ببینید یکی از نشانههای رشد یک انسان یک
جامعه اینه که به رشد خودش خیلی بدبین
باشه. یعنی یکی از نشانههای بلوغ اینه که
معتقد نباشه که من بالغ هستم. یعنی همواره
به خودش بدگمان باشه. بدبینی به خود یعنی
به اصطلاح فرهنگیش میگن پسیمیزم یکی از
ارکان تمدن غرب هست. یعنی تمدن غرب بر
اساس بدبینی به قدرت فهم انسان، قدرت درک
انسان، قدرت عقل انسان ساخته شده. یعنی در
حقیقت به عبارت دیگه تمدن غرب بر اساس شک
دکارت ساخته شده. اینکه ما یقین داریم به
اینکه بالغیم، این نشاندهنده نابالغیه.
بنابراین ش اگر بالغ باشیم باید شک کنیم.
شک کردن علامت بلوغه. شک کردن به خودمون
علام علامت بلوغه. یعنی ما هنوز به دکارت
نرسیم. این یه نکته. نکته دیگر اینکه بحث
آزادی ربطی به مسئله مذهب نداره. شما
میتونید مذهبی باشین و آزاد باشین.
میتونید مذهبی نباشین و آزاد نباشید.
رابطه شما با مذهب رابطه به اصطلاح یکسانی
نیست. بنابراین ما خیلی از در فرهنگ فرهنگ
غربی فرهنگ مذهبیست. بسیار فرهنگ مذهبیه و
فرهنگ آزادیه. فرهنگ مسیحی فرهنگ
آزادیه شما در ایران
نه تنها با اسلام که با غیر اسلام هم شما
نشانههایی از آزادی نمیبینید چه قبل از
اسلام چه الان بنابراین بحث بردگی و بحث
آزادی
با دین و بیدینی لزوماً ارتباط نداره شما
میتونین برده باشین برده خدا باشین شما
میتونین خدای خودتون باشین
این تفاوت ببخشید من من معظم میخوام کم
من اصلاً منظورم این نیست که آ رهایی از
مذهب من حتی توی مذهبیا هم رشد خیلی زیاد
دیدم یعنی این تفاهم و توافقی که الان در
قشر روشنفکر که برای ساختن خودشون تا تو
ایران یعنی خودسازی فکری شخصیتی به وجود
اومده من اصلاً مرزی ندارم واقعاً آدمهای
مذهبی رو میشناسم که فوقالعاده دیدشون
بازتر شده و اون مثل قبل فکر نمیکنم من
اصلاً صحبت اینکه روشن همفکری به اینکه
این مذهبی نباشن اینا نیست به هیچ عنوان و
بعدشم صحبت این نیست که الان رسیدن من
میگم به هر حال دارن این مراحلو طی میکنن
متچکر بله ببینید
انسانی که فکر میکنه مثل پزشکه ها متفکر
مثل پزشکه پزشک شما اگر برید پیشش و همش
به اون به اصطلاح بخشی از بدن شما که
سالمه همش توجه کنه بگه شما که چشمات که
سالمه گوشات که سالمه دهنت که سالمه و
توجه نکنید به اون بخشهایی که احتمال
بیماری میره و بیمار هستن. این پزشک خوبی
نیست خانم متفکر کسی نیست که فقط به اون
چیزایی که خوبه و اون چیزایی که داریم
توجه بکنه. وضعیتی که ما الان هستیم وضعیت
ناچه از اون چیزاییست که نداریم اون
چیزایی که داریم که خب داریم. حالا خیلی
هم بالیدن بهش معنا نداره به خاطر اینکه
باید چیزایی که الان نداریم میداشتیم که
به این وضع دچار نشیم. بله. ما خیلی جا هر
جامعهای شما میگید افغانستان جامعه
افغانستانم خیلی جنبههای خوب داره. چرا
فکر میکنید جامعه افغانستان فقط چیزای
بداره؟ جامعه افغانستانم چیزای خوب داره.
