حالا داستان آقای صدیقی رو همه میدونید و
بابک هم یه مختصری اشاره کرد
و داستان تازهای هم نیست و منم قصدم
پرداختن به آقای صدیقی به طور خاص نیست
بلکه این بها نیست برای اینکه چند تا نکته
دیگه رو بهش اشاره بکنم
دوستی پرسیدن که چرا امام جمعههای کنونی
از از نظر دانش یا از نظر
توانایی فهم مسائل خیلی متفاوتن با حالا
مثلاً امام جمعههای دهه اول انقلاب مثل
آقای طالقانی و دیگران
یه نکته مهم اینه که وقتی آقای خامنهای
اومد تمام سیستم
این رهبری آقای خامنهای رهبری متفاوتی
بود آقای خمینی مبناش برای تعیین امام
جمعهها این بود که در هر محلی در هر
استانی در هر شهری
کسانی که علمای اون شهر علمایی که در اون
شهر
معروف بودن و موجه بودن اون علما رو منسوب
میکرد به امام جمعه مثلاً فرض کنید در
تبریز آقای قاضی یا آقای مدنی در مثلاً
یزد آقای صدوری در کرمانشاه آقای اشرفی
اصفهانی اینا آدمایی بودن که قبل از اینکه
اصلاً انقلاب بشه و فارغ از مسئله جمهوری
اسلامی در محل خودشون معروف بودن، موجه
بودن، مردم قبولشون داشتن،
وجوهاتشونو به اونها میدادن و کسایی
نبودن که جمهوری اسلامی اونا رو معتبر
کرده باشه یا مثلاً آقای خمینی اونا رو
معتبر کرده باشه. فارغ از آقای خمینی و
فارغ از جمهوری اسلامی اینا در اون
منطقهی که بودن اعتبار وجات داشتن.
بنابراین مبنای آقای خمینی این بود که از
اینا استفاده بکنه برای اینکه خب حالا
امام جمعه میشن و این داستان امام جمعه در
اون دورانم یه داستان مفصلی داره حالا
امام جمعه که در اوندن دوران اصلاً امام
جمعه خودشو رئیس شهر یا رئیس استان
میدونست و خیلی درگیریهای خیلی شدیدی
بود با چیز با
فرموندار و استاندار و نمیدونم با مقامات
ت کشوری و محلی و مثلاً من یادمه آقای
خونساری که امام جمعه اراک بود اونم برا
خودش یک مجتهد بود و اینها در اعتراض به
تصمیم آقای بهشتی دستور داده بود که در
دادگستری رو تیغه کرده بودن یه همچین
داستانایی بود و اختلافات بین امام
جمعهها و مقامات محلی مخصوصاً خیلی شدید
آقای خامنهای که اومد بعدم که وقتی آقای
خامنهای آقای خمینی وقتی حکم
انتصب میداد چه در مورد ریاست جمهوری چه
در مورد امام جمگی و چه در مورد مسائل
دیگه حکمی انتصاب ایشون هیچ موقع
محدودیت زمانی نداشت یعنی میگفت من شما را
به امام جمگی کلاً منسوب بکنم دیگه نمیگفت
چند سال آقای خامنهای اومد یه تشکیلات
عوض شد یعنی آقای خامنهای یه انقلابی در
تشکیلات رهبری به حضور آورد و از جمله در
در مورد امامان جمعه اولاً امامان جمعه
استخوندار رو به نحوی اینا کنار گذاشتن
مثل آقای طاهری اصفهانی در اصفهان و
کسانی رو آوردن سر کار که آدمای به اصطلاح
بی سر و بیپایی بودن آدمایی بودن که مخلص
آقای خمینی خامنهای باشن آدمایی بودن که
از نظر سواد خیلی در سطح پایین قرار داشتن
ویژگیشون سرسپردگیه به آقای خامنهای
یعنی وجه مشترک امامهای ج امامهای جوین
دو اینکه هفتگی بولتنی منتشر میکنن که
اینا این بولتنو باید مطالبشو بیان بکنن
بنابراین اینکه بخوان از خودشون حرف بزنن
و نظرات خودشونو بگن چنین چیزی حق ندارن و
بنابراین یه بولتنی هست که هر هفته روز
چهارشنبه یا پنجشنبه براشون ارسال میشه در
سراسر کشور و اینا باید اون بولتنو بگن
یعنی خطبه اول که خطبهایست مذهبی و در
حقیقت دعوت به تقوا و از اینجور چیزاست
اونا آزادن هرچی بگن ولی خطبه دوم که به
مسائل سیاسی میپردازه حق ندارن هیچگونه
اظهار نظری بکنن مستقله از اون چیزی که در
اون بلتن ستاد ائمه جمعه براشون میفرسته
و
امامت جمعههاشونم چیز داره دیگه زمان
داره و نظارت براشونم خیلی شدید هست و
امام جمعه مرتب مخصوصاً در شهرستانها و
شهرها چیز میشن. بنابراین آقای خامنهای
سفله پروره و کسانی روم که آورد در همه جا
آدما سفلهای بودن و هستن و اگه سفله
نباشن نمیتونن با آقای خامنهای کار کنن.
این یک نکته که پاسخ به دوستمون حالا یه
موقع دیگه شاید در مورد رهبری آقای خمینی
صحبت کردم به این نکتهها اشاره کنم.
Yeah.