شایعاتی که شایعها خب خیلی موضوع مهمیه
بحث شایعه همه جا در حتی در کشورهای
دموکراتیک یعنی خود رومر یا
کانسپرسی تیوری نظ توطعه اندیشی نظریه
توطعه یا پرنیا یه شما بر اثر ترس واهمه
ناامیدی یعس استیصال ذهنتون شروع میکنه به
خیالوافی درسته که اون چیزی که فکر فکر
میکنین واقعیت نداره ولی خود خیالبافی
واقعیت داره. یعنی خود شایعات واقعیت
داره. خود شایعه یک تأثیری داره. شایعات
از واقعیت حکایت نمیکنن اما بر واقعیت
تأثیر میذارن. خب کسانی که شایعه رو
منتشر میکنن حتماً
شایعات از یک کانونی باید به وجود بیاد.
آدم فرد فرد تنهایی که به هیچ چیزی
پیوندی نداره. نه عضو سازمانیه نه عضو
حزبیه نه عضو رسانهایه اون که نمیتونه
شایعه رو در جامعه منتشر کنه بنابراین یک
شبکهای یک کانون قدرتی باید وجود داشته
باشه که این شایعات رو دامن بزنه مخصوصاً
اینکه شایعه مربوط به بیماری آقای
خامنهای تقریباً حداقل بیش از ۱۵ ساله که
مطرح هست پس یک جایی هست که این شایعات رو
داره پمپاژ میکنه تو جامعه
و به داستانپردازیهای مختلف دامن
میزنه. از اون طرف رسانههای مخالف
رسانههای جمهوری اسلامی که راجع به موضوع
صحبت نمیکنن. اما اینکه رسانههای خارجی
راجع به این موضوع مرتب حرف میزنن با کسی
امثال من حرف میزنن با کارشناسان صحبت
میکنن همه اینها به نفع جمهوری اسلامی
هست. یعنی اون کاری رو که نمیخواد از
طریق رسانه خودش انجام بده ولی دوست داره
که مردم باور کنن از طریق رسانههای خارجی
انجام بده. این یکی
از روشهای خیلی موفقیت آمیزشه. خب چرا
این شاد منتشر میشه؟ چرا وقتی که آقای
رئیسی خب ناغافل کشته میشه ناگهان یه بخش
زیادی از تحلیلگرای سیاسی اصلاً انگار که
آقای خامنهای تو این هلیکوپتر بوده شروع
میکنن به تحلیل کردن بر اساس این داستان
که بله آقای خامنهای هم ممکنه به زودی
بره پس حتماً در مورد ریاست جمهوری تجدید
نظر میکنه پس حتماً میخواد جریانو عوض
بکنه حتماً اهمیت میده به اینکه مردم چی
بگن. بنابراین این انتخاباتو باید خیلی
جدی گرفت. چون آقای خامنهای میدونه داره
اصلاً حیرتانگیز این تأثیری که دستگاه
تبلیغات جمهوری اسلامی بر آدمها داره
مخصوصاً بر کسانی که اسم خودشونو تحلیلیگر
سیاسی میذارن مثل من یا فعال سیاسین یا
روزنامه نگارن.
اونها بیش از همه تحت تأثیر
تبلیغات جمهوری اسلامی هستن. این
شایعات
به اصطلاح هدفهای متفاوتی داره اما برای
اینکه وقت شما رو نگیرم فقط به یک هدفش
اشاره میکنم فردا که راجع به انتخابات
صحبت کردیم در مورد انتخابات اینو ارتباط
میدم بیشتر و
حرف من مفهومتر خواهد شد. ببینید در
ایران نه حکومت قابل پیشبینیه نه مردم.
