جامعه ما از کوروش تا خامنه ای، جامعه ای بوده که همیشه برده بوده، بردگی کرده

ببینید ما با وقتی که با شما به کسی این حرفو می‌زنید و میگه که شما در سوئیس هستین خب درست مشکل همینه دیگه شما با یک جامعه نابالغ طرف هستید یا با بخش مهمی از جامعه که نابالغه مثل بچهست دیگه مثل یه کودکیست که فکر می‌کنه که مثلاً باید هرچی دلش میخواد بخوره هر کاری دلش میخواد بکنه و اگر شما مثلاً از داره میره لبه پشتبون که بپره پایین اگه جلوش شو بگیرین گریه می‌کنه شما رو ممکنه کتک بزنه. نوح ۹۰۰ سال دعوت کرد مردم رو به اینکه به کشتی او وارد بشن و از طوفان در امان بمانن. لحظه آخری که آخرین برای آخرین بار مردم رو دعوت کرد و گفت الان طوفان میاد و همه شما رو به نابودی خواهد کشید. یکی از مردم آمد جلو وسیلی زد در صورت نوح و خون از صورت نوح جاری شد و نوح گریه کرد و گفت که ربغفر قومی انهم یمون خدایا قوم من رو رحمت کن و بیامر که نمی‌دانند من در مورد جامعه خودمون و خودمون هم میگم که ربغفر قومی انهم لا یعلمون امیدوارم که جامعه ما به خودش بیاد. این کاملاً عفولیت جامعهست که مصلحت خودشو ندونه و فکر بکنه که با آب و علف می‌تونه زنده بمونه و ندونه که آزادی و کرامتش هست که حتی اون آب و علف رو هم در خور خوردن و نوشیدن می‌کنه و نمی‌فهمه که در بردگی به سر می‌بره. جامعه ما نمی‌دونه در بردگی به سر می‌بره. به خاطر اینکه هزاران سال در بردگی به سر برده. از کوروش تا خامنه‌ای جامعه‌ای بوده که همیشه برده بوده، همیشه بندگی کرده، همیشه اطاعت کرده، همیشه قدرت رو پرستیده و پشت دو تا کرده در برابر قدرت‌ها و خب بسیار سخت هست برای کسی که خو کرده به بندگی بگید که آزادی چیز خوبیه و معنی آزادی رو بفهمید. ولی خب تا انسان هست امید هست تا هست آزادی هست و توان توانایی آزادی هست و و امکان مقاومت هست تا هست امکان آموختن هست امکان آموزاندن هست و ما باید به همدیگه یاد بدیم به همدیگه یا به یاد هم بیاریم به همدیگه یاد بدیم که آزادی چیه و این وضعیتی که درش زندگی کردیم تا الان ما و پدرانمون و نیاکانمونو پیشین در بردگی زندگی کردیم. حالا در ایران باستان برده شاهان بودیم. در دوران اسلامی برده حاکمان بودیم و سلاطین بودیم. الانشم برده ولایت فقیه بودیم. از این بردگی چهجوری بیرون بیاریم؟ مسئله اول جامعه ایران خروجی از نابالغی به تقصیر خویشتن خروج از طفولیت اختیاری خروج از بردگی اختیاریست و پا گذاشتن در راه آزادی من هنوز نمی‌دونم همچین نشانه‌هایی رو به قول خانم هماتر گفت انقلاب ایران نشون داد که ما اصلاً چیزی به نام آزادی برامون مهم نیست و ساعدی گفته بود که جامعه ایران استریپتیس کرده در دوران انقلاب و مشخص شده که کسی دنبال آزادی نیست. الانم من نیروی آزادی رو در جامعه خیلی قوی نمی‌بینم. آدم‌ها دنبال آب و علفن و آب و علف مال مال حیواناته، مال زندگی حیوانیه. اگر بخوایم که فقط یه امنیتی داشته باشیم، امنیت علف خوردن داشته باشیم، خب این میشه زندگی حیوانی. ما به دنبال آزادی آزادی قانون‌گذاری آزادی زیستن در فضای برابر و مبتنی بر حق و دارای کرامت انسانی باید باشه و غیر از این ما تباهی رو بر تباهی اضافه می‌کنیم و تاریخمون تاریخ تاریکی خواهد