هیچ موضوعی به اندازه موضوع درگذشت آقای خامنه ای برای جامعه ایران مهم نیست

وضعیت جسمانی آقای خامنه‌ای این سال‌هاست که مطرح هست و موضوع بسیار داغیست برای محافل سیاسی و ساختن انواع و اقسام شایعات و داستان پردازی راجع به سناریوهای محتول در آینده به هر حال هیچ موضوعی به اندازه موضوع درگذشت آقای خامنه‌ای برای مردم ایران مهم نیست نیست به این دلیل و همینطور برای ناظران بین‌المللی به دلیل اینکه این نظام بیش از هر کس دیگه یا بیش از هر نهاد دیگه بر شخص آقای خامنه‌ای و نهاد ولایت فقیه استوار هست بنابراین وقتی او مثل یه رئیس جمهور یا نماینده مجلس نیست که آمدن و رفتنش چندان سیستم رو تغییر ندهن رفتن آقای خامنه‌ای میتونه به موقعیت‌های های بسیار بسیار [موسیقی] متفاوت و در حقیقت یک انقلاب‌ها و دگرگونی‌های بنیادی بیانجامه حالا یا به سمت خوب یا به سمت بد هر دوش محتمل هست خب بنابراین موضوع خیلی جذابه اما به همون اندازه که این موضوع جذاب هست و به همون دلیل که این موضوع مهم هست به همون دلیل این موضوع وضع سلامتی آقای خامنه‌ای جزء سری‌ترین اسرار نظامه. یعنی شاید کمتر مسئله‌ای باشه یا شاید اصلاً هیچ مسئله‌ای نباشه که انقدر اهمیت و حساسیت امنیتی داره برای نظام و برای آقای خامنه‌ای و مطلقا امکان نداره که احدالناسی غیر از حالا شاید یک تعداد بسیار معدودی حالا عرض می‌کنم خدمت شما هیچکس هیچگونه اطلاع درستی از وضعیت سلامت یا بیماری ایشون پیدا بکنه بنابراین هر حرفی که زده میشه ولی اونکه طرف نماینده مجلس خبرگان هست یا مسئول هست یا هرچی کاملاً باید نادیده گرفته بشه یک فایل صوتی من دیدم یکی از دوستان برا من فرستاد روی تلگرام که ظاهراً این روزا این دستند دست میشه در اینترنت و به ظاهر گفتگوی آقای کامران نجفزاده با آقای مرندی هست دکتر مرندی که رئیس لیست تیم پزشکی آقای خامنه‌ای کاملاً دروغه هم صدای آقای نجفزاده رو ما می‌شناسیم هم صدای آقای مرندی رو و اصلاً طرز صحبت کردن اینها همه ساختگیه خب اما چرا انقدر حساسه ببینید در نظام‌های استبدادی به هر حال در قدیم که ما نظام سلطنتیش پادشاهی داشتیم قبل از دوران پهلوی این منظورم هست به خاطر اینکه همه چیز بستگی داره به سلطان و سلطان خداست پادشاه خداست و همه مردم زندگی و مرگشون رو در دست او می‌بینن بنابراین مرگ پادشاه نباید یک چیز آشکاری باشه اگر مردم ببینن با چشم خودشون که پادشاه می‌میره یا کشته میشه اون نظام و اون به اصطلاح حکومت نمی‌تونه ادامه پیدا بکنه وقتی که ناصرالدین شاه رو در حضرت عبدالعظیم میرزا رضای کرمانی با تپانچه زخمی کرد بلافاصله بعدش مرد و بعد وقتی که میخواستن ببرنش به سمت کاخ در کلاسیکه گذاشتن اون رو اینورشم پنبه گذاشتن و با یه چوب دستشو تکون میدادن برای مردم که مردم فک نبینن و به اصطلاح فکر نکنن که ناصرالدین شاه مرده بعد بریزن تو خیابون بعد آشوب چوب بشه تا اینکه مظفرین شاه از تبریز بیاد در دوره پهلوی هم خب رضا شاه که پیش از اون کهه موعد مرگش فرا برسه کشور رو ترک کرد و محمدرضا شاه با اینکه در نظام‌های سلطنتی شما همیشه ولیعهد دارید بنابراین مشکلی از بابت اینکه چیزی پنهان باشه مو باشه وجود نداره و محمدرضا شاه سه بار ازدواج کرد فقط به خاطر اینکه مسئله مسئله ولیعهدی رو حل بکنه مسئله ولی عهدی مسئله بسیار کلیدیست ادامه سلطنت و ادامه قدرت اما به دلیل اینکه ولیعهد در زمان بیماری ایشون وقتی که ایشون دچار یعنی پزشکان تشخیص میدن که سرطان داره که حالا خود این داستان خیلی تفصیل داره که با یه پرونده پزشکی رو از تهران با یک رمزی می‌فرستادن در فرانسه و اون نه اون دکتر دکتر یکی دو تا دکتر فقط دکتر فرانسوی فقط می‌دونستن این مال کیه و در تهرانم فقط وزیر دربار هیچکس نمی‌دونست که این پرونده مال کی هست. بنابراین وضعیت جسمانی و سرطان آقای محمدرضا شاه پهلوی تا نزدیک انقلاب ایران برای تقریباً میشه گفت که بیشتر خاندان و دربار کاملاً پنهان بود چه برسد به سیستم‌های جاسوسی و اطلاعاتی حتی من شنیدم که سازمان سیای هم فقط ه ماه قبل از به اینکه که شاه ایران رو ترک بکنه متوجه این مسئله بیماری شده بود بنابراین برای محمدرضا شاه با اینکه شما یک فرایند کاملاً قانونی رو مشخص داشتین تشخیص دادن که مسئله جسم به اصطلاح وضعیت بیماریش کاملاً محرمانه بمونه تا اینکه رسید به وضعیت به اصطلاح سیاسی وخیم و رفتن از ایران بیرون خب طبیعتاً اگر چند سال قبل یعنی زمانی که این سرطان در آغاز گسترش بود در آغاز به اصطلاح فراگیریش بود اگر در اون زمان شاه رو می‌دونستن اطرافیان ملکه می‌دونست مشاورانش می‌دونستن و کمکم قدرت رو و بار مسئولیت رو از روی شانه‌های او برمی‌داشتن شاید الان سلطنت پهلوی ادامه پیدا می‌کرد و تصمیم‌گیری در موقعیت بیماری در حالی که دیگران نمی‌دونن که شما تصمیم گیرید ناشی از چی هست می‌تونه به بمبست‌های زیادی بیانجامه که در این مورد انجامید ‏Yeah.