یعنی حکومت
شما شب خوابید
صبح پا میشید میرید پمپ بنزین میبینید که
قیمت بنزین دو برابر شد
شب خوابیدین صبح پا میشین میبینین که طلا
یا دلار انقدر مثلاً قیمتش رفته بالا پولی
که دارین تو جیبتون شب خوابیده بودین شب
نصف شده یک در
موقعیت ایران نوع نظام سیاسی در ایران
هیچ چیزی قابل کنترل نیست و هم حکومت
میتونه مردم رو غافلگیر بکنه، سورپرایز
بکنه و هم مردم حکومتو میتونن غافلگیر
کنن. وقتی که خانم محسا امینی بازداشت شد
و بعد این اتفاق براش افتاد خب این اتفاق
حتماً صدها بار در سالهای گذشته افتاده
به شکلای مختلف. ولی چطور اینجا این مورد
خاص موجب میشه که ناگهان یک رشته اعتراضها
شکل بگیره؟ هیچکس نمیدونه. اینها جزء
غافلگیریهاییست که در این سیستم وجود.
به خاطر اینکه ما از طرف مردم حزب نداریم.
از طرف مردم اسناد به اصطلاح اصناف
نداریم. از طرف مردم جامعه مدنی نداریم.
برنامه نداریم رهبر نداریم. پس همه چیز
ناگهانی نمیدونه از کجا جرقه میزنه و یک
جریانی رو میسازه. در حکومتم همین طوره.
در حکومتم شما یک رهبر دارین که خودش رو
دارای اختیارات مطلق میدونه و بقیه دیگه
براش مهم نیست. انتخاب محبوب مردم محبوب
مردم نیستن تا جایی که میتونه اینها رو
حداقل اجازه نمیده که به از خط ولایت یا
دایره ولایت خودش و اراده او خارج بشن.
میدونین که اینو تو پرانتز میگم. آقای
خامنهای یا رهبر جمهوری اسلامی تنها مقام
سیاسی هست که برای
به دست گرفتن این مقام سوگندی نمیخوره.
آقای خامنهای تنها
مسئولیست در جمهوری اسلامی تنها مقامیست
که سوگند یاد نمیکنه. شما در در ایران
قانون داریم که وکلا باید سوگند یاد بکنن
برای اینکه پروانه وکالت بگیرن. قاضی باید
سوگند یاد بکنن، پزشکها باید سوگند یاد
بکنن و شرمآورتر از همه این هست که در
سوگندنامه
قضات
سوگندی که یاد میکنن سوگند اینه که حافظ
منافع ولایت فقیه و حافظ به اصطلاح حکومت
او باشن یعنی اسم ولی فقیه میاد درش اون
طرف قاضیه ولی میره در قوه قضاییه که
منافع حکومت رو بنا همه اینا
سوگند یاد میکنن. وزرا
ببخشید نمایندگان مجلس قسم میخورن. رئیس
جمهور قسم میخوره. تنها کسی که قسم
نمیخوره خامنهایست. چون خامنهای خداست.
خدا که نمیتونه پیش کسی قسم بخوره.
مقامهای دیگه همیشه در برابر یک
اتوریته یا یه قدرت بالاتر خودشونو
میبینن. بنابراین خودشونو محتاج تعهد
دادن، محتاج
به اصطلاح قسم خوردن میبینن. اما آقای
خامنهای اصلاً به هیچکس جواب نمیده. توی
قرآنم میگه خدا لایس عما یفعل از کاری که
میکنه هیچ پاسخگو نیست به هیچکس. این به
اصطلاح خصلت فرعونی این مقام هست.