سوریه سوریهای هم چیزای خوب داره. هر
ملتی هر ملتی در دنیا یه جنبههای خوب
دارن ولی اون وضعیتی که بهش دچار هستن به
خاطر بیماریهاشونه. به خاطر وضعیتشونه.
ما باید به بیماریامون توجه کنیم. ما باید
به نقطه ضعفمون توجه کنیم. ما باید به
اونجایی که خرابه توجه کنیم. به اون
چیزایی که نداریم توجه کنیم. اگر میخوایم
از این وض بیرون بیایم نباید این چشممونو
ببریم فقط به اون سمت چیزایی که فکر
میکنیم خوبه. اون چیزای خوبن در صورتی که
با چیزهای خوب دیگه ترکیب بشن. اگه ما
آدمایی باشیم که خیلی آدمای مت ذهن باز و
فلان و این حرفا ولی تو زندان جمهوری
اسلامی خب به چه درد میخوره اون ذهن باز؟
ذهن باز
حس اجتماعی ارزشهای اخلاقی باید به ما
کمک بکنه که با همدیگه زندگی کنیم. یعنی
بالاترین اصل، بالاترین ارزش، بالاترین
فضیلت همزیستی مسالمتآمیز یک مردمی با
همدیگهست. ما باید هنر همزیستی رو یاد
بگیریم. بلد نیستیم. حالا خیلی چیزای دیگه
داریم. بار شعر داریم، ادبیات داریم،
فلسفه داریم، اینو داریم، اونو داریم، تخت
جمشیدو داریم، نمیدونم عالی غاپورو
داریم، داریم همه اینا رو داریم ولی هنر
همزیزیستی نداریم. هنر همزیستی رو باید
یاد بگیریم و و یاد نگرفتنش در عصر جدید
عصر جدید عصریست که هنرزیستی درش بسیار
سختتر شده ما هر چقدر که پیش میریم این
فقط ما هم نیستیم تمام این از همگسیختگی
اجتماعی تو آمریکا هم هست تو کشورهای مدرن
هست این تکنولوژی دیجیتال عوارض بسیار
منفی داشته از نظر ضربه زدن به جامعه
جنبههای ضد اجتماعی تکنولوژی دیجیتال
بسیار بسیار قویست و باید اینا رو بشناسیم
بعد آسیب رو بشناسیم، آفتهای بشناسیم.
خیلی از عیبایی که ما داریم عیباییست که
جهانین، مشکل جهانین. بسیاری از به اصطلاح
مشکلاتی که ما داریم مشکلات جهانین. باید
بدونیم اینو باید بدونیم کدوم مشکلات
مشکلات جهانین بنابراین بریم سراغ راه
حلهای جهانی براش و بدونیم کدوم مشکلات
مشکلات محلین. بریم سراغ به اصطلاح راه
حلهای محلی براش. ولی باید تبابت کرد
خانم خودمون رو هر کدوم از ما خودمون رو
طبیعی خودمون بکنیم. طبیب خودمون باشیم
یعنی اینکه به مشکلاتمون حساس باشیم به
بیماریامون حساس باشیم به عفونت حساس
باشیم به به طاعون حساس باشیم به سرطان
حساس باشیم نه به اون به اصطلاح سلامت
ظاهری شاید زیر این پوست سالم و شادابی که
ما داریم شاید سلولهای سرطانی دارن
فعالیت میکنن و پیش از اون که نشانهای رو
نشان بدن ما رو با خطر به اصطلاح خیلی
سرنوشت شسازی مواجه بکنن. بنابراین به
عیبمون ببین بنگریم. ما در شرایط بدی
هستیم. این شرایط بد ریشه داره در عوامل
بد. باید اون عوامل بدو بشناسیم نه در
عوامل خوب. این عوامل بدو که بشناسیم
اونوقت میتونیم خودمونو درمان کنیم.