آقای خامنه ای انحصار هر گونه خبری مربوط به خودش را در بیت خودش به دست گرفته است

خب وضعیت جسمیشم بنابراین باید کاملاً مخفی مونه. هیچکس نمی‌دونه که آقای خامنه‌ای چش هست. آقای خامنه‌ای خب از قدیم یک افسردگی داشته. زخم معده داشته. سال ۷۱ زمانی که رهبر بود رسماً در بیتش یک اعلامیه منتشر کرد که آقای خامنه‌ای چون جراحی داره چند روزی به اصطلاح در بیمارستان خواهد بود. داستان ترورش هست. آسیب‌هایی که دیده، آسیب‌هایی که در ترور دیده آقای خامنه‌ای، این باعث شده که بیش از اون که جسمش به اصطلاح آسیب ببینه از نظر روحی کاملاً تراماتایز شده. یعنی مسئله امنیتش و مسئله اینکه مدام در یعنی حالت پرانویها و حالت ترس بیلیل و ترس کاملاً توهم آمیز راجع به امنیتش داره. حالا من نمیخوام وارد اون داستان بشم به شکل اغراق آمیزی در امنیت خودش امنیت اقامتگاهش امنیت رفت و آمدش امنیت به اصطلاح میدونید که آقای خمینی برای حفاظت جماران یه تعداد خیلی محدودی از سپاه بودن که امنیت جماران رو تأمین میکردن تعدادشونم خیلی زیاد نبود و همههم عضو سپاه بودن نه اینکه عضو یک گردان یا نمی‌دونم به اصطلاح بخش خاصی باشن ولی سپاه چیز سپاه ولی امر که در حقیقت گارد جاویدان آقای خامنه‌ای هست یه چیزی حدود ۱۳ هزار نیرو داره یعنی ۱۳ هزار نیروی نظامی فقط امنیت آقای خامنه‌ای و جایی رو که درش زندگی می‌کنن رو تأمین می‌کنن این به خاطر خود یعنی آقای خامنه‌ای میخواد این کارو بکنن یک وسواس اینچنینی داره و این به خاطر اون که در سال ۶۰ بر اثر این سوی قصد نافرجان براش وارد شد از اون طرف هم معتقده که چون که من در اون سوی قص جان به دند خوردم خودش یک جا در یکی از مصاحبه‌هاش میگه میگه من فهمیدم که خداوند من رو برای یک مأموریت بزرگتری حفظ کرده وقتی رهبر شده این رو به عنوان اون مأموریتی که خداوند جان او رو به خاطرش حفظ کرده تلقی کرد. خب یه همچین تصوراتی هم محمدرضا شاه داشت دیگه می‌گفت من از اسب افتادم وسط راه حضرت ابوالفضل دستمو گرفت و نگذاشت بیفتم زمین ولی خب آقای خامنه‌ای این این تفکراتو داره بنابراین مسئولیت خودش می‌دونه که مسئولیت شرعی مسئولیت سیاسی وظیفه خودش می‌دونه که تا نهایت ممکنه از جان خودش و امنیت خودش محافظت کنه و از اون طرف هیچگونه تزلزلی در فضای سیاسی یا در ارکان نظام بر اثر دریافتی که از وضعیت جسمانی او ممکنه پیدا بکنن ایجاد نشه بنابراین به کنترل اخباری که مربوط به خودش هست بسیار اهمیت میده حالا باز مقایسه میکنم برای اینکه این مقایسه‌ها مهم هستن آقای خمینی در ۱۰ سالی که رهبر بود نه خونهش تیتش تشکیلات مثلاً انتشارات داشت خبرنگار خاصی داشت فیلم‌بردار خاصی داشت در یک گروه فیلمبرداری بودن که از از صدا و سیما در جماران بودن و ملاقات‌های عمومیش رو در حقیقت پوشش خبری میدادن همین آقای خامنه‌ای زمانی که رهبر شد یکی از مهم‌ترین کارهایی که کرد یک به اصطلاح بیت خودش رو به عنوان منبع رسمی و منحصر به فرد انتشار اخبارش تعیین کرد و به این صورت که شما اگر برید در مجلس آقای خامنه‌ای و بشنوید آقای خامنه‌ای چی میگه شما اصلاً رئیس جمهورید شما یک مسئول بلند مرتبه کشور هستید می‌شنوید آقای خامنه‌ای چی میگه و می‌دونیدم که این الان ۲ ساعت دیگه روی خبرگزاریها خواهد آمد شما حق ندارید پیش از اونکه روی وب سایت آقای آقای خامنه‌ای این اخبار منتشر میشه کلمه‌ای رو نقل بکنید. هیچ خبرنگاری، هیچ روزنامه‌نگاری، هیچکس اخبار آقای خامنه‌ای رو پیش از اینکه بیتش روی وب سایت بگذاره حق نداره منتشر بکنه. این یک جرم امنیتی به حساب میاد. خب کتاب‌هاشو فقط خودش باید چاپ بکنه. آقای خامنه‌ای انحصار هرگونه خبری در مورد خودش رو کاملاً در بیت خودش به دست گرفته. ‏Eh