زمینه های مشترک بین ما و اصلاح طلبان؛ و یا بین ما و جریان پهلوی

منم سلام عرض می‌کنم خدمت شما و خیلی ممنونم. من متوجه نشدم اشکالتون به حرف من چی بود دقیقاً یعنی اشکالتون این هست که چرا اصلاً ما روی اصلاح‌طلبا حساب می‌کنیم منظورتون این حرف؟ بله بله کاملاً همین طوره و حتی و حتی ازشون صحبت می‌کنیم یعنی وقتی که یه همچین پرسشی بیان میشه باید همین موردی که من الان گفتم به عقیده من البته هر کسی می‌تونه عقیده خودش رو داشته باشه ولی امید بستن مجدداً به اصلاح‌طلبان و حتی مطرح کردن چنین پرسش و پاسخی خودش یک آدرس اشتباه هستش سپاسگزارم از متوجه شد ببینید دوست عزیز در عالم انسانی ی سفید و سیاه وجود نداره مخصوصاً در جامعه من با شما موافق هستم که اصلاحطلبان کارنامه قابل قبولی ندارن من در مورد پزشکیان هم مخالف شرکت در انتخابات بودم مخالف آقای پزشکیان بودم و هستم ولی این به این معنا نیست که شما بتونید یه بخشی از جامعه رو نادیده بگیرید به این معنا که اگر اصلاحطلبانی که من و شما باهاشون مخالف هستیم یعنی با کارنامهشون مخالفیم با رویکرداشون مخالفیم اگر این‌ها در یه شرایطی بتونن کار مثبتی بکنن خب چرا نکنن و چرا ما نادیده بگیریم قرار نیست که ما جامعه‌ای بسازیم که در اون جامعه همه مثل ما فکر کنن یعنی اگر جمهوری اسلامی امروز امشب تمام بشه جامعه فردا جامعه‌ایست که انواع و اقسام افکار درش وجود خواهند داشت و باید وجود داشته باشن و نمیشه هیچ چه جریانی رو حذف کرد. بهتر اینه که ما زمینه‌های مشترکو پیدا بکنیم. یعنی اگر من و شما با اصلاح‌طلبان مخالف هستیم اما در عین حال با جنگ هم مخالف هستیم خب اگر اصلاح‌طلبا بتونن نقش مثبتی در این جهت بازی بکنن چه اشکالی داره؟ مگر قراره که آدما رو به دیو و فرشته تقسیم بکنیم؟ آدما می‌تونن و جریان‌ها می‌تونن در شرایط مختلف نقشه‌های مختلفی بازی بکنن. همونطور که جریان آقای پهلوی می‌تونست در شرایط بسیار متفاوتی نقش مثبتی بازی بکنه ولی روز به روز نقش ایشون منفی‌تر میشه. حالا اگر تصور کنید من که با آقای پهلوی مخالف هستم یه روزی ایشون یه کاری بکنه یه حرفی بزنه که به نفع ایران باشه من بگم چون آقای پهلوی این حرفو زده نباید مثلاً از ایشون نام برد یا نباید استقبال کرد از این نه ما افراد رو و جریان‌ها رو بر اساس عملکردشون باید بسنجیم نه بر اساس نیاتشون و بر اساس ذاتشون و نمی‌دونم شخصیتشون این حرفا آقای پهلوی آقای خاتمی آقای خامنه‌ای، آقای خانم رجوی، من شما همه قضاوت‌هامون باید بر اساس رفتار همدیگه باشه. ما با جمهوری اسلامی هم مخالف هستیم. ما مخالف نست نیستیم با چند تا آدم که ما با رفتار جمهوری اسلامی مخالف هستیم با کار با کارکردش. حالا اگر جمهوری اسلامی در یک نقطه‌ای یه کاری کرد که به نفع جمهور به نفع ملت ایران بود که نمیشه بگید چون جمهوری اسلامی این کارو کرده پس نباید اصلاً این کارشم به حساب آورد. بنابراین یه مقدار سفید سیاه دیدن برای ما مشکل ایجاد می‌کنه. مخصوصاً الان که جامعه بسیار تکه تکه شده. جامعه به اصطلاح از همگسیخته شده انسجام اجتماعی تضعیف شده. اعتماد عمومی کم‌رنگ شده. در چنین شرایطی ما نیاز داریم به اینکه با همدیگه همکاری بکنیم، هم‌فکری بکنیم بر سر آرمون‌های مشترکی که داریم و مطمئن باشید که آینده‌ای که مطلوب هست برای ایران، آینده‌ای که شما بخواهید در اون زندگی بکنید، آینده‌ای که من می‌خوام زندگی بکنم بدون شما ممکن نیست و آینده‌ای که شما بخواید بدون من ممکن نیست، بدون دیگران ممکن نیست. بنابراین باید با تنوع رو و تفاوت رو به رسمیت بشناسیم. البته حق استقلال رأیمون و استقلال عملمونو داریم از همدیگه نقد با هم نقد می‌کنیم. ولی ایران فردا اگر شما میگید که آقای پزشکی رأی آورده در ایران یعنی به هر حال یه درصدی از جامعه به ایشون رأی دادن دیگه. شما فردا میخواین جامعه ایرانو بسازین اینا رو حذف کنین. نمیشه که بعوه همین کسایی که با آقای پزشکی رأی دادن باید آینده ایران ساخته بشه یعنی همه ما باید با همدیگه کمک بکنیم که تفاوت‌های ما مانع همکاری ما نشه تفاوت‌ها طبیعیست اما تبدیل تفاوت‌ها به خشونت تنها راه به اصطلاح ممکن نیست بلکه ما باید این تفاوت‌ها رو به رقابت و به همکاری‌ها بر س زمینه مشترک بین خودمون تبدیل کنیم. به عبارت دیگه ما نیازمند به رسمیت شناختن تفاوت‌ها و در عین حال به دست آوردن زمینه‌های مشترک هستیم برای همکاری و برای ساختن جامعه وگرنه اگر بخوان آدما بر اساس اختلاف فکریشون با همدیگه مبارزه بکنن خب خیلی بدتر از حکومت می‌تونن جامعه رو نابود بکنن.