بنابراین همه چیز میتونه یه لحظه عوض
بشه. آقای رئیس جمهور میتونه خونه نشین
بشه. رئیس قوه قضاییه میتونه متهم به
فساده همه هر جور اتفاقی در این مملکت
میتونه بیفته به همین دلیل هست که آقای
در یک موقعیتی مثل الان رئیس جمهور رو
حالا یا عمداً یا اتفاقی
حکومت از دست داده و میزان نارضایتی در
جامعه بیش از هر زمان دیگه در جمهوری
اسلامی هست فقر به شدت گسترش پیدا کرده ده
بیکاری به شدت گسترش پیدا کرده از اون طرف
رسانههای فارسی زبان خارج از کشور به طور
بسیار فعالی دارن یک کونتر پروپاگاندا
یعنی یک تبلیغات معکوس از اون طرف علیه
جمهوری اسلامی میکنن مدام مردم رو تشویق
میکنن به براندازی به قیام علیه حکومت تو
چنین موقعیتی طبیعتاً به حکومت احساس
میکنه که از نظر امنیتی بسیار حساسه و
باید تمام تلاشش رو بکنه که این فاصله بین
بین مرگ رئیسی و انتخاب رئیس جمهور جدید
این فاصله یعنی دوره گذار با سلامت سپری
بشه وگرنه تو این وسط اگر کسی فکر کنه
میتونه کاری بکنه و دست به کاری بزنه
معلوم نیست عاقبتش چه خواهد شدع
ساختن در شرایط کنونی
یکی از مؤثرترین کارها برای به انفعال
کشیدن جامعهست یعنی شما همواره وقتی که
میرید توی شکم دشمن مشت میزنید به سینهش
این مثل یه قول سنگی جلوی شما وایساده
اصلاً تکون نمیخوره بعد از یه مدتی
معیوس میشین از شما دقت بکنید که از زمان
حداقل از زمان کوهی دانشگاه تا الان چند
وقت یه بار مردم میان بیرون
زخم به اصطلاح خون میدن زخمی میشن کلی
بدبختی میکشن کلی هزینه میدن
بعد دوباره برمیگردن خون این دیو
استبداد و خودکامگی
نمیگذاره شما یک
به اصطلاح رضایت خاطری از اون هزینه که
برای
تغییر وزن میپردازید پیدا بکنید همیشه
هزینه میدید و ناکام میمونید این وضعیت در
مورد
داستان اعتراضهای
علیه قتل خانم امینی شکل شکل دیگری به خود
گرفت به این معنا که ما چون در عصر
رسانهها و به اصطلاح تلویزیونهای
ماهوارهای هستیم رسانههای اجتماعی هستیم
بیش از هر موقع دیگه این رسانهها بودن که
به یک اتفاقی که در ایران بدون رسانه
میتونست خیلی در ابعاد کوچکی تلقی بشه
خیلی ابعاد عظیمی بهش دادن و حتی این
مخالفان جمهوری اسلامی میدن که
به اصطلاح به رئیس جمهور فرانسه مکرون این
ایده رو القا کردن که بگه این انقلابه خب
این اتفاق
افتاد و مردم اومدن رسانهها یک چیزی به
نام انقلاب رو نشون دادن رسانهها نشون
میدادن که حکومت همون فرداست که بیفته شما
اگر به صحبتهای ۹۰د تحلیلگرای مسائل
ایران در خارج از کشور یا فعالان سیاسی
گوش بدین حرفشون اینه حکومت مشروعیتی
نداره مردم حکومتو قبول ندارن حکومت
نمیتونه ادامه بده حکومت در حال سقوطه
حکومت به زودی
خواهد افتاد
این که الان که بیفته الان که بیفته مردم
رو به شدت امیدوار میکرد پس مخصوصاً
جوونها میومدن ولی بدون برنامه بدون
سازماندهی بدون رهبری نمیتونستن کاری
بکنن آخر خسته شدن و رفتن بعد از یکی دو
سال این خستگی و یعس
به اصطلاح میتونه دوباره به یه شکلی بدتر
دربیاد. یعنی به شکلی که آدمهایی بیان تو
خیابون که برای از دست دادن هیچی ندارن.
در این شرایط شایعههای مربوط به مرگ آقای
خامنهای مثل یک داروی مسکن عمل میکنه.
