردا داره میره من
میگم من انقلاب اما اگه فکر کنم این حکومت
هرگز نخواهد رفت یا میشم اصلاحطلب یا میشم
من آدم غیر سیاسی میشم. یعنی این حس ما از
موقعیت کنونی بر
تصمیمگیری ما بر قضاوت ما تأثیر میذاره.
به عبارت دیگه
قدیم قبل از عصر جدید مخصوصا قبل از میچه
دانشمندان فکر میکردن که آدم
آدمها تصمیماتشونو بر اساس عقلشون
میگیرن و عقلشون میتونه
عواطفشونو و غرائضشون رو مهار کنه امروزه
میدونیم که بیش از هر چیزی عواطف ما هستن
که برای ما تصمیم میگیرن دوست داشتنمون
به اصطلاح بدنمون امیدمون عشقمون تنفرمون
خشممون نارضایتیمون ترسمون واهمهمون
دلحرم تمام اینا نقش بسیار مهمتری دارن
تا استدلالهای به اصطلاح منطقی تا تکیه
کردن بر شواهد
عقلانی محکمه پسند بنابراین ما اونچه رو
که میخواهیم موجه میکنیم نه اینکه بر
اساس اونچه که واقعیت و درست میدونیم
ارادهمون رو شکل بدیم پس باید خیلی مواظب
بود که
اونچه که جمهوری اسلامی رو تاکنون نگه
داشته توپ و تانک و چیزای دیگه نیست
تواناییش بر کنترل
کنترل و مهار افکار عمومیست یعنی تا زمانی
که جمهوری اسلامی بتونه افکار عمومی رو
کنترل کنه کنترل کنی یعنی چی هیچ
پروپاگاندایی هدفش این نیست که شما همه
تبدیل بشید به فدایی و بسیجی ذوب در ولایت
همچین چیزی و هدف پروپاگاندا نیست هدف
پروپاگاندا این هست که شما رو از عمل به
اصطلاح دقیق
علمیش وا بداره یعنی شما نتونید عمل بکنین
شما کی میتونین عمل بکنین در فلسفه و
روانشناسی ما به چیزی میگیم کنش که شما
خودتون انجام داده باشید یعنی یک فشاری از
بیرون شما رو به سمت اون عمل وا نداشته
باشه بلکه شما خودتون
اسپانتینیسیلی یعنی خودانگیخته بدون فشار
خارجی بدون کسی که شما رو از بیرون برانه
بدون کسی که برا شما تحمیل کنه اراده
خودشو شما تصمیم گرفتین این کارو بکنین
اینو میگن کنش در نتیجه کنش یعنی کهه چون
آزادانه است و چون بر اساس تصمیم شخص هست
همواره
میتونه متفاوت باشه و باید متفاوت باشه
یعنی در شرایط مختلف باید بر اساس اون
شرایط مختلف تصمیم بگیره اما اگر شما
واکنش نشون دادین یعنی یک حکومتی اومد
درست مثل پابولف سگ پابولف
ویژگیش چی بود؟ ویژگیش این بود که سه چهار
بار که پاولوف به این غذا نشون میداد و
این با دیدن غذا
میدونست که این غذا الان به او خواهد
رسید و میخوره اینو در نتیجه وقتی که غذا
رو به محض که میدید بزاق دهانش ترشح میکرد
و حتی اگر به اون غذا هم نمیداد یعنی کاری
کرده بود که اون سگ شرطی بشه یعنی در یک
واکنشی نشون یک کاری میکرد که اون واکنشی
رو انجام بده که همیشه انجام میده اون
واکنشی رو انجام بده که این میدونه اتفاق
خواهد افتاد.
حکومتها اگر بتوانن جامعه رو یا بخش
عمدهای از جامعه رو به سمت شرطی شدن سوق
بدن یعنی هر کاری که میکنن اگر پول میدن
اگر امتیاز میدن اگر یارانه میدن اگر رانت
میخورن اگر سرکوب میکنن همه اینها اگر در
جهت این باشه که بدونن بخشهای مختلف
جامعه چه واکن در چه شرایطی نشون خواهد
داد رسانههاشون چه خواهند گفت فلان گروه
سیاسی فلان قدرت خارجی چه واکنشی نشان
خواهد داشت؟ اونها جاشون خوبه جاشون
بسیار محکمه یعنی به دلیل اینکه میتونن
پیشبینی کنن واکنش شما رو در طول زمان
ابزارهایی که بتوانن خود رو در برابر
آسیبهای اون واکنش حفظ کنن همه اون
ابزارها رو دارن. خطر زمانیست که حکومت
ندونه شما چیکار میخواید بکنید. خطر
زمانی که شما عملتون در واکنش به حکومت
نباشه بلکه عمل شما بر اساس سنجش اندیشیدن
به موقعیت و تصمیم عقلانی برای
انتخاب بهترین گزینه برای عمل هست. یعنی
شما به عنوان یک آدم رشنال یک به اصطلاح
رشنال چویسه دیگه شما انتخاب عقلانی
میکنید. انتخاب عقلانی هست که حکومت رو
میترسونه. حکومت رو تضعیف میکنه بهخاطر
اینکه در موقعیتی قرار میده که نمیتونه
دیگه فکر بکنه. نتونه فکر بکنه نمیتونه
شما رو
مهار بکنه. نمیتونه خودش رو محافظت بکنه.
این شایعات نقششون این هست که جامعه رو به
واکنشهایی وا میدارن که برای حکومت
بسیار آشناست و حکومت کاملاً میدونه که
این مردم کجا دارن میرن و بنابراین تمام
این همه ملت ایرانم مخالفش باشن.
تمام ملت ایران نخوان سر هیچ کدام از این
حکومتیا باشه اصلاً مهم نیست مادامی که
کاری میکنن که اون حکومت
پیشبینی میکنه اون حکومت به به اصطلاح
عمداً انجام میده برای اینکه همچین واکنشی
رو دریافت بکنه ما موفقیت پروپاگاندا به
این هست این شایعات شایعات علیه خامنهای
شایعات علیه مجتبی شایعات همه اینها
مواظب باشید شما ممکنه که با نیت به
اصطلاح مخالفت با نظام کاری بکنید، حرفی
بزنید، شعاری بدید، قصهای رو نقل بکنید،
هر کاری منتها نیت شما همواره با نتیجه
شما سازگار نیست و چه بسا کارهای بسیار
بسیار وحشتناکی که آدمهای خوب کردن و چه
بسا آدمهای بدی که به کاری دست زدن که در
عمل پیامدهایی
پیشبینی نشده داشته برای اونها و خلاف
مقصودشون عمل کرده ولی همون طور که ماکس
ببر میگه تو اون
سخنرانی خود یا رسالت
علم میگه شما
نمیتونید بگید که من فقط مسئولیت
نیتمو دارم یعنی من فقط بر حسب وظیفه بر
اساس اونچه که فکر میکنم خوب هست عمل
میکنم به قول این ادب جمهوری اسلامی من
به تکلیف شرعیم عمل میکنم. نه شما
نمیتونید این کارو بکنید. این کار نه
سیاسیست نه اخلاقی بلکه شما همون طور که
راجع به نیتتون مسئولیت دارین راجع به
نتیجه هم مسئولین. یعنی باید فکر بکنین که
این کار من به چه نتیجهای خواهد انجام
مید. Yeah.