رنسانس ما، یک توهم است - اگر خدایی هم هست، باید طبق وجدان ما عمل کند و نه ما طبق حرف او

بله منم سلام عرض می‌کنم خدمت شما و تشکر می‌کنم از شما. بذارین یه قصه براتون بگم که در حقیقت تایید فرمایش شما هم هست. در سوریه در زمان هم حافظ اسد هم زمان بشار اسد شعار مثل مثلاً در ایران تکبیر شعار همه جا هست دیگه تکبیر میگن و مرگ بر فلان در سوریه شعار رسمیشون این بود که به روح به دم نفتیک یا اسد یعنی با روحمون با جانمون و با خونمون ما فدای تو میشیم ای اسد و این انقدر از کودکستان ان تکرار میشد تا همه جا که اصلاً ورد زبان بود دیگه یعنی تا تکون می‌خوردی به روح به دم نفتیکه یا اسد در عروسیا به روح به دم نفتیکه یا اسد تو عضاها به روح به دم نفتیکه یا اسد همه چیز یکی از دوستان من تعریف میکرد از دوستان لبنانی من میگفت زمانی که بازی جام جهانی بود ایران با استرالیا چه سالی بود سال ۹۸ بود اگه اشتباه نکنم من فوتبالی نیستم و یادم نمونه اینطور چیزا و توی منطقه ظاهیه که منطقه حزبالله بود خب این حزبله همه شب بود مثلاً نصف شب و اینا بود یه چند تا ساختمون نیمه کاره بود که داشت ساخته میشد و تو اینا کارگرای سوری بودن و تو اونا خوابیده بودن و نصف شب داشت مثلاً به وقت لبنان و تلویزیون به صورت زنده بازی ایران استرالیا رو پخش می‌کرد و خب حزب حزب‌اللهیا داشتن یعنی مردم شیعه در اونجا داشتن نگاه می‌کردن این‌ها و بعد ایران که پیروز شد گل زد مردم ریختن تو خیابون در ضاحیه ریختن تو خیابون و شروع کردن به شادی کردن اینا این بیچاره‌های سوری کارگرای سصوری که تو این ساختمو خوابیده بودن با سرصدای مردم بیدار میشن و می‌فهمن که یه چیزی شده ولی نمی‌فهمن چی شده می‌ریزن تو خیابون و شعار میدن به روح به دم نفتیکه یا اسد یعنی هیچ چیز دیگه بلد نبودن اینا جز اینکه بگن به روح به دم همین هفته که اصلاً چیز دیگه‌ای نیاموخته بودن. واقعیت اینه که حالا این دوستمون میگه رونسانس و اینا خب اینا توهمه. ما در یک نظام آموزشی استبدادی بار اومدیم از دارالفنون تا الان نظام آموزشی ما استبدادی بوده نظام آموزشی ما هرگز هدفش پروراندن انسان‌هایی که آزادانه بیاندیشن و مستقل قضاوت بکنن و منافع دیگران رو در نظر بگیرن نبوده. نظام آموزشی ما در خدمت پرورش تکنیسین و کسانی که بوده که مهارت‌های عملی دارن و یه سری یا کارمند بشن یا برن در چرخ دولتو بچرخونن بنابراین ما اصلاً با آموزش به مفهوم مدرنش اصلاً آشنا نیستیم با اندیشیدن آشنا نیستیم بعد ۴۵ ساله که تحت بمباران تبلیغات پروپاگاندا و نظام ایدئولوژیک بودیم و باید هرگونه توهمی رو راجع به اینکه ما بالغ شدیم، ما الان می‌فهمیم، ملت ما الان دیگه همه چیزو می‌دونن، از این توهمات بیایم بیرون و بدونیم که این وضعیت ما وضعیت محصول ندانستن‌های ما و نداشتن‌های ماست و اگر اونچه رو که نمی‌دانیم حداقل بدانیم چه نمی‌دانیم ما نجات پیدا خواهیم کرد. یعنی سعی کنیم که بسیار دشواره هر کسی هم قرار نیست کانت و هگل و اینا بخونه ارزش‌های مدنی ارزش‌هایی هستن که برای همه هستن در همه این کشورها به بچه ۴ ساله من یاد میدن که فرهنگ چیه دیگری چیه احترام بده حق دیگری چیه اینا لازم نیست شما کانت هگل بخونید اینا یه سری اصول اولیه همزیستی هست که شما با همدیگه یاد میدین جامعه به همدیگه یاد میده الان خوشبختانه انحصار آموزش از دست دولت بیرون آمده. همین الان که من و شما داریم صحبت می‌کنیم در در حقیقت در یه قلمرو عمومی موازی داریم صحبت می‌کنیم. یعنی من و شما نمی‌تونیم در داخل ایران به در یک فضای عمومی آزادانه با هم این همچین گفتگویی داشته باشیم. اما اینترنت یک قلمرو عمومی موازی به وجود آورده که به من و شما امکان میده که از اون محرومیتمونو از قلمروی عمومی واقعی جبران بکنیم. همینطور در آموزشم همین‌طوره. ما باید به فکر