حالا
در ادامه این بحث یه نکته رم اشاره بکنم
یه کسی مثل آقای بهجت یه آقایی بود به
نامجت
این آدم خب یه آدم شارلاتانی بود بسیار
آدم شارلاتانی یه آدم شارلاتان و بیسواد
یه آخوندی بود در قم که
هنرش این بود در نماز گریه کنه در حقیقت
این گریه کردنای
این گریه کردنای این صدیقی تقلید از اونه
اونه ادای اونو درمیاره تو نماز گریه
میکرد بعد این مردم عوام عوام که میگم
یعنی ۹۹ و۹ دهم ما ایرانیا فکر میکردن که
این آدم عارف خیلی خیلی بزرگیه و فلان این
حرف و میومدن پیشش نمیدونم شفا میگرفتن
و ذکر میگرفتن و آینده رو پیشبینی
میکرد و گذشته رو برات پیشبینی میکرد
اینا در این حد که آقای خامنهای هم میومد
پیشش
و استفادههای اینجوری هم میکرد یه پسری
هم داره اون پسر سرشم خیلی آدم شارلاتیه
که اون موقع قبل از اینکه باباش بمیره
معمم نبود ولی بعدش معم شد بسیار آدم
شارلاتانی اصلا هم پسر هم پدر
این آقا د تا شاگرد بزرگ داره یکی مصبا
یزدی و یکیهم آقای صدیقه یعنی د تا قاتل
یا آقای چیز آقای مصباح یزید که اصلا
فتوای قتل زنجیرهای رو به احتمال زیاد
ایشون اعلام کرده و ایشون صادر کرده و در
واقع اصلاً تئوریسن خشونت بوده به هر و
جامعهای که درش یه همچین آدمی عارف میشه
خب اینا این در مورد جامعه مهمه دیگه یعنی
جامعه
تصویر جامعه اینجا مهمه جامعه ما
جامعهایست که درش بهجت عارف میشه رئیس
جمهوری رئیسی رئیس جمهور میشه صدیقی امام
جمعه میشه آب از آب تکون نمیخوره رهبرش
فتوای قتل نویسنده رو میده فتوای قتل
هزاران نفرو میده آب از آب تکون نمیخوره
و این این به این معناست که اگر یه روزی
اوضاعهم برگرده از اینور باز شروع میکنم
به کشتن میگن که یه موقع یه جوکی درآورده
بودن برای خلخالی که میگن که یه سری
زندانیا رو ردیف کرده بود و چون کهه
بیحساب کتاب میکشت دیگه میگفت که اعدام
ابد اعدام ابد اعدام ابد اعدام ابد آخری
که ابد بهش خورد زد زیر خنده گفت چرا
میخندی؟ گفت به خاطر اینکه تو همینطوری
شانسی داشتی حکادر میکردی اینکه من ابد
خوردم خب خیلی خوشحال شدم که ابد خوردم
گفت خیلی خوشحال شدی حالا از اینور میشونی
اعدام عدام عدام
من فکر میکنم که جامعه ایران در این چرخه
یعنی این جامعه ایران اگر اینجوری که الان
هست بمونه ما دچار چرخه خشونت هستیم و این
چرخه خشونت باز نمیایسته اتفاق خاصی
نمیفته خامنهای دشمناشو میکشه دشمناش
خامنهای میکشن خامنهای پسرش میاد دشمن
پسر دشمناشو میکشه پسر اون میاد پسر اینو
میکشه و همین داستان ادامه پیدا خواهد
کرد داستان رئیسی داستان صدیقی و اینها
باید هشدار بده به ما باید عوض بشیم ما به
جنایت خو کردیم ما جنایت رو عادی میشمریم
و تا زمانی که این کارو میشماریم در معرض
جنایت کردنیم و اگر هم جنایت نکنیم با
انفعال ما جنایتهای بسیاری صورت خواهد
M.