یعنی شما میخوای دوباره پاشی دوباره
میخوای بری به جنگ این حیولا بهت میگه که
نه فکر کن نکن این حیولا ۵ دقیقه دیگه
میره این چیزی نمونده آخرای عمرشه
بنابراین تو انرژیت رو هدر نده تو دیگه
نمیخواد هزینه بدی تو دیگه نمیخواد کاری
بکنی این داره خودش میره مدام به شما القا
میکنه که آقای خامنهای که قلب تپنده
جمهوری اسلامی هست رو به مرگ هست و در
نتیجه شما اگر نمیتونی کاری بکنی نگران
نباش خیلی به خودت فشار نیار خیلی به حول
و نیافت خیلی برای تغییر وزن خودتو با آب
آتیش نزن آقای خامنهای به زودی خواهد مرد
این مهمترین چیزیست که باعث میشه مردم به
جای اینکه در جهت مخالفت با نظام در جهت
تضعیف نظام عمل بکنن به حفظ نظام بعد از
خامنهای
فکر میکنن میگن که خب الان که آقای
خامنهای قراره بره پس ما به یه رئیس
جمهوری رأی بدیم که خامنهای اگر مرد اون
در فراآیند تعیین جانشین تأثیرگذار باشه
مثلاً اگر پزشکیان رئیس جمهور بشه با یه
رهبر خوب میتونه بیاره سر کار اگر مثلاً
جلیلی بشه رئیس جمهور یه رهبر بد در نتیجه
فکرشون از اینکه این حکومت موجود واقعی
پیش رو از بین ببرن فکرشون
معطوف این خواهد شد که این حکومتو نگه
دارن یه چیزی تو آینده تیل خواهد کرد
این در حقیقت شگردیست که شما میتونید
افکار عمومی رو مهار بکنید و به صورت
بسیار پیچیده یعنی نه آقای خامنهای حرفی
میزنه نه مسئولان رسمی حرفی میزنن نه
رسانههای رسمی حرف میزنن نه اونا اصلاً
حرف نمیزنن اونها شایعههایی رو دامن
میزنن و اون شایعات از توی
رسانههای خارجی از زبان مخالفان از زبان
فعالان سیاسی تحلیلگران مردم عادی
ناظران بینالمللی وزارتخونههای خارجه
نمیدونم اطلاعاتشون پنتاگون همه اینا از
زبان اونا درماد تو گزارشهای اونا نوشته
میشه در اسناد رسمی جمهوری اسلامی که چیزی
نوشته نمیشه حکمی داده نمیشه ولی انبوهی
از کلمه و صدا و تصویر و نوشته به وجود
میاد و اینو تبدیلش میکنیم به یه مسئله
یعنی وقتی شما میشید با دیپلماتان یا با
به اصطلاح ایران واشرا کسایی که مسائل
ایران رو دنبال میکنن در دولتهای غربی
یکی از اصلی سؤالهاشون یا مسائلشون اینه
که آقای خامنه چطوره؟ یعنی اینو تبدیلش
کردن به یک مسئله و این باعث میشه که خی
حتی خود دولتهای خارجی
اگر بخوان واقعاً کاری بکنن بگن که بگذار
که بمیره بعد ما یه کاری بکنیم همه عمل رو
یا کنش رو موکول میکنن به یک آینده که فکر
میکنن به زودی اتفاق میفته در حالی که
عهدناسی ازش خبر نداره ممکنه ۱۰ سال دیگه
آقای خامنهای هم زنده بمونه
آقای خمینی وقتی که رهبر شد ۷۴ سالش بود
حدوداً و تا ۸۴ سالگی
د تا سکته کرد و به یک سرطان داشت و انقدر
تونست مملکت رو به اصطلاح کنفیکون بکنه
آقای خامنهای نشون میده که در صحبت کردنش
بسیار فصیح درست جملهها درسته کلمات
درسته مسلطه بر گفتههاش اینا خیلی مهمه
یعنی اینا نشون میده که شما در حالت
به اصطلاح بر خودتون تسلط دارین الان
بایدن یا خیلی از رهبران
دولتها اینا اگر بخوان بدون نوشته و یا
فداحه بخوان حرف بزنن خیلی
کار به اصطلاح توانا نیستن آقای خامنهای
اینکه درست میاد به وقت میاد به وقت میره
و
هنوز سان میبینه در مراسم مختلف شرکت
میکنه کنه این نشان دهنده یعنی هیچ نشانه
بیماری از این چیزها ما نمیبینیم.
کلمهها رو اشتباه بگه، چیزی یادش بره،
انسجام منطقی رو از دست بده در گفتارش ما
نمیبینیم
حرکتش رفت اینا رو هیچی نمی بنابراین
هیچکس هیچ دلیلی نداره مبنی بر اینکه آقای
خامنهای این یک بیماری حادی داره که منجر
به مرگ غریب وقوعش خواهد شد اما همه یک
انتظار و امید واحی رو در ذهنشون
میآفرینن. چرا؟
به دلیل اینکه اونها این امیدو بهش نیاز
دارن چونکه از عمل ناتوانن یا نمیخوان
ارادهای به عمل ندارن اون امید کمک
میکنه بهشون که توجیه کنن. y