آموزش بیفتیم. راه‌های آموزش هست. راه‌های آموزش وجود داره. امکان آموزش وجود داره. ما باید ضرورت ما باید ضرورتش رو بفهمیم. مثالی که دیروز زدم دیگه شما باید بخواید راننده باشید تا برین رانندگی یاد بگیرین ولی کسی که از رانندگی نمی‌خواد یاد بگیر راننده نمی‌خواد بشه یا اصلاً نمی‌دونه که رانندگی چی هست کجا یاد میدن. راه‌های آموزش وجود داره. خیلی چیز عجیب و غریبی نیست. نیاز نداره به ۱۰ تا نسل بگذرن. نه ما فقط باید بفهمیم که واقعیت چیه چگونه با هم حرف بزنیم چگونه با همکاری بکنیم چگونه منافع همدیگه رو ببینیم چگونه به دیگری احترام بگذاریم حق چیه چرا احترامه و حق دیگری شرط برای داشتن حقه و در جامعه‌ای که یک نفر سعادتمند نباشه امکان سعادت برای دیگران وجود نداره اینا چیزاییست که همه ما می‌تونیم آموزش ببینیم این‌ها جفر و استرلاب و نمی‌دونم جادو و معما هم نیست. منتها یه مقدار در وحله اول نیاز داره به اراده صادقانه و در وحله دوم نیاز داره به شجاعت نترسیدن. نترسیم از اینکه تعلقاتمون رو به آدما، به گروه‌ها، به ایدئولوژی‌ها از دست بدیم. به جامعه فکر بکنیم تا به ایدئولوژی‌ها. به جامعه فکر بکنیم تا منافع فرقه‌ای و منافع نمی‌دونم گروهی و این‌ها. جامعه برامون اصل باشه. اینا چیزایی نیست که عجیب غریب نیست. اینا ارزش‌هاییست که شما باید فقط بفهمیدشون و فهم این‌ها در به اصطلاح مقدور همه انسان‌هاست. اگر انسان‌ها برای تشخیص خوب و بد و برای عمل به خوب و پرهیز از بد نیاز به آموزش داشتن اخلاق معنا نداشت. آدم‌ها نیاز یعنی نیاز به آموزش عالی منظورم هست. آدم‌ها به گونه‌ای ساخته شدن که می‌تونن که با فکر کردن با گوش کردن به ندای وجدانشون بین خوب و بد فرق بگذارن و صادق باشن. به قول سقراط مهم‌ترین شرط اخلاقی بودن اینه که شما با وجدان اخلاقیتون با وجدانتون در آشتی باشین. سقرات می‌گفت که من ترجیح میدم با تمام مردم دنیا در جنگ باشم تا وجدان خودم. اگر همه ما ما نیازی نداریم بگی که کسی به ما بگه خوب چیه بد بد بد چیه مهم‌ترین مرجع اخلاقی وجدان هر کس هست مهم‌ترین مرجع اخلاقی هیچ مرجع اخلاقی برای این وجود نداره اگه خدایی هم هست خدا باید طبق وجدان ما عمل بکنه نه ما طبق حرف خدا بنابراین ما همه ما انسان‌ها از جمله ایرانی‌ها با یک چیزی داریم به نام وجدان فقط کافیست که به صدای او گوش بدیم و با او هماهنگ عمل کنیم. یعنی اگر وجدان ما چیزی رو بد می‌دونه ما اون رو انجام ندیم. اگر خوب می‌دونه ما از ترک او به اصطلاح بترسیم. در نتیجه ما داریم اونچه که باید داشته باشیم باید بشناسیمش. همون طور که گفتم اعتماد به نفس برای جامعه ایران ضروریست تا اعتماد عمومی بازسازی بشه. اگر اعتماد به نفس جامعه ایران اعتماد به نفسشو به دست بیاره کوه‌ها رو می‌تونه جابهجا بکنه ولی اگر به خودش بدبین باشه به همدیگه بدبین باشن به اصطلاح به دنبال نوک دماغشونو بیشتر نبینن به دنبال منافع حقیر فردی و به اصطلاح گروهی و فرقه‌ای و این‌ها باشن جامعه از هم خواهد پاشه ما وظیفه داریم از فروپاشی جامعه جلوگیری کنیم و فقط ما وظیفه داریم ما مسئولیت ت داریم حکومت چنین کاری بر ما نخواهد کرد دولت‌های خارجی هم چنین کاری نخواهند کرد جامعه تنها مسئول حفظ خودش هست و برای مسئولیت وقت زیادی نداریم ما در برابر نسل‌های آینده باید پاسخگو باشیم نسل‌های آینده باید بتونیم چیزی برای اون‌ها به جا بگذاریم که اون‌ها از ما حداقل به بدی یاد نکنن من سپاسگزارم از شما اگر فکر نمی‌کنین که ما با یه تراژدی مواجه هستیم آره ولی مق من عرض کردم ما وضعیتمون بسیار تراژیک هست ولی این به این معنا نیست که مقاومت در برابر این وضعیت برای ما ناممکنه تا ما انسانی یک انسان وجود داره آزادی وجود داره آزادی داره و تا آزادی هست مقاومت معناداره تا آزادی یعنی آزادی مقاومت کردن در برابر