ایرانیان از زمان هخامنشیان از حکومت هاشون ناراضی بوده اند، خود خامنه ای هم با حکومت مخالف است.

بله سلام عرض می‌کنم خدمت شما. مشکلی که هست اینه که شما وقتی که از ما حرف می‌زنین، از ملت ایران حرف می‌زنین، از مردم ایران حرف می‌زنین، از کی دقیقاً دارین حرف می‌زنین؟ یعنی اینا کین کجان؟ چند نفرن اکثریت جامعه خب از کجا می‌گیرین؟ مسئله همینه دیگه اکثریت جامعه ملت ایران مردم ایران اینا کلماتین که هیچ معنایی ندارن در حقیقت به چیز خاصی اشاره نمی‌کنن به خاطر همینم هست که خانم یاسمین پهلوی می‌تونه بنویسه که اسرائیل به ایران حمله کن مردم ایران پشت سر تو هستن آقای خامنه‌ای می‌تونه بگه ملت شریف ایران آقای پزشکی میگه ملت ایران خانم رجوی میگه ملت ایران کلمهی که اگه کلمه رو همه به کار بردن اینو معنی نداره بنابراین این این به یکی از مهم‌ترین یکی از یعنی مهم‌ترین نه یکی از مهم‌ترین مهم‌ترین شرط تغییر واقعیت موجود دیدن واقعیت موجوده و رها شدن از هرگونه به اصطلاح تصوراتی که با واقعیت آزموده نشدن و معلوم نیست واقعیت داشته باشن. اکثریت مردم ایران چیو نمی‌خوان دقیقاً بعد چیکار می‌خوان بکنن دقیقاً اینکه فرض کنیم که ۹۹ مردم ایران از حکومت ایران ناراضین خب ۹۹ چه می‌خوان بکنن آیا یه کار می‌خوان بکنن آیا برنامه مشترکی دارن آیا با شما هم عقیده هستن چون حرفی که شما می‌زنیدو همه می‌زنن همه معتقدن که اکثریت مردم ایران طرفدار عقیده اونا هستن آقای پهلوی همینو میگه آقای خامنه‌ای همینو میگه نمی‌دونم دیگرانم همینو میگن بنابراین راه اول رها شدن از این ذهنیت خیالدیشه خیالدیشی و رویافروشی و اینها میتونیم بگیم اکت جامی مخالف جمهوری اسلامی هست اجازه بد اجازه بد نه نه همین بحی جمله رو آیا می‌تونیم بگیم اکثریت جامعه ایران مخالف جمهوری اسلامی آ مخالف یعنی چی مخالف حالا که چه که چه می‌خواهند یه بحث دیگهست بله همین دیگه نکته همینه مسئله این که ایرانیا از زبان هخامنشیان از حکومت‌های خودشون ناراضی بودن ولی اینکه چه می‌کنن مهمه دیگه. الان شما خود آقای خامنه‌ای هم انتقاد داره می‌کنه از حکومت. یعنی که ما کسی خود آقای پزشکیم انتقاد می‌کنه از حکومت. مخالف حکومت بودن یعنی چی؟ یعنی به چه معنا؟ و بعد در عمل این چه به چه معنا ترجمه میشه؟ چون شما دارید میگید که داره اسرائیل داره حکومت ایرانو تضعیف می‌کنه و این فرصتی ایجاد می‌کنه برای براندازی. خب دقیقاً از کجا اینو میگین؟ یعنی چه اون نیروهای میدانی که دارین ازش حرف می‌زنین کجان؟ کین چند نفرن چی دارن چه دست پلنشون چیه؟ برنامه‌شون چیه؟ هیچی هیچی هیچ ما چیزی به نام نیرو میدانی چیزی به نام جنبش بالفل چیزی به نام رهبری سیاسی به اصطلاح مخالف نداریم بنابراین اینا رویافروشیه یعنی رویافروش فروختن به خود ما این یک نکته نکته دوم اینه که من معتقدم جمهوری اسلامی نه اصلاح میشه نه درش انقلاب میشه ولی این به این معنا نیست که درش فروپاشی صورت نمی‌گیره می‌تونه فروپاشی صورت بگیره مثل اتحاد جماییر شوروی و کشورهای اروپای شرقی و یک عده‌ای از درون خودش بیان و دوباره حکومتو به نحو دیگه ادامه بدن. نکته مهم اینه که من برانداز نیستم. من برانداز نیستم. من انقلاب بین انقلاب و بین براندازی تفاوت هست. براندازی یعنی که شما می‌خواید از شهر جمهوری اسلامی به هر قیمتی می‌خواید رها بشید. دیگه براتون مهم نیست که بعدش چی میشه. همون چیزی که در سال ۵۷ اتفاق افتاد و انق اون دوره کسایی که علیه شاه قیام کردن فقط می‌خواستن رژیم شاه نباشه حالا هرچی بشه بشه من به براندازی فکر نمی‌کنم من به انقلاب فکر می‌کنم انقلابی هم که من بهش فکر می‌کنم در حقیقت فقط انقلاب سیاسی نیست بلکه مقدمه بر انقلاب سیاسی من به یک انقلاب اخلاقی انقلاب عقلانی و انقلاب اجتماعی باور بردارم یعنی معتقدم که جامعه ایران باید تغییر پیدا بکنه تا شرایط تغییر پیدا بکنه. جامعه اگر تغییر پیدا نکنه همینجوری که مثل من و شما فکر می‌کنیم فکر بکنه من حکومت بعدی هم یه چیزی شبیه این یا بدتر از این خواهد بود. ما باید تصورمونو از حکومت تصورمونو از قدرت سیاسی تصورمونو از نقش جامعه تصورمونو از مفهوم شهروند عوض کنیم و جامعه عوض بشه. ما متأسفانه خیلی راجع به خودمون، راجع به گذشت‌مون، راجع به همسایگانمون تصوراتی داریم که این تصورات تاریخیه و تصوراتیست که ما رو به این وضع که الان هستیم کشونده. از این تصورات باید رها بشیم. اینکه ما تافه‌ای هستیم در این دنیا و نمیه تمدنی داشتیم که این بوده و هست و خواهد بود و ما رو در در برابر چیزی نجات میده و یا یه امام زمانی هست ما رو نجات میده. از اینا باید کاملاً فاصله بگیریم. واقعیت اونچه که هستیم ببینیم به قدرتی که خودمون داریم اعتماد کنیم امیدی به حادثه معجزه آمیزی نبندیم ببینید فرض کنیم که شرایط مثل افغانستان بشه یعنی اینکه یک تمام دنیا بیاد جمع بشه یه حکومتو برداره اگر جامعه تغییر نکنه ۲۰ سال بعد اون حکومت دوباره برخواهد گشت این شوخی نداره فکر نکنید که ما از افغانستانی‌ها از سوریه‌ها نمی‌دونم از نمی‌دونم دیگران متفاوتیم نه ما هم یه ملت ی هسته مثل بقیه ملت دنیا بنابراین جامعه باید تغییر بکنه ما جا جامعه ما ذهنیت اجتماعی ما ذهنیت استبدادیست ذهنیت دیگر ستیزه دیگر گریزه بیگانه هراسه این ذهنیت‌ها باید تغییر پیدا بکنه تا به ما بتونیم یه عضو فعالی در جامعه جهانی باشیم بتونیم اقتصاد درستی داشته باشیم نمی‌تونیم که ما به اصطلاح حکومت فاسد باشه جامعه فاسد نباشه جامعه‌ای که فاسد هست حکومتش فاسد فد میشه اگر جامعه فاسد نبود حکومت نمی‌تونست انقدر فاسد بشه و انقدر مرزی بین حکومت و جامعه وجود نداره جمهوری اسلامی یعنی کی شما میگین جمهوری اسلامی براندازی کنیم یعنی چیو براندازی کنیم آقای خامنه‌ای مثلاً بیفته فقط یا چی چه اتفاقی بیفته مجلس عوض بشه ما داریم راجع به یک جام مملکتی صحبت می‌کنیم که بخش اعظم اقتصادیش در سایهست پنهانه سپاه پاسداران بخش اعظم اقتصادیش پنهانه اگه اگر درست باشه ۱/ سوم اقتصاد ایران دست اونه یک/ سوم اقتصاد ایران یعنی یک/ سوم مردم ایران در خدمت اقتصاد سپاه هستن یعنی سپاه پاسداران که خودش نمی‌تونه کارخونه داشته باشه کارخونه داره اون که کارخونه رو اداره می‌کنه مهندسه بیمارستان داره دکترا براش کار می‌کنن پرستارا براش کار می‌کنن داریم چیو می‌خوایم براندازی کنیم دقیقاً قانون اساسی قانون اساسی رو عوض کنیم جامعه ولی اگر قدرت و سلاح دست سپاه باشه که قانون اساسی کاری نمی می‌کنه. عزیز من ببینید وقتی که در دوران استعمار در آفریقا به پایان رسید بعد از این همه تلاش و این حرفا متخصص‌ترین حقوق‌دان‌های اروپایی آمدن و برای کشوی اروپایی کشوری آفریقایی قانون اساسی نوشتن. قانون اساسی کشورای بعد از استقلال ۲ هفته یه بار تو این کشورا داره کودتا میشه در نیجریه و نمونم سومالیا و فلان اینا قانون اساسی انسانی می‌خواد که به اون قانون اساسی عمل کنه اون قانون اساسیو بفهمه وگرنه کاغذ که معجزه نمی‌کنه شما انسانی رو تربیت کنید که قانون بفهمه و به قانون پایوند باشه اونوقت قانون اساسی می‌تونه معجزه بکنه وگرنه میشه مثلاً همین قوانین اساسی که در این ۱۰۰ ساله نوشتن نه معنا میده نه کسی بهش اهمیت داده تا الان بنابراین داریم ما نیاز داریم به یه جامعه قانونمندی جامعه به اصطلاح جامعه‌ای که قانون رو بفهمه بهش احترام بگذاره در جامعه ایران قانون یعنی یه چیزی که از بالا به زور به ما تحمیل شده و تا جایی که می‌تونی ازش فرار کن وقتی که تو اتوبوس میشینیم اتوبوسو داغون می‌کنیم همین طوری یعنی اموال عمومی دولت قانون برای ما یه چیز بیگانهست یه چیزیست تحمیلیست یه چیزیست که ما به اختیار خودمون اون رو و به اصطلاح حالا وضع نکردیم با اختیار خودمون خودمون رو محدود به اون نمی‌کنیم شما قانون اساسی آمریکا رو ببر اونجا مگه قانون اساسی کار با خودی خودش کاری می‌کنه شما انسان‌هایی باید داشته باشین که مفهوم قانونو درک بکنن آزادی خودشون رو در قانون ببین ببینن در جامعه ایران آزادی چیزیست جدایی از قانون آزادی یعنی رهایی یعنی بیقید و شند به اصطلاح لاالی‌گری یعنی آزاد بودن که هر کاری دلت بخواد بکنی در حالی که آزادی در مفهوم غربیش در مفهوم دموکراتیکش یعنی آزادی قانون‌گذاری و ضرورت عمل به قانون و مسئولیت شما در جامعه ایران چیزی به ما نیاموختن راجع به من اینا ایناهم همش آموزشیه یعنی اینا رو باید در یک نظام آموزشی یاد بدی از بچگی آموزش مدنی یعنی مسئولیت پذیری رو یاد بدی یاد بدی که به قانون احترام بگذاری یاد بدی که به حق دیگران احترام بگذاری یاد بدی که در خیلی از مواقع بیش از اونچه که حق به اصطلاح مسئولیت هست عمل بکنی در یک جامعه که شما نمی‌تونی همه رو با پاسبون به اصطلاح دموکراتیک بکنی که جامعه رو که نمیشه با قانون و پلیس در حقیقت دموکراتیک کرد یه جامعه باید اخلاق دموکراتیک داشته باشه یعنی وقتی که قانونم نیست پشت چراغ قرمز وایسه وقتی پلیس نیست پشت چراغ قرمز وایسه و با کسانی که متفاوت هستن همدردی بکنه شفقت بکنه نیکوکاری بکنه ه فلانتروپی داشته باشه اینا اینا هست که جامعه دموکراتیک دموکراتیک می‌کنه در حقیقت جامعهست که قانون اساسی رو می‌سازه نه اینکه قانون اساسی جامعه رو بسازه اینو توجه داشته باشین که قانون فرهنگه قانون چیزی نیست که فرهنگو بسازه که به همین دلیلم هست که شما در خیلی از کشورهای دنیا در انگلستان شما قانون اساسی ندارید اصلاً در چیزی به نام قانون اساسی وجود نداره ولی مردم دموکراتیک سیستم دموکراتیکه ضرورت قانون و از اون اونجاست که اون فرهنگ اون ضرورتو ایجاب بکنه وگرنه فرهنگی که به قانون اعترا نکنه به قانون گریزی و به اصطلاح نقض قانون عادت کرده باشه خو کرده باشه اون قانون اساسی به چه دردش می‌خوره؟ به هیچ دردش نخوره. بنابراین توجه داشته باشین که رهایی از جمهوری اسلامی هدف نیست. رهایی از جمهوری اسلامی یک پلیست که ما از جمهوری اسلامی رها بشیم یک جامعه آزاد تأسیس کنیم و با تأسیس جم یک جامعه آزاد فقط با رها شدن از شهر جمهوری اسلامی محقق نمیشه بلکه با یه تحولی درون ما متحقق میشه ما باید آزادی رو بفهمیم و بتونیم تأسیس آزادی رو یاد بگیریم و برای اون عزم و شجاعت و صداقت داشته باشیم وگرنه بله بله همه همه بندگان بعد از یه مدتی بر اربابشون شورش می‌کنن اما فقط برای اینکه اربابشونو عوض کنن نه اینکه از بندگی دست بردارن اگر می‌خوایم این بار از بندگی رها بشیم لازمش اینه که آزادی رو بفهمیم خودمون با واقعیت مهم‌ترین چیز اینه که تماسمونو با واقعیت از دست ندیم ما مردم ایران مثل حکومتمون در یک فضای بسیار رویایی زندگی می‌کنیم اینم طبیعی‌ست در یه جامعه‌ای که خو کرده به به اصطلاح خیال‌پروری خیلی طبیعیه. ما هم مثل آقای خامنه‌ای فکر می‌کنیم که همه مردم طرفدارمان و همه چی همونطور که دلمون می‌خواد انجام بشه. جدال هیچ موقع حق بر باطل پیروز نیست. ضرورتاً اینو توجه بکنید. یعنی اگر تمام ملت ایران حق باشن دلیل نمیشه که بر باطل که حکومتی پیروز بشن ضرورتاً بلکه باید یاد بگیرن که چگونه حق خودشونو احقاق بکنن و قرارم نیست که ما آدمایی که ما رو کشتن ما بکشیمشون. یعنی قرار نیست که کسانی که به ما ظلم کردن ما بهشون ظلم کنیم. قرار نیست کسانی که نقض حقوق بشر کردن ما حقوقشونو نقض کنیم. باید این چیزا رو یاد بگیریم. اونوقت میشه گفت وارد یه مرحله جدیدی شدیم. بله ولی جمهوری اسلامی می‌تونه عمرش ۲ روز باشه بره ولی بعدش می‌تونه دوباره یه استبداد دیگه‌ای به یه اسم دیگه‌ای شروع بشه. ما باید با استبداد مبارزه کنیم نه با مستقل. من یه مطلب کوتاه اگر اجازه بفرمایید در حد یک دقیقه بفرمایید. بفرمایید ازاحت من بحث اخلاقی که آقای خلیجی مطرح کردن کاملاً باهاشون از همراه هستم مخصوصاً این بخش آخر که قرار نیست که ما در واقع ما هم دست به خشونت بزنیم یا بخوایم مثلاً قتام به راه بندازیم ببین ما دو مرحله داریم صحبت می‌کنیم یکی مرحله گذار هستش در این مرحله گذار جنگه همون انقلابی که دارید میگید ما ببینیم تو انقلاب‌ها چند نفر کشته میشن انقلاب هزینه داره گذار هزینه داره این زمانی که گزار انجام شد دیگه برنمی‌گردیم یعنی اون فرماندهان سپاهیات دیگرانی که هستن آنگونه که با ما برخورد کردن بعد از اینکه حکومت قانون مستقر شد قرار نیست که ما دستگاه خشونت بزنیم دوست عزیز این این استدلال شما رو بله بله متوجه شدم این استدلال شما یه جمله آخر بهتون تموم کنم اینکه ما امروز مردمو محکوم کنیم که خب ما اگر از همون ابزارها بخوایم استفاده کنیم مقابل حکومت این در واقع یک آدرس غلط دادنه از نظر من در صورتی که ما صحبتمون اون بخش ب بخش‌هایی که شما دارید روش تأکید می‌کنید که جامعه باید اون انقلاب فکری درش ایجاد بشه این رونسانس در جنبش انقلابی مقطع انجام شد من اینجا رو باهاتون همراه هستم آقا اینکه یک حکومت مستقر بهتر می‌تونه اون آزادی‌ها رو آموزش بده دموکراسی آموزش ببینید دوست عزیز اینا تعارف رونسانس در ایران اتفاق افتاده همین دیگه از این توهمات باید خارج بشیم و نکته مهم اینه که شما اگر خشونت رو به عنوان وسیله انتخاب کردید اونوقت مجبورید که برای یعنی خشونت رو انتخاب کردید برای اینکه به حکومت دست پیدا بکنید بعدش مجبورید برای حفظ حکومت از اون خشونت باید بیشتر استفاده کنید این قاعدهشه یعنی خشونت یک چیزیست که شما اسیر او خواهید شد اگر با خشونت حکومتی به دست بیاد اونوقت مجبوره با خشونت اون حکومتو حفظ کنه. بنابراین هیچ به هیچ وجه تصور نکنید که می‌تونید رهایی پیدا بکنید از خشونت. این یه نکته. نکته بعد که مسئله همینه. فکر نکنین که ما چیزی به دست رونسانس کدوم رونسانس چی؟ اصلاً می‌دونیم کلمه رونسانس یعنی چی؟ و اینا توهماتیست که ما داریم و باید ازش رها رهایی پیدا بکنیم. نه ما چیزی نمی‌دونیم. مشکل اینه که نمی‌دونیم که چیزایی که نمی‌دونیم چین و مرتب فکر می‌کنیم که یه چیزایی به دست آوردیم. نه. اگر مهم‌ترین معیار برای دستاورد ما مهم‌ترین معیار برای وضعیت ما همین چیزیست که الان جلو چشمتون دارید می‌بینید. اگر ما چیزی به دست آورده بودیم باید الان امروزه خودشو نشون می‌داد. اگر ما چیزی از تمدن ایرانی وم فرهنگ فلان و رونسانس و اینجور چیزا داشتیم امروز نباید در این وضعیت بیم. بسیار خب دوست بعدی من باید کمتری همون انقلاب چه باید کرد آقای خل حالا دیگه من راجع به این موضوع قبلاًهم صحبت کردم در همیا به اصطلاح کانال یوتیوبم دو سه تا جلسه گذاشتم انقلاب به شیوه دیگر اگر نگاه بکنید و راجع بشم زیاد صحبت کردم ولی خب اجازه بدین تا حالا یه فرصتی دیگه باز صحبت بکنیمش